منابع و ماخذ پایان نامه مدیریت سود، اقلام تعهدی، عرضه اولیه، هموارسازی سود

دانلود پایان نامه

ز هزینهها و مخاطرات آن بیشتر باشد. انگیزه‌‌های مدیریت سود را می‌توان در دو دسته کلی طبقه‌‌بندی کرد.
2-4-1) انگیزه‌های مربوط به منافع شرکت
آن‌چه در این نوع انگیزه‌ها دارای اهمیت است، خود شرکت می‌باشد. به عبارت دیگر هدف مدیریت سود در این نوع انگیزه‌ها عبارت است از بقای شرکت، ایجاد وضعیت نقدینگی و اعتباری مناسب‌تر شرکت، تحمل هزینه‌های کمتر و در یک کلام بهبود وضعیت شرکت. انواع مختلف این انگیزه‌ها عبارتند از :
2-4-1-1) افزایش بازده سهام
بیدلمن15 (1973) معتقد است مدیران دو انگیزه برای هموارسازی سود دارند. اول ایجاد یک جریان با ثبات سود، به منظور تاثیرگذاری مساعد بر بازده سهام و کاهش ریسک شرکت؛ و دوم توانایی مقابله با ماهیت ادواری بودن سود و جلوگیری از کاهش احتمالی همبستگی بازده مورد انتظار شرکت با بازده مجموعه بازار. بارتو و همکاران16 (2002) به این نتیجه رسیدند که دستیابی به انتظارات تحلیل‌گران مهم است زیرا شرکت هایی که به این انتظارات دست مییابند یا از آن فراتر میروند از بازده بالاتری بهره مند می شوند حتی اگر این احتمال وجود داشته باشد که این دستاورد از طریق مدیریت سود یا مدیریت انتظارات بدست آمده باشد. ماتسوناگا و پارک17 (2001) دریافتند نرسیدن به انتظارات در مورد سود تاثیری منفی هم در بازده سهام و هم در پاداش مدیران دارد. آجینکیا و همکاران18 (2005) در مطالعه خود نشان دادند هنگامی‌که سود هر سهم کمتر از سودهای پیش‌بینی شده باشد شرکت‌ها اقدام به مدیریت سود می‌کنند تا برآورد‌ها در مورد سود هر سهم محقق گردد.
در تحقیقات نورانی (1381) محقق به بررسی رابطه‌ی بین هموارسازی سود و بازده شرکت‌ها پرداخته‌‌ است. نتایج این تحقیق نشان داد که هموارسازی سود تاثیر معناداری بر بازده شرکت‌ها نداشته است.
2-4-1-2) شرایط تامین مالی بهتر و تحمل هزینه سرمایه کمتر
شرکتها می توانند برای نشان دادن تصویری بهینه و بهتر از آینده شرکت، قبل از اینکه به بازار سرمایه برای کسب وجوه خارجی بروند، به مدیریت سود بپردازند. تحقیقات پیشین نشان میدهد که شرکتهای با نیاز تامین مالی، بیشتر احتمال دارد که اقدام به مدیریت سود کنند (دچو و همکاران19،1996؛ رومانوس و همکاران20،2008؛ ایتریدیس و کادورینیس21 ، 2009).
2-4-1-3) افزایش قیمت در عرضه نخستین سهام
قیمت سهامی که برای نخستین بار عرضه می‌شود، مشخص نیست. حال پرسش این‌جاست که چگونه ارزش این سهام تعیین می‌گردد. پاسخ احتمالی میزان تقاضا برای سهام مذکور در بازار است و این تقاضا نیز بستگی به برداشت بازار از وضعیت آتی شرکت دارد. اما چه اطلاعاتی به بازار (سرمایه‌گذاران) در تعیین وضعیت آتی شرکت کمک می‌کند؟ هیوز22 (1986) با تجزیه و تحلیلی ثابت کرد اطلاعاتی مانند سود خالص می‌تواند نشانه و علامت خوبی برای سرمایه‌گذاران در تعیین ارزش شرکت باشد. همچنین، فریدلن23 (1994) نشان می‌دهد که شرکت‌های عرضه اولیه در بیشتر صورت‌های مالی موجود در اعلامیه پذیره‌‌نویسی اوراق بهادار از اقلام تعهدی افزاینده سود استفاده می‌کنند. مگنان و کرمیر24 (1997) گزارش می‌کنند شرکت‌هایی که برای اولین بار در کانادا اقدام به عرضه سهام نموده‌اند، گام‌های سنجیده و حساب‌شده‌ای در جهت جابجایی ارقام سود گزارش شده در جهت پیش‌بینی اقلام اختیاری در زمان عرضه اولیه سهام برداشته‌‌اند.
