تاریخچه ارتباط صنعت و دانشگاه

) تاریخچه ارتباط صنعت و دانشگاه در چند کشور منتخب

1- ژاپن[1] : در سال 1960 با رشد صعودی صنایع، واحدهای تحقیق و توسعه به طور مستقل از دانشگاهها ایجاد شدند. لیکن گسستگی بین صنعت و دانشگاه عامل عدم موفقیت این مراکز شد. اولین تجربه موفق ارتباط صنعت و دانشگاه اختراع میکروسکوپ الکترونی بود که باعث رشد چشمگیر رشته فیزیک ذره­ای گردید. از آن پس با دخالت مستقیم دولت و حمایت صنعت، پیوند در زمینه­های مختلف از جمله مشاوره، تحقیقات قراردادی، تحقیقات مشترک، آزمایشگاههای اهدایی، کمک صنعت به بودجه تحقیقاتی دانشگاهها، ایجاد ارتباط با صنعت و… برقرار گردید (افشاری،1376). در ژاپن دانشگاهها دروازه ورود دانش پیشرفته از کشورهای اروپایی بوده­اند. دانشگاهها در زمینه تحقیقات مشترک و راهنماییهای فنی با صنعت نقش کاملاً گسترده­ای دارند. در بسیاری از موارد یک دانشگاه انجام تحقیقات بنیادی را تقبل می­کند و صنعت نیز توسعه کار را بر عهده می­گیرد. اغلب شرکتهای تولیدی برای انجام کارهای تحلیلی به آزمایشگاههای دانشگاهها مراجعه می­کنند. حتی در مراکز عمده و بزرگ، عموماً صنعت رهبری مشخص بر دانشگاههای مجاور دارد و به طور کلی از دید دانشگاهها ارتباط با صنعت منبع مهم دریافت بودجه­های تحقیقاتی به شمار می­آید(جعفرنژاد و همکاران،1384).

2- آمریکا[2] : دولتمردان ایالت متحده به این نتیجه رسیده­اند که برای حفظ مقام این کشور در جامعه تجارت بین المللی باید محل سنتی آموزش(دانشگاه) و عاملین اصلی برای انگیزه(صنعت) را به کمک برنامه­ریزی­های حساب شده دولتی به همدیگر نزدیک نمایند. در این راستا سه الگوی زیر با موفقیت اجرا شد :

1-    برنامه تشکیل مراکز تحقیقات تعاونی صنعت و دانشگاه 2- تشکیل مراکز تحقیقات مهندسی در دانشگاه­ها

3- باز کردن درهای آزمایشگاههای مرکزی به روی عموم

در الگوی اول که توسط بنیاد ملی علوم در سال 1977 طراحی و اجرا شد، پیشنهادات تحقیقاتی بر حسب نیاز صنایع کشور ارائه می­گردد، تیم مشترکی از دانشگاهیان و متخصصان صنعت تشکیل و بر روی مسائل و مشکلات کوتاه مدت صنایع کار می­کنند. الگوی دوم بر اساس این نیاز که باقی ماندن کشور در جرگه رقابت صنعتی به دو عامل یکی وضعیت تکنولوژی و دیگر آموزش استعدادها بستگی دارد، در سال 1985 طراحی و اجرا شد. بر اساس این الگو مراکز تحقیقات مهندسی در دانشگاهها(نه در صنایع) تاسیس شدند. وجود این مراکز در دانشگاهها می­تواند تاثیر عمده­ای بر نظام آموزشی داشته باشد و در مشارکت با صنایع، پاسخگوی مسائل بلند مدت صنعتی باشد. در الگوی سوم که برای رشد و اعتلای سطح علمی عمومی جامعه انجام شد تمام اقشار جامعه از دانشگاهی و مهندسان صنایع گرفته تا تکنسین ها و افراد عادی می­توانند با حداقل هزینه از امکانات آزمایشگاهی دولت مرکزی استفاده نمایند. میزان موفقیت این طرح به قدری بود که نه تنها فوراً در تمام ایالات مورد استقبال قرار گرفت بلکه عکس­العمل آن در سطح بین­المللی نیز قابل توجه بود(افشاری،1376).

3- کره جنوبی[3] : در دهه 1960 مدل توسعه­ای را بر اساس ارتباط برنامه­ریزی صنعتی و استراتژیهای پیشرفت تکنولوژی به وجود آورد. این دهه مرحله خیز برای صنعتی شدن بود. دهه 1970 را می­توان مرحله رشد صنعتی دانست. دهه 1980 به عنوان مرحله توسعه خود اتکاء در نظر گرفته شد توسعه­ای که بر نتایج فعالیتهای دهه­های پیش استوار است. مهمترین اهداف ساستهای دهه­های 1960 و 1970 در کره ایجاد بنایی محکم برای رشد علوم و تکنولوژی، رشد صنایع استراتژیک و فراهم نمودن شرایط مناسب و مطلوب برای توسعه علوم و تکنولوژی بود. در اواسط دهه 1970 تعداد زیادی از شرکتهای صنعتی واحدهای تحقیق و توسعه را تاسیس نمودند و توانمندی­های خود را بالا بردند. دولت تحقیقات پایه­ای در دانشگاهها را تشویق و حمایت جدی نمود. به علت افزایش ارتباط متقابل میان توسعه فنی و تحقیقاتی علمی پایه­ای، همکاری میان دولت، دانشگاهها، موسسات تحقیقاتی و صنعتی به عنوان یک ضرورت تلقی شد با این وجود دولت استقلال فکری موسسات علمی را محدود ننمود و به آن خدشه­ای وارد نکرد. در مجموع در کره زمینه ای فراهم شد تا سرمایه­های صنعتی وارد میدان شوند و حاکمیت این بخش از سرمایه تضمین گردد یعنی سرمایه­های ربایی، دلالی و در نهایت تجاری در اختیار سرمایه­های تولیدی و صنعتی قرار گیرد(فیوضات و تسلیمی،1386).

مطلب مرتبط با این موضوع :  پیامد های کیفیت خدمات

4- سوئیس[4] : در سوئیس همکاری دانشگاه و صنعت، اساس اقتصاد این کشور را تشکیل می­دهد. مجاورت دانشگاهها با شرکتهای تولیدی به ویژه در صنایع شیمیایی و صنایع ماشینی و وجود شبکه­های غیر رسمی دانشمندان (دانشگاهیان) و صنعتگران، نمود بارزی از همکاری دانشگاه و صنعت در این کشور است (جعفرنژاد و همکاران،1384).

5- چین[5] : در چین، موسسه تحقیقات تکنولوژی صنعتی، نقش رابط با صنعت را عهده­دار است و وظیفه آن استفاده از تخصص­های هر دو گروه(دانشگاه و صنعت)، سرمایه­گذاری مشترک برای نیروی انسانی و امکانات و هزینه­ها برای تدوین برنامه­های تحقیقاتی مشترک است. در چین، دانشگاهها از طریق موسسه تحقیقات تکنولوژی صنعتی برای توسعه تکنولوژی یا محصول صنعتی خاص، انجام تحقیقات را به طور کارمزدی از جانب شرکتها قبول می­کنند، شرکت صاحب منفعت، لوازم مورد نیاز برای این تکنولوژی یا محصول صنعتی مورد تحقیق را فراهم می­سازد و بر اساس توافق با موسسه، پرداخت کارمزد به طور کامل یا به صورت اقساط انجام می­شود نتایج چنین تحقیقاتی به صورت انحصاری برای شرکت طرف قرارداد ارسال می­شود به این ترتیب که شرکت مذکور در زمانهای معین، یک نسخه منحصر به فرد از نتایج تحقیقات را دریافت می­کند(جعفرنژاد و همکاران،1384).

2.7.2 ب) تاریخچه ارتباط صنعت و دانشگاه در ایران

بررسی تاریخ ایجاد دانشگاه و صنعت نشان می­دهد که اولین دانشگاه در ایران، دانشگاه تهران بوده است که در سال 1313 توسط رضا شاه پهلوی و نخست­وزیری محمدعلی فروغی ایجاد گشت و بعدها دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دیگری در زمان پهلوی و بعد از انقلاب(مانند دانشگاه آزاد اسلامی و…)ایجاد شدند(فیوضات و تسلیمی،1386). در مورد تاریخ صنعت در ایران باید گفت صنعت در ایران قدمتی 6 هزار ساله دارد. حفاری های اخیر نشان می­دهد که ایران باستان دارای صنعتی قدیمی­تر از صنعت مصر و بابل است. نقاطی که در تخت جمشید و دامغان حفاری شده دال بر این قدمت طولانی صنعت در ایران می­باشد و ظروف سفالینی که بدست آمده نشان می­دهد که باید قرن­ها به طول انجامیده باشد تا این درجه پیشرفت حاصل شده باشد(فریار،1317). آن چنان که مشاهده می­شود آموزش و صنعت در ایران دارای تاریخی طولانی است اما حقیقت آن ­است که با بررسی این تاریخ نمی­توان آثاری از ارتباط مناسب و وثیق میان دو نهاد دانشگاه و صنعت در ایران مشاهده کرد. به طور کلی هر دوی این نهادها به شکلی وارداتی و خودجوش در جامعه ما شکل گرفته­­اند و تا امروز کمتر تلاشی برای سازگار کردن آنها با مجموعه شرایط اجتماعی به چشم می­خورد. به عبارت دیگر این دو نهاد از وجود اختلال رابطه­ای در ارتباط میان خود رنج می­برند. اگر چه این وضع در سالهای اخیر اندکی بهبود یافته است. اساساً دانشگاه در ایران پدیده­ای وارداتی و فاقد ارتباط با مدارس سنتی و مراکز علمی گذشته بود(منصوری،1383). از طرف دیگر صنایع جدید نیز در ایران به شکلی وارداتی و وابسته بوجود آمدند و چنین وابستگی در طی زمانهای مختلف همیشه نمودار بوده است، به نحوی که کمتر تناسبی میان رشد صنایع و نیازهای اساسی جامعه قابل تشخیص است. اساساً صنایع کشور ما تکنولوژی­ها و ابزار و وسایل مورد نیاز خود را از خارج از کشور تامین می­کنند و به همین دلیل احساس نیازی به ایجاد رابطه با دانشگاهها نمی­کنند. زمانیکه طرحهای تحقیقاتی و وسایل مورد نیاز از قبل آماده باشد دیگر کمتر نیازی برای ایجاد رابطه با دانشگاهها و بهره­مندی از طرح­ها و امکانات آنها باقی می­ماند(فیوضات و تسلیمی،1386). اگرچه این وضع در چند سال اخیر اندکی دگرگون شده است و اکنون می­توان از قراردادهایی که برخی صنایع با بعضی دانشگاهها و البته در سطحی محدود منعقد کرده­اند یاد کرد. «امروزه رقم قراردادهای میان صنعت و دانشگاه در یکی از مهمترین دانشگاههای ایران(دانشگاه صنعتی شریف) بالغ بر 13 میلیارد تومان است که جای رشد بسیار دارد». به طور کلی ارتباط دانشگاه و صنعت در ایران به چهار دوره زیر تقسیم می­شود :

مطلب مرتبط با این موضوع :  تاریخچه فوتبال در ایران

دوره اول : از زمان تاسیس دانشگاه تهران(1313) تا سال1340، در این دوره تعامل دانشگاه و صنعت مبتنی بر آموزش بود. دولت در راستای هماهنگ سازی دانشگاهها با صنایع وارداتی جدید و ایجاد رشته­های دانشگاهی که مورد نیاز صنایع تازه تاسیس بودند، تلاش می­کرد.

دوره دوم : از سال 1340 تا 1360، که در این دوره نیز تعامل دو نهاد مبتنی بر آموزش بود و دولت همچنان برای هماهنگ سازی دانشگاهها با صنایع تلاش می­کرد. با این تفاوت که در این دوره کارآموزانی از دانشگاه برای آشنایی با فناوری های وارداتی جدید و آشنایی با بعضی از مسائل، به شرکتهای صنعتی دولتی فرستاده می­شدند.

دوره سوم : از سال 1360 تا 1374، که در این دوره دولت تلاش کرد مبنای تعامل دانشگاه و صنعت را علاوه بر آموزش به پژوهش نیز گسترش دهد و بر این اساس دفاتری با عنوان«دفتر ارتباط دانشگاه با صنعت» در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای بهبود تعامل دانشگاه و صنعت ایجاد شد.

دوره چهارم : دولت از سال 1374 به بعد کوشیده مبنای جدیدی را برای تعامل دانشگاه و صنعت ارائه کند این مبنای جدید را می­توان توسعه فناوری نامید. در این راستا از سال 1379 به تاسیس شهرکهای علمی و تحقیقاتی، پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد(انکوباتورها) اقدام کرده است(سلجوقی،1385).

[1]. Japan

[2]. America

[3]. South Korea

[4]. Switzerland

[5]. China