عوامل موثر بر فرآیند هوشمند سازی مدارس

– انگیزه پیشرفت

از اصطلاح انگیزش تعریفهای مختلفی به عمل آمده است.یکی از جامع ترین آنها تعریف زیر است :انگیزش به نیروی ایجاد کننده ،نگهدارنده،و هدایت کننده رفتار گفته می شود.انگیزه به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موجب می شود تعریف شده است (سیف،۱388،ص230).انگیزه اصطلاحی است که غالباً با انگیزش مترادف به کار می رود. با این حال می توان انگیزه را دقیق تر از انگیزش و به عنوان حالت مشخصی که سبب ایجاد رفتاری معین می شود تعریف کرد. به سخن دیگر انگیزش عامل کلی مولد رفتار به حساب می آید در حالی که انگیزه حالت اختصاصی رفتار یک شخص می باشد. مثلاً وقتی که می پرسیم چرا فلان شخص رفتار خاصی را انجام داد به دنبال انگیزه او هستیم .اصطلاح انگیزه بیشتر در اشاره به رفتار انسان به کار می رود(سیف،۱388،ص230).انگیزه برای مشخص کردن قصد یا بازده دلخواه یک رفتاردبه کار می رود پس کاربرد اصطلاح انگیزه در مورد حیوانات جایز نیست(روسل،1971،ص6)

 

یکی از عوامل انگیزشی جانداران نیاز ها و سائق های حاصل از آنها می باشد. نیازها انواع گوناگونی دارند که معروفترین طبقه بندی نیاز های انسان، طبقه بندی مازلو می باشد؛

 

مازلو نیاز های انسان را به دو دسته تقسیم می کند: نیاز های کاستی(نیاز های اساسی) و نیاز های بالندگی(فرا نیازها).

 

نیاز های اساسی شامل:

۱) نیاز های فزیولوژیک یا جسمی

۲)نیاز به امنیت یا ایمنی

۳) نیاز به عشق و تعلق

۴) نیاز به عزت نفس یا احترام به خود.

 

اما برخلاف نیاز های کاستی که از محرومیت انسان سرچشمه می گیرند فرا نیاز ها نیرویشان را از میل آدمی به رشد و بالندگی کسب می کنند که به خودشکوفایی یا تحقق خویشتن نیز معروف هستند. نیاز های هر سطح باید حداقل کمی ارضا شوند تا اینکه نیازهای سطح بعدی بصورت انگیزه نقش آفرین رفتار درآید اگر غذا و و امنیت به سختی و با دشواری بدست آید تلاش برای ارضای این نیازها بر رفتار فرد تسلط یافته و انگیزه های والاتر نقش و اهمیت نخواهند داشت. از نظر مازلو در جوامعی که مردم برای بدست آوردن نیازهای اولیه مانند غذا و مسکن باید سخت در تلاش باشند فعالیت های هنری و علمی رشد نخواهد کرد. مازلو بالاترین نیاز را خودشکوفایی می نامد و موضوعاتی از قبیل: یکپارچگی، کامل بودن، سرزنده بودن، یگانه و بی نظیر بودن، آسان بودن، خودکفایی و ارزشهای زیبایی و خوبی و حقیقت را در رفتار و پاسخ های افراد خود شکوفا برجسته می داند ( سیف،۱388،ص234).

منظورازانگیزش پیشرفت یا انگیزش موفقیت ،میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیتهایی است که موفقیت در آنها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است(اسلاوین ،2006،ص 326).

نیاز به پیشرفت یکی از نخستین انگیزه هایی است که به تفصیل مورد مطالعه قرار گرفته است(مک کلند  ، اتکینسون ، کلارک  ، لاول،1953). پژوهش درباره این انگیزه امروزه نیز ادامه دارد(اسپنس،1983) افرادی که نیاز به پیشرفت در آنها نیرومند است، می خواهند کامل شوند وعملکرد خود را بهبود بخشندآنان وظیفه شناسند و ترجیح می دهند کارهایی را انجام بدهند که

چالش برانگیز باشد و به کاری دست بزنند که ارزیابی پیشرفت آنان به نحوی، خواه با مقایسه آن با

پیشرفت سایر مردم یا بر حسب ملاکهای دیگر امکان پذیر باشد . به بیان رسمی تر، پیشرفت رفتاری

مبتنی بر وظیفه است که اجازه می دهد عملکرد فرد طبق ملاکهای وضع شده درونی یا بیرونی مورد

ارزیابی قرار گیرد که در برگیرنده فرد در مقایسه با دیگران است یا به نحو دیگری در بر گیرنده نوعی ملاکهای عالی است ( اسپنس و هلم رایش ،1983 ،اسمیت ،1969).انگیزش پیشرفت را در

بسیاری از حوزه های فعالیت مثل شغل، مدرسه، هنرهای خانگی یا مسابقات ورزشی و قهرمانی

می توان مشاهده کرد . سازه انگیزش پیشرفت تحصیلی در مدرسه به رفتارهایی که به یادگیری و

پیشرفت منجر می شود ، اطلاق می گردد . یکی از بهترین پژوهشهای مروری که انگیزش را به محیط تربیتی ارتباط داده است، توسط پینتریچ  و دوگوروت  در سال 1990 انجام شده است . آنها نتیجه گرفتند

که این ارتباط از سه طریق میسر است :

1- دلایل اهدافی که دانش آموز برای انجام تکالیف دارد ؛

٢ – باور فرد در مورد تواناییهای خودش برای انجام تکالیف که به انتظار از فرد مربوط می شود؛

٣ – واکنشهای عاطفی دانش آموزان نسبت به تکلیف مثل اضطراب، خشم، غرور، شرم و احساس

گنا ه ( شاهسونی، 1379).

دانش آموزان از سطوح متفاوتی از انگیزه پیشرفت تحصیلی برخوردارند،به همین علت ، در

زندگی خود به شیوه های کاملا متفاوتی رفتار می کنند . به عنوان نمونه، اشخاصی که از نظر نیاز به

پیشرفت در سطح بالایی قرار دارند، نسبت به افرادی که نیاز به پیشرفت ضعیفتری دارند، بیشتر

متمایل به تحصیلات دانشگاهی، کسب نمره ای بالاتر و فعالیتهای فوق برنامه هستند (اتکینسون،

1980).انگیزش پیشرفت تحصیلی در مدرسه به رفتارهایی اطلاق می گردد که منجر به یادگیری و

پیشرفت می شود . انگیزش پیشرفت با عوامل بسیاری در ارتباط ا ست که می توان دو مقوله

ویژگیهای آموزشگاهی و اجتماعی را از مهمترین آنها دانست .

عوامل آموزشگاهی متفاوتی می تواند در ایجاد انگیزش تحصیلی مؤثر باشند مثل اسنادهای

دبیران، ساختارکلاس درس، سیستم تنبیه و تشویق در مدرسه، روابط عاطفی درون مدرسه، روش

تدریس و آراستگی دبیر .

روش تدریس معلم می تواند یک عامل انگیرش باشد؛ روشی که بیشتر بتواند دانش آموز را

درگیر مسائل عاطفی بکند، می تواند انگیزش بیشتری برای یادگیری ایجاد کند

نوع ساختار کلاس نیز می تواند در افزایش انگیزش دانش آموزان به کار و تلاش بیشتر مؤثر

باشد . در یک کلاس با ساختار رقابتی، دانش آموزانی که توانایی بالا دارند، احساس غرور خواهند

کرد . اما در مورد دانش آموز انی که توانایی آنها کم است، میزان انگیزش کاهش می یابد . در

کلاس با ساختار غیر رقابتی، اثرات شکست، حتی شکست هایی که پس از تلاش بسیار اتفاق

می افتد، آنچنان ویرانگر نیست، زیرا در این گونه کلاسها، یادگیری انفرادی را مورد تأکید قرار

می دهند . به این ترتیب خود بهبودی از خودکوشی پدید می آید (گیج و برلاینر ،1373).

کاوینگتون (1984)معتقد است که درساختار رقابتی کلاس دانش آموزان دارای توانایی بالا،

احساس غرور و دانش آموزان دارای توانایی کم، احساس شرم خواهند کرد و شکست های آنها به

مطلب مرتبط با این موضوع :  فرایند های خلاقیت و خلاقیت در شغل

احساس عدم توانایی آنها نسبت داده می شود . ایمز ( 1984) بیان می دارند که در این کلاسها

بیشترین دانش آموزان بازنده هستند تا برنده .

10-2- سیالیت

خلاقیت‏ دارای سه بُعد غیرشناختی ، شناختی و انگیزشی است . ابعاد غیرشناختی خلاقیت شامل ویژگی‌‏های خلاق در امور حرکتی ، هنری و توانایی‌‏های خاصی است که در سطح افراد مشابه کمتر می‌‏توان شاهد آن بود (رضائی ،1391) ؛ابعاد شناختی خلاقیت نیز ناظر بر وجود تفکر واگرا در فرد است . فرد خلاق توانمندی تولید ایده‌‏های بیشتری دارد و جریان تولید ایده‌‏ها نزد او از انعطاف‌‏پذیری ذهنی بالاتری برخوردار است. او در جریان تولید ایده‏‌هایش ایده‌‏هایی بدیع و ابتکاری نیز تولید می‌‏کند که این ایده‌‏ها به ذهن کمتر کسی خطور می‌‏کند . ابعاد انگیزشی خلاقیت ناظر به انگیزه‌ی درونی فرد است و وی را بر آن می‌‏دارد که بدون آن که الزاماً پاداش بیرونی وجود داشته باشد، به شکل مستمر و پی‌‏گیر به کار مورد علاقه‌‏اش بپردازد.

الف) بُعد شناختی‏ نظریه‌ی شناختی بر تفکر واگرا مبتنی است . تفکر واگرا درعین‌‏حال، تفکری است که برای هر پرسش ، پاسخ مشخصی ندارد و به پاسخ‌‏های متعدد و در جهت‏‌های گوناگون می‌‏پردازد ؛ در حالی‌که در تفکر همگرا پاسخی معین و مشخص به پرسش داده می‌‏شود . مهم‏ترین ویژگی‌‏های تفکر واگرا عبارت‌‏اند از :

۱) سیّالی : توانایی برقراری معنی‌‏دار بین اندیشه و بیان آن که افراد را قادر می‌‏سازد راه‏‌حل‏‌های متعددی برای حل یک مسئله‌ی واحد ارائه دهند . به عبارت دیگر، سیّالی به کمیت پاسخ‌‏های فرد به یک مسئله مرتبط است . این ویژگی مبتنی بر این عقیده است که کمیت موجب دگرگونی کیفیت می‌‏گردد .

۲) اصالت ابتکار: توانایی تفکر با شیوه‌ی غیرمتداول و خلاف عادت رایج، اصالت ابتکار مبتنی بر ارائه جواب‏‌های غیرمعمول ، تعجب‌‏آور و زیرکانه به مسائل است .

۳) انعطاف‏‌پذیری : توانایی تفکر با راه‏‌های مختلف برای حل مسئله جدید است . تفکر قابل انعطاف ، الگوهای جدیدی برای اندیشیدن طراحی می‌‏کند .

۴) بسط : توانایی توجه به جزئیات در حین انجام یک فعالیت است . اندیشه‌ی بسط‌یافته به کلیه‌ی جزئیات لازم یک طرح می‌‏پردازد و چیزی را از قلم نمی‌‏اندازد . گیلفورد و تورنس از بُعد شناختی به خلاقیت نگریسته‌اند و بر همین اساس ، آزمون‏‌های خویش را از خلاقیت تدوین کرده‌اند . گیلفورد در آزمون چهارگانه‌‏ای تفکر واگرا را می‌‏سنجند ، مانند : سیالی فکری ، سیالی کلامی ، سیالی بیانی ، سیالی تداعی . موارد استفاده از اشیا ، طراحی و…

ب) بُعد انگیزشی‏ : انگیزه توسط محققانی مانند آمابیل مورد توجه قرار گرفته است  او اعتقاد دارد که توجه زیاد به بُعد شناختی ، باعث شده است که ابعاد غیرشناختی و به‌‏خصوص انگیزه ، علی‌‏رغم اهمیت زیاد آن ، مورد توجه قرار نگیرد . انگیزه شامل دو نوع درونی و بیرونی است . انگیزه‌ی درونی انگیزه‌‏ای است که فعالیت ، به خاطر خود عمل انجام می‌‏گیرد ، زیرا خودِ کار، جالب و لذت‏‌بخش یا رضایت‏‌آمیز است . برعکس ، در انگیزه‌ی بیرونی انجام کار برای تحقق هدف بیرونی است . آمابیل معتقد است خلاقیت نتیجه‌ی تعامل سه عاملِ مهارت‏‌های فردی، استعدادهای درونی و انگیزه است و محل تلاقی این سه عنصر اصلی نیز بستر اصلی رشد خلاقیت است ( رضائی،1391).

11-2- پیشرفت تحصیلی

قرن 21 قرن دانایی و انقلاب اطلاعات است. یعنی تبدیل جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و

امروزه ثروتمندترین کشورها و جوامع انسانی، آنهایی هستند که بیشترین دانش و آگاهی و

اطلاعات را در اختیار دارند و یقیناً راهبری آموزش و پرورش آینده به عهده فناوری اطلاعات و

خواهد بود(نوروزی و دیگران، 1387 ).

با ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات در حوزه های آموزش و برنامه درسی، مدیریت کلاس به

کلی متحول شد و با رویکردی پژوهش محور و دانش آموز محور انجام می پذیرد مسئولیت معلم

دیگر انباشتن و انتقال اطلاعات نیست، بلکه مسئولیتهای گوناگونی بر عهده می گیرد و باید فردی

چند مهارتی باشد. الگوی بسته، محدود و متمرکز منابع آموزش و یادگیری سنتی هم به الگویی

باز، غیر متمرکز، نامحدود و بری از محدودیت های زمان و مکان تبدیل می شود و نتایج بسیار

راهبردی برای نظام آموزش و یادگیری را به ارمغان می آورد. مطالب درسی بر گرفته از فناوری،

ماهیتی چند بعدی و حرکتی داشته و طراحان آن رویکردی فرایند  محور دارند نه محتوا  محور.

در نگرش سنتی به این موضوع، رویکرد معلم محوری اصل و اساس آموزش انسانی است. ولی در

نگرش نوین اساس تعلیم و تربیت بر پایه دانش آموز محوری بنا نهاده شده است(محمدی،1381).این که نظامهای مبتنی بر مواد به صورت تک محور در حال فرو پاشی است و روشهای تربیتی

بر اساس بهره گیری از ارزشهای متقابل یادگیری برحسب سیستم های ارتباطی نوین و چهارچوب

دیداری، شنیداری پی یافته، موضوعی غیر قابل انکار است. ناکار آمدی روشهای سنتی آموزش در

عصر حاضر امری پذیرفته شده است و کاربرد فناوریهای رایانه و اطلاعات جهت بهبود کمی و

کیفی فرآیند آموزش اجتناب ناپذیر می باشد(یزدچی، 1385 ).

استفاده از فناوریهای جدید در عرصه، آموزش و پرورش به طور اعم و پیشرفت تحصیلی به

طور اخص تغییرات مهمی در ماهیت یادگیری دانش آموزان به وجود می آورد و استفاده بهینه از

ظرفیت های این فناوری ها به یادگیری وسعت و غنای خاصی می بخشد(افضل نیا، 1387 ).

دنیای امروزه نقطه توجه خود را به یادگیری علوم روز معطوف کرده است. لازمه تحقق اهداف

مراکز و مدارس، با توجه به دانش گسترده فناوری اطلاعاتی و ارتباطی امروز، بهره وری از تمام

امکانات و فناوریهای غنی در دسترس است. استفاده از فناوری در انجام یادگیری جزء ضرورت

های اساسی است(تقوایی و زحمتکش، 1384 ).

پیشرفت تحصیلی یکی از ارکان مهم آموزشی است و طبعاً باید متناسب با عصر اطلاعات،

متحول شود. با بررسی آمار و اطلاعات موجود در مورد میزان گسترش فناور ی اطلاعات و

در آموزش و پرورش کشورهای جهان در می یابیم که در بسیاری از کشورها از فاوا ارتباطات

جمله کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، برای تجهیز مدارس با امکانات گوناگون همچون

رایانه و اینترنت، برنامه های جامعی مدون شده است و دیر زمانی است که توجه خاصی به نقش

ابزارهای فن آوری اطلاعات در برنامه های درسی خود داشته اند و هزینه قابل توجهی را در امر

بکارگیری ابزارهای مناسب در آموزش صرف کرده اند. ابداع روشهای جدید آموزشی، بهره

گیری از رایانه در کلاسهای درس، بهره گیری از نرم افزارهای آموزشی و چند رسانه ای ها، بهره

مطلب مرتبط با این موضوع :  الگوهای شناختی افسردگی

گیری از اینترنت و پست الکترونیکی و… از پیامدهای نوین به کارگیری فناوری اطلاعات و

ارتباطات بوده است(ذوقی پور و غفاری، 1384 ).

انگیزش را می توان به عنوان نیروی محرک فعالیتهای انسان و عامل جهت دهنده آن تعریف

کرد. انگیزش یا علاقه به یادگیری در حقیقت ترکیبی از چه چیزآموختن یا چرا آموختن است.

بدین معنی که چه چیز بیاموزیم تا آموختن آن برای ما سودمند و مطلوب باشد. بسیاری از

روانشناسان معتقدند که انگیزش مهمترین عامل مؤثر در کارایی و یادگیری است(سیف، 1376).

امروزه دانش آموزان در دنیای شنیداری، دیداری و جنبشی متولد می شوند، بنابراین تلاش

معلمان برای آموزش آنان با بهره گیری از روشها و رسانه های آموزشی دوره گذشته بی نتیجه

خواهد بود یا چندان ثمره ای به همراه نخواهد داشت. لذا ضروری است که معلمان درباره فناوری

و رسانه های نوین آموزشی هم خوب بدانند و هم با نگرشی مثبت با آن برخورد کنند(تیلسون، 2004). بنابراین، امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات جزئی جدایی ناپذیر از زندگی انسان ها شده است و از آنجایی که موجب انجام کارها بصورت کارآمدتر و با صرف هزینه و زمان کمتر می شود ضرورت و اهمیت فناوری های آموزشی به مثابه وسیله و زمینه برای ایجاد سواد اطلاعاتی و سواد فناوری بیش از پیش رخ می نماید(پور قروقچی، 1386).

با توجه به اهمیت پیشرفت تحصیلی در فرایند تعلیم و تربیت و لزوم ارتقای کیفیت آموزش و

اتخاذ تمهیداتی برای بکارگیری این نوآوری ها در فرایند ،فاوا بهره گیری هر چه بهتر از پدیده

یاددهی و یادگیری بسیار حیاتی است. اهمیت این پژوهش در این است که از نتایج آن مدیران،

اساتید، روان شناسان، برنامه ریزان درسی، معلمان، والدین و همچنین دانش آموزان می توانند

استفاده نموده و مورد استفاده محققان و پژوهشگران بعدی قرار گیرد

12-2- یادآوری

اصطلاح حافظه مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آنها قادر می‌سازد، اطلاق می‌شود. بر این اساس گفته می‌شود که حافظه سه مرحله دارد: رمز گردانی ، اندوزش و بازیاب. مقصود از رمز گردانی تبدیل اطلاعات فیزیکی به نوعی رمز قابل قبول برای حافظه است. اندوزش عبارت است از نگهداری اطلاعات رمزگردانی شده و بازیابی فرایندی است که از طریق آن اطلاعات به هنگام نیاز از حافظه فرا خوانده می‌شوند.

یادآوری مرحله مهمی در فرآیندهای مربوط به حافظه است در مراحل حافظه گفته می‌شود که رمزگردانی ، نگهداری و یادآوری سه مرحله اساسی حافظه هستند و هر چند هر کدام از این مراحل نقش و اهمیت ویژه خود را دارا هستند، مرحله یادآوری نیز به نوبه خود اهمیت و تاثیر فزاینده در زندگی روزمره فرد دارد. بطوری که تمام یادگیریهای ما بدون مرحله یادآوری هیچ معنی نخواهد داشت. به عبارتی تا زمانی که فرد نتواند آنچه را یاد گرفته مجددا یادآوری کند و در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهد، تمام یادگیریها زائد و بی‌فایده خواهند بود. در این صورت ذهن و حافظه انسان مانند مخزنی خواهد بود که لحظه به لحظه مطالبی به آن افزوده می‌شود بدون آنکه کاربردی داشته باشند.

عوامل موثر بر فرآیند یادآوری

 

وجود ارتباط بین مطالب یادگرفته، یادآوری آن مطالب را آسان خواهد ساخت. در صورتی که در حین یادگیری به یکدیگر مرتبط شده و پیوندی بین آنها برقرار گردد، علاوه بر اینکه یادگیری آن مطالب را آسان می‌سازد، به علت رابطه‌ای که بین مطالب ایجاد می‌شود، یادآوری آنها را با سهولت انجام خواهد گرفت. تصور کنید فردی که عملکرد قلب را بخوبی می‌داند، آشنایی با اختلالات قلبی و یادگیری آنها راحتتر خواهد بود نسبت به کسی که هیچ آشنایی با عملکرد قلب ندارد.

تشابه موجود بین دو مطلب نیز می‌تواند یادآوری را تحت تاثیر قرار دهد. در صورتی که وجود تشابه برای فرد مشخص باشند و فرد بتواند به وجه شباهت دو مطلب پی ببرد و همچنین وجوه تمایز آنها را از یکدیگر بازشناسد، یادآوری آسانتر خواهد بود. اما در صورتی که چنین وجه تشابه وجه تمایزی برای فرد معین نباشد یا فرد قادر به درک آن نباشد، یادآوری با تداخل مطالب همراه خواهد بود. شاید برای افراد زیادی پیش آمده باشد که سر جلسه امتحان پاسخ سوال دیگری را به جای پاسخ سوال مورد نظر نوشته باشند. در چنین شرایطی تشابه مطالب چنین اشتباهی را به بار می‌آورد.

عوامل هیجانی نیز در مشکلات مربوط به یادآوری دخیل هیتند. این عوامل نه تنها در شرایطی موجب یادآوری می‌شوند، در برخی موارد نیز مانع یادآوری مطالب می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهند که اگر ما مطالبی را تحت شرایط هیجانی خاصی یاد گرفته باشند، تحت همان شرایط هیجانی یادآوری بهتری خواهند داشت. اگر خاطره‌ای را با حالت یاس و ناامیدی در حافظه ما نقش بسته باشد، در شرایطی که مایوس و ناامید باشیم با احتمال بیشتری آن خاطره را به یاد خواهیم برد. به همین دلیل است که افراد افسرده اغلب خاطرات بد و منفی زندگانی خود را یادآوری می‌کنند. از سوی دیگر برخی هیجانات منفی در فرآیند یادآوری دخالت می‌کنند، مثل حالتهای اضطراب که مانع از یادآوری مطالب یاد گرفته شده می‌شوند. این فرآیند سر جلسه امتحان برای افرادی که دچار اضطراب امتحان می‌شوند، بسیار اتفاق می‌افتد.

سرکوبی مطالب از علل مهم دیگر در یادآوری است. گاه مطالب ذخیره شده به خاطر بار هیجانی و ناراحت کننده‌ای که برای فرد دارند یا به نحوی با مسائلی ارتباط دارند که این حالت ناخوشایند را در آنها ایجاد می‌کنند، به سختی یادآوری می‌شوند یا اصلا یادآوری نمی‌شوند. مثل کسی که وقایع اتفاق افتاده در حین تصادف رانندگی را که موجب از دست دادن عزیزانش شده فراموش می‌کند.

وجود سرنخهای کلیدی معمولا بر یادآوری اطلاعات تاثیر می‌گذارد. بر این اساس اصولی و پیشنهاد می‌شود که در بهسازی حافطه مورد استفاده قرار می‌گیرند. وجود سرنخهایی از مطالب یادگرفته شده در شرایط یادآوری به فراخوانی کل مطالب از حافظه کمک می‌کند. مثل دانش آموزی که در یک امتحان شفاهی از معلم می‌خواهد اول پاسخ را بگوید. در واقع او به دنبال سر نخی برای پیدا کردن مطالب برای یادآوری است. (دانشنامه رشد)

 

[1] Macclelland

[2] Atkinson

[3] Clark

[4] lowell

[5] Spence

[6] Helmreich

[7] Smith

[8] Pintrich

[9] Degroot

[10] Gage

[11] Berliner

[12] Cavington

[13] Ames