مفهوم کیفیت زندگی از نگاه نظریه پردازان

کالمن[1]

از نظر کالمن وقتی می توان گفت که یک کیفیت عالی برای زندگی وجود دارد که امیدهای افراد با تجارب آنها تطابق داشته باشد. حالت عکس هم صدق میکند؛ به بیان دیگر ادعای کالمن این است که شیوه زندگی با این مفهوم که فرد به خواسته های خود می رسد بهبود می یابد. کالمن اشاره دارد که اهدافی که توسط عوامل ایجاد می شوند باید واقع گرا تر باشند. وقتی آرزوها را واقعی تر کرده و فرد را به توسعه و رشد در راههای دیگر تشویق کنیم فاصله میان امیدها و دستیابی به آنها به خوبی کم می شود (مختاری و نظری ،1389: 121).

گودمن[2]

گودمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دو عامل بر کیفیت زندگی موثر هستند. عامل اول را ابزاری و عامل دوم را ارتباطی ذکر کرده است که انعکاس کننده کیفیت ارتباط بین فردی است. این دو عامل مشابه نیازهای دوم و سوم مازلو[3] یعنی نیاز به امنیت و نیاز به تعلق داشتن می باشد (مختاری و نظری،1389، 122).

 

ریف و سینگر[4]

ریف و سینگر کیفیت زندگی را شامل شش مولفه میدانند که عبارتند از:

  1. پذیرش خود: به معنای احترام به نفس بر اساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف
  2. 2. هدف داشتن در زندگی: با استفاده از هدف در زندگی،افراد می توانند در مقابل سختی­ها مقاومت کنند
  3. رشد شخصیتی: به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود
  4. تسلط بر محیط: یکی دیگر از مولفه های کیفیت زندگی تحت کنترل داشتن محیط پیرامون است.
  5. خود مختاری: به این معنی که فرد بتواند بر اساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند.
  6. روابط مثبت با دیگران: عبارتست از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمی با دیگران(مختاری، نظری، 1389، 119).
مطلب مرتبط با این موضوع :  انواع هوش چند گانه

موری[5]

موری با رویکردی تلفیقی، چهار مجموعه شرایط را برای بهبود کیفیت زندگی موثر میداند، منابع مادی، امنیت، عزت نفس و خشنودی و در هر زمینه یک سطح آستانه را پیش بینی می کند که در آن سطح شادکامی فرد تحقق می یابد. او عدالت و آزادی را به عنوان پیش نیازهای این شرایط فرض می کند و بر این نظر است که کیفیت زندگی در صورتی بهبود می یابد که:

  • ü منابع مادی پایه ای در دسترس باشند.
  • ü قدرت سیاسی برای اجرا و تقویت استانداردهای جمعی وجود داشته باشد.
  • ü محیطی فراهم باشد که در آن افراد بتوانند مسولیت کارهایشان را بپذیرند و اعتماد به نفس خود را بهبود ببخشند.
  • ü افراد بتوانند استقلال و توانمندی لازم برای خشنودی انسانی را تجربه کنند(غفاری و امیدی ،1388، 9).

دیوید فیلیپس[6]

دیوید فیلیپس نیز کیفیت زندگی را در ابعاد فردی و جمعی مورد بررسی قرار می دهد که در سطح فردی مولفه های عینی و ذهنی را شامل می شود. لازمه کیفیت زندگی فردی در بعد عینی، تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواست های اجتماعی شهروندان است و در بعد ذهنی به داشتن استقلال عمل در:

  • ü افزایش رفاه ذهنی شامل لذت جویی، رضایتمندی، هدفداری در زندگی و رشد شخصی.
  • ü رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی.
  • ü مشارکت در سطح گسترده ای از فعالیت های اجتماعی مربوط می شود.

کیفیت زندگی در بعد جمعی آن بر ثبات و پایداری محیط فیزیکی و اجتماعی، منابع اجتماعی درون گروه ها و جوامعی که در آن زندگی می کنند شامل انسجام مدنی، همکوشی و یکپارچگی، روابط شبکه ای گسترده و پیوندهای موقتی در تمامی سطوح جامعه، هنجارها و ارزشهایی اعم از اعتماد، نوعدوستی و رفتار دگرخواهانه، انصاف، عدالت اجتماعی و برابری طلبی تاکید دارد(غفاری و امیدی، 1388: 9).

مطلب مرتبط با این موضوع :  تمرینات تناوبی برای بهبود عملکرد هوازی و بی هوازی

1.Kaleman

2.Gudman

3.Mazlow

4.Reef & Singer

1.Moury

2.David Philips