ابراهیمی‌کردلر و حسنی (1385) مدیریت سود در زمان عرضه اولیه سهام به عموم مردم را مدنظر قرار دادند. نتایج تحقیق آن‌ها نشان می‌دهد که مدیران، سود شرکت‌ها را در سال قبل از عرضه اولیه و سال عرضه اولیه سهام به عموم، مدیریت می‌کنند.
2-4-1-4) عدم تخلف از قراردادهای بدهی
معمولا اعتباردهندگان در مورد بازپرداخت شدن اصل و سود منابعی که در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهند دارای ریسک هستند. عموما برای کنترل چنین ریسکی، اعتباردهندگان در قرارداد فیمابین با شرکت خواهان وضع مفادی می‌گردند. به عنوان مثال سرمایه در گردش یا نسبت جاری شرکت نباید از حد معینی کمتر شود و یا نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام نباید از حد مشخصی فراتر رود؛ در غیر این‌صورت اختیار شرکت در پرداخت سود به سهام‌داران کاهش یافته و یا مختل می‌گردد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود از یک طرف مبنای رعایت یا عدم رعایت مفاد قراردادهای بدهی، اعداد حسابداری است و از طرف دیگر نقض این قراردادها می‌تواند برای شرکت هزینه‌های سنگینی به بار آورد و اختیارات مدیر را کاهش دهد. بنابراین انگیزه اعمال مدیریت سود فراهم می‌گردد.
واتز و زیمرمن25 (1978) در تحقیقی قراردادهای بدهی را انگیزهای برای مدیریت سود ذکر کردهاند. دیفوند و جیامبالوو26 (1994) شواهدی یافتند مبنی بر استفاده شرکت‌ها از اقلام تعهدی اختیاری در سال پیش از نقض مفاد قرارداد وام و در سطحی کمتر در سال نقض قرارداد وام. سوئینی27 (1994) در مطالعه یک نمونه از شرکت‌هایی که در قراردادهای وام و بدهی خود تخلف کرده بودند مشاهده کرد که در مقایسه با نمونه کنترل، تغییر در رویه‌های حسابداری در این شرکت‌ها بیشتر بوده است؛ البته هنگامی که این تغییر در رویه‌ها می‌توانست سود خالص گزارش شده را افزایش دهد.
ثقفی و بهار مقدم (1387) نشان دادند هرگاه نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بیشتر باشد انگیزه مدیران برای مدیریت سود افزایش می‌یابد. نوروش و همکاران (1384) به بررسی مدیریت سود در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و به این نتیجه رسیدند که شرکت‌
های بزرگ در ایران اقدام به مدیریت سود می‌کنند و انگیزه اعمال مدیریت سود با افزایش بدهی بیشتر می‌شود.
2-4-1-5) انگیزه سیاسی
برخی از شرکت‌ها از دیدگاه سیاسی در معرض دید بیشتری قرار دارند. این شرکت‌ها از منظر علت جلب توجه‌ها به سه دسته تقسیم می‌گردند. دسته اول شرکت‌های بسیار بزرگ هستند. علت جلب توجه به این شرکت‌ها این است که فعالیت آن‌ها بر عده زیادی از افراد اثر می‌گذارد. دسته دوم شرکت‌هایی هستند که در صنایع استراتژیک فعالیت می‌کنند؛ مانند شرکت‌های نفت و گاز. در نهایت دسته سوم شرکت‌هایی هستند که حالت انحصاری یا شبه انحصاری دارند.
شرکت‌های فوق خواستار نوعی مدیریت سود هستند که کمتر آن‌ها را در معرض دید مردم قرار دهد. جونز28 (1991) در تحقیقی بر روی نمونه‌ای از شرکت‌های بزرگ به این نتیجه رسید که این شرکت‌ها برای کاهش دادن سود به میزان زیادی از اقلام تعهدی استفاده می‌کنند. همچنین کاهان29 (1992) در تحقیق بر روی نمونه‌ای از شرکت‌ها که به روش انحصاری عمل می‌کردند به این نتیجه رسید که این شرکت‌ها برای کاهش دادن سود به مقدار زیادی از اقلام تعهدی استفاده می‌کنند. تحقیق هان و وانگ30 (1998) بر روی شرکت‌های نفتی در طی جنگ خلیج نشان داد شرکت‌ها جهت اجتناب از هزینه‌های سیاسی و مقررات دولت، سود را به‌وسیله مدیریت اقلام حسابداری کاهش دادند.
لازم به ذکر است انگیزه‌های سیاسی روی دیگری نیز دارد. شرکتها ممکن است جهت شمول یا عدم شمول بعضی قوانین دولتی اقدام به مدیریت سود کنند. هاو و همکاران31 (2005) با انجام مطالعهای در کشور چین دریافتند مدیریت سود افزاینده سود در پاسخ به قانونی بود که میگفت شرکتهایی که خواهان انتشار اوراق قرضه و سهام هستند باید حداقل به اندازه 10% سرمایه، بازده سالیانه کسب کنند. همچنین در برخی موارد مدیران متاثر از تغییرات ناگهانی قوانین، دست به مدیریت سود می‌زنند. نورسکات و وینس32 (1998) در تحقیق خود به دنبال بررسی تاثیر بررسی‌های مالیاتی فدرالی بر تغییرات حسابداری بودند. این تحقیق در پی سیاست‌گذاری‌‌های مالیاتی پس از 1986 بر شرکت‌ها انجام گرفت. نتایج نشان داد شرکت‌ها سود خود را با قوانین جدید انطباق داده‌‌اند.
2-4-1-6) کاهش مالیات
مسلما کاهش دادن میزان مالیات برای شرکت‌ها بسیار مطلوب بوده و شرکت‌ها انگیزه زیادی دارند که از هر راه ممکن از جمله مدیریت سود [کاهنده] به این هدف دست یابند. اما باید توجه داشت که بستر اعمال مدیریت سود، سیستم و اعداد حسابداری است. به عبارت دیگر هنگامی مدیریت سود می‌تواند در میزان پرداخت مالیات موثر باشد که برای محاسبه مالیات از اعداد بیرون آمده از سیستم حسابداری استفاده شود. اما اگر قوانین مالیاتی اختیاراتی به مدیر برای حسابداری مالیاتی ندهد، کارایی مدیریت سود در حوزه کاهش میزان مالیات بسیار کاهش می‌یابد. به عنوان مثال اگر قوانین مالیاتی تنها استفاده از یک روش استهلاک و یک روش ارزشیابی موجودی کالا مجاز بداند، مدیریت قادر نیست به وسیله تغییر رویه در این روش‌های حسابداری مدیریت سود کند. بنابراین میزان کارایی مدیریت سود در کاهش مالیات بستگی به میزان تاثیرپذیری محاسبه مالیات از اعداد حسابداری دارد.
در برخی از تحقیقات شواهدی از استفاده از روش‌های ارزشیابی موجودی کالا برای کاهش مالیات یافت شد (دوپاچ و پین‌کاس33، 1988؛ لیندال34، 1989). همچنین انتقال سود درونگروهی بوسیله بیتی و هریس35 (2001) و کرول36 (2004) اثبات شد. آن‌ها شواهدی یافتند مبنی بر انتقال درآمد از یک شرکت وابسته به شرکت وابسته دیگر برای بهینه کردن میزان مالیات و سود گزارش شده و همچنین ایجاد منفعت بیشتر و سرمایهگذاری مجدد و دائمی سود.
2-4-1-7) اطلاع‌رسانی به سرمایه‌گذاران
اقبال عمومی نسبت به سرمایه‌گذاری در شرکتی خاص بستگی به برداشت عموم از عملکرد آینده آن شرکت دارد. به علاوه سرمایه‌گذاران با استفاده از سود دوره جاری در احتمالاتی که برای عملکرد آینده در نظر گرفته‌اند، تجدید نظر می‌کنند. در طرف مقابل منطقی است که بپذیریم مدیر شرکت درباره سودهای خالص آینده شرکت اطلاعاتی محرمانه دارد. مسلما شرکت‌ها این انگیزه را دارند که با مدیریت بر سود دوره جاری این اطلاعات را افشا کنند (البته در صورت خوب بودن خبرها)؛ به عنوان مثال مدیر می‌تواند با مدیریت سود، به نوعی توان تداوم سود و یا رشد سود را علامت‌دهی کند.
لویس و رابینسون37 (2005) بیان کردند که علامت اقلام تعهدی همراه با علامتی دیگر چون تجزیه سهام میتواند راهی موثر برای افشای اطلاعات خصوصی باشد. تاکر و زارووین38 (2006) هم بر این بحث متمرکز شدند که آیا مدیران برای منافع خودشان مدیریت سود میکنند یا برای بهبود اطلاعرسانی. آن‌ها به صورت تجربی شواهدی گردآوری کردند که یکی از تاثیرات مهم استفاده مدیر از مدیریت سود، آشکارسازی اطلاعات بیشتری در مورد سود آتی شرکت و جریانات نقدی آتی شرکت میباشد.
2-4-2) انگیزه‌های مربوط به منافع شخصی
آن‌چه در این نوع انگیزه‌ها دارای اهمیت است، منافع افرادی در درون شرکت می‌باشد و نه خود شرکت. به عبارت دیگر هدف مدیریت سود در این نوع انگیزه‌ها عبارت است از کسب پاداش، اعتبار، امنیت شغلی و در یک کلام کسب منافع اشخاصی در درون شرکت. مباحث نظریه نمایندگی در این نوع انگیزه‌ها خودنمایی می‌کند. انواع مختلف این انگیزه‌ها عبارتند از :
2-4-2-1) افزایش پاداش مدیران
در نظریه نمایندگی برای غلبه بر مشک
ل تضاد منافع بین مالک و مدیر، یکی از راه‌های پیشنهادی جهت همسو کردن منافع، وضع پاداش است؛ بدین ترتیب که هرچه مدیر بیشتر در جهت اهداف شرکت (سودآوری) تلاش کند، پاداش بیشتری دریافت خواهد کرد. به‌علاوه معمولا مبنای اندازه‌گیری تلاش مدیر در جهت اهداف شرکت، سود شرکت است و از آن‌جایی که سود از اعداد حسابداری است، مدیر انگیزه کافی برای مدیریت سود را خواهد داشت.
هلی39 در سال 1985 در مطالعه‌ای با عنوان «اثر طرح های پاداش بر تصمیمات حسابداری» به این نتیجه رسید که مدیران بر سود خالص مدیریت می‌کنند تا به پاداش دست یابند. موزز40 (1987) به بررسی ارتباط بین هموارسازی سود با محرک‌های اقتصادی نظیر اندازه‌ی شرکت، نوع کنترل، مالکیت و طرح‌های پاداش پرداخت. وی به این نتیجه رسید که هموارسازی سود در شرکت‌های دارای طرح پاداش مبتنی بر سود بیشتر است. گیدری و همکاران41 (1999) در تحقیق خود طرح‌های پاداش مدیران را مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که مدیران واحدهای تجاری برای حداکثر کردن

مطلب مرتبط با این موضوع :  مقاله رایگان با موضوعرضایت مشتری، رضایت مشتریان، مدل کانو، مصرف کننده

دیدگاهتان را بنویسید