منبع تحقیق با موضوع دانش آموز، طراحی آموزشی، تکنولوژی، تعلیم و تربیت

شویم. اما، تجربه‌های مستقیم به خاطر ضیق وقت، دور از دسترس بودن شیء یا عوامل دیگر، همیشه امکان پذیر نیستند. در این موارد، رسانه‌های یاددهی-یادگیری شرایطی نسبتاً نزدیک به آن تجربه‌ی دست اول را برای فراگیران فراهم می‌سازند.
۴- شکل دهی یادگیری سریعتر، عمیقتر و پایدارتر
استفاده از رسانه‌های یاددهی-یادگیری مناسب، سبب می‌شود که شاگردان مفاهیم غامض و پیچیده را آسانتر و سریعتر دریافت و درک کنند. مثلاً جریان پیچیده‌ی همانندسازی و دو برابر شدن ژنها و کروموزمها در سلول، به کمک یک فیلم نقاشی متحرک و یا استفاده از رسانه‌ی ساده‌ای نظیر تابلو مغناطیسی سریعتر دریافت و درک می‌شود.
یادگیری فرایندی ساده و در تمام موارد یکسان نیست، بلکه حیطه‌ها و سطوح مختلف دارد. مثلاً یادگیری‌های مربوط به حیطه‌ی شناختی مراتبی دارد که از پایین‌ترین سطح (حفظ کردن ساده‌ی یک مفهوم)، تا درک و فهم آن و یا به کاربردن آن در موقعیت‌های جدید در سطوح بالاتر کاری مشکلتر است و به نقد کشیدن آن را شامل می‌شود. یاددادن و یادگرفتن در سطوح بالاتر کاری مشکلتر است و به توانایی، صرف وقت و امکانات بیشتر نیاز دارد. به همین علت اغلب مربیان و شاگردان در موقعیت‌های آموزشی به همان سطوح بالاتر یادگیری دست یابیم و این جریان عمق بیشتری یابد.
رسانه‌های دو کار دیگر نیز انجام می‌دهند: ضمن اینکه حس‌های بیشتری از شاگردان را به کار می‌گیرند، در شرایط یادگیری نیز تنوع ایجاد می‌کنند. این امر سبب تثبیت یادگیری و حفظ بقای آموخته‌ها به مدت طولانی‌تر می‌شود. شاگردان کوچک حدود تا ، و افراد بزرگسال حدود آنچه را که شنیده‌اند به خاطر می‌سپارند. این مقادیر پس از دو ماه به نصف تقلیل می‌یابد.
استفاده از رسانه‌های مختلف، خصوصاً اگر با فعالیت و درگیری هر چه بیشتر شاگرد در جریان یادگیری همراه باشد، نه تنها مقدار یادگیری اولیه را افزایش می‌دهد، بلکه مدت به خاطرسپاری رانیز طولانی‌تر می‌کند.
۵- صرفه‌جویی در زمان آموزش و یادگیری
معلمان با استفاده از رسانه‌های یاددهی-یادگیری، می‌توانند مفاهیم موردنظر خود را در مدت کمتری آموزش دهند و یا در مدت زمان مشخص مفاهیم بیشتری رابه شاگردان بیاموزند. مثلاً آشنا کردن شاگردان با ساختار پیچیده‌ی مغز با استفاده از یک مدل آموزشی ساده حتماً به زمان بسیار کوتاه‌تری نیاز خواهد داشت تا انجام این کار از طریق کلامی صرف. معلمی که یک تلق شفاف یا چارت آماده را با خود به کلاس می‌آورد و مجبور نیست شکلهای پیچیده را بر روی تابلو رسم کند، حتی می‌تواند بر میزان این صرفه‌جویی بیفزاید.
از طرف دیگر، رسانه‌های یاددهی-یادگیری می‌توانند در موقعیت‌های خودآموزی نیز سبب یادگیری بهتر و عمیقتر شده و در زمان یادگیری صرفه‌جویی کنند.
۶- انطباق با هوشهای چندگانه
نظریه‌ی هوشهای چندگانه‌ی گارنر توانمندی مهم ذهن موسوم به «هوش» را پدیده‌ای چند وجهی و قابل تغییر و توسعه می‌داند. او از حداقل نه هوش متفاوت سخن به میان آورده و معتقد است که هر کس در یک یا چند تا از این هوشها از موهبت‌های ویژه برخوردار است و اگر فعالیت‌های آموزشی در انطباق با این هوشها صورت گیرند کارایی یادگیری از افزایش قابل ملاحظه‌ای برخوردار خواهد بود.
هر گروه از رسانه‌های یاددهی-یادگیری بر هوش (های) خاصی تاکید دارند و تنوع بهره‌گیری از رسانه‌های مختلف می‌تواند فعالیت‌های آموزشی را با ویژگی‌های هوشی شاگردان بیشتری منطبق سازد. مثلاً به نظر می‌رسد که رسانه‌های نوشتاری و شنیداری بر هوش کلامی، رسانه‌های دیداری نظیر تصاویر و فیلم‌ها بر هوش بینایی-فضایی، رسانه‌های شنیداری بر هوش موسیقیایی، رسانه‌های چندحسی بر هوش‌های جنبشی بدنی، میان فردی و هوش درون فردی و هوش طبیعت‌گرا تاکید ویژه دارند.
۷- افزایش خلاقیت فراگیران
یکی از نکات مهم در ثمرات بهره‌گیری از رسانه‌ها فراهم نمودن امکان تجارب خلاق و پرورش قدرت تفکر و اندیشه‌ی فراگیران می‌باشد. برای دستیابی به درک بهتری از مفهوم و اهمیت خلاقیت در فرایند یادگیری لازم است نگاهی گذرا و اجمالی به مفهوم و ابعاد خلاقیت داشته باشیم.
گلیفورد (۱۹۵۰) خلاقیت را مجموعه‌ی ویژگی‌ها و توانایی‌های فردی می‌داند. خلاقیت از دیدگاه گیلفورد عبارت است از: تفکر واگرا. یعنی تفکر از جهات مختلف و ابعاد گوناگون در حالی که محققان دیگری از جمله هارینگتون۵۰ (۱۹۹۰) آمابیل (۱۹۸۹)، سیکزنتمی‌هالی۵۱ (۱۹۸۹) خلاقیت را موضوعی کاملاً اجتماعی می‌دانند. هنسی۵۲ و آمابیل (۱۹۸۹) می‌گویند: تحقیقات ما نشان داده است، عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در کار خلاق ایفا می‌کنند. ما دریافتیم، بین انگیزه‌های شخصی و خلاقیت ارتباط بسیار قوی وجود دارد که قسمت زیادی از این گرایش را محیط اجتماعی یا حداقل جنبه‌های خاصی از محیط تعیین می‌کنند. (حسینی، ۱۳۸۷، ۲۴، صص ۲۰-۱۹)
۸- شکل دهی تجارب یادگیری ناممکن
گرچه استفاده از تجارب مستقیم و دست اول در بسیاری از موقعیت‌های یاددهی-یادگیری توصیه می‌شود، اما کسب این تجارب گاهی اوقات به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست. در چنین مواردی، از جمله موردهای زیر رسانه‌های یاددهی –یادگیری انتخاب مناسبی خواهند بود.
الف- برخی وقایع بسیار کند رخ می‌دهند و چشم ما قادر به تمیز دادن جزییات آنها نیست. مانند چگونگی باز شدن یک گل، حرکت ستارگان در طول شب، رشد جنین مرغ درون تخم. این اتفاقات را به کمک مدل، عکس و یا فیلمی که با سرعت کم فیلمبرداری شده می‌توان نشان داد.
ب- برخی وقایع بسیار سریع روی می‌دهند و ما نمی‌توانیم ظرایف آنها را از یکدیگر تمیز دهیم. مانند چگونگی شکار پشه توسط قورباغه، یا بسیاری از حرکت‌های ورزشی سریع. به کمک فیلمبرداری با سرعت زیاد می‌توان برای چنین پدیده‌هایی تجربه‌های نزدیک به واقعیت فراهم آورد.
ج- برخی حوادث در گذشته رخ داده و قابل تکرار نیستند. تحولات تاریخی از این جمله‌اند که از طریق نمایشها‌ی تئاتری بازآفرینی می‌شوند.
د- گاهی پیش‌بینی می‌شود وقایعی در آینده روی خواهند داد، نظیر پیشرفت‌های علمی در صد سال آینده و تاثیر آنها بر زندگی انسان. از طریق فیلم‌های نقاشی متحرک چنین پیش‌بینی‌هایی را به صورت واقعی می‌توان به نمایش گذارد.
هـ- برخی پدیده‌ها و اتفاقها دور از دسترس ما هستند. چگونگی زندگی مردم کشورها یا قاره‌های دیگر و یا آتشفشانی کوه‌ها دوردست از این جمله هستند. عکسها، فیلمها و منظره سازیها می‌توانند این پدیده‌ها را به ما نزدیک کنند.
و- مواد و اشیای بسیار کوچک نظیر اتم و یا بسیار بزرگ مانند افلاک و کهکشانها به کمک عکس، فیلم، مدل، ماکت و غیره ملموس و قابل مشاهده می‌شوند.
ز- پدیده‌های خطرناک مانند چگونگی وقوع انفجار اتمی را می‌توان با فیلم نشان داد و آزمایش‌های هزینه‌آور مانند به پرواز درآوردن هواپیما با دستگاه‌های شبیه‌ساز یا برنامه‌های آموزشی رایانه‌ای به نمایش در می‌آیند.
ح- برخی مفاهیم تجریدی و ذهنی امکان ارایه‌ی واقعی ندارند. نظریه‌ی نسبت انیشتن و مفاهیم فلسفی و ریاضی از این جمله‌اند. آنها را از طریق فیلم‌های نقاشی متحرک یا مدلها و غیره می‌توان نشان داد.
در پایان این بحث تذکر دو نکته بسیار مهم و ضروری است که:
الف- رسانه‌ها در محیط‌های آموزشی معلم‌مدار که در آنها شاگرد فعالیت چندانی ندارد –صرفاً پیام یا محتوای آموزشی از پیش تعیین شده را به ذهن یادگیرنده منتقل می‌کنند. ولی،
ب- در محیطهای آموزشی فعال یا تعاملی –که در آنها شاگردان از فعالیت‌های نسبی برخوردارند- رسانه‌های به بازسازی محتوا در ذهن یادگیرنده کمک می‌کنند و یا ادراک تازه‌ای از محتوا را در ذهن او ایجاد می‌نمایند. (امیرتیموری، ۱۳۸۷، ۱۰، صص ۳۲-۲۸)
البته به اجمال اهداف و فواید دیگری را نیز می‌توان برشمرد:
۱- افزایش بازده آموزشی از لحاظ کمی و کیفی
۲- انفرادی کردن یادگیری در مواقع ضروری
۳- تحقق عملی مفاهیم آموزشی
۴- فراهم سازی یکسان دسترسی به فرهنگ و آموزش برای همگان
۵- ملموس کردن آموزش
۶- کاهش عکس العمل‌های گفتاری دانش آموز وافزایش تفکرو فعالیت‌های عملی دانش آموز
۷- فراهم کردن امکان یادگیری تدریجی و تکمیلی مهارت‌ها
۸- توسعه و رشد معنی در ذهن شاگرد (نقش وسایل کمک آموزشی در یادگیری درس ریاضی)
سه-پیدایش و ارتقاء نگرش رسانه‌ای:
یکی از نکات مهم در بهره گیری از رسانه‌های ۀموزشی در هر نظام تعلیم و تربیت ،تحقق و ارتقاء نگرش رسانه‌ای است. به این معنا که تمام اعضای موثر در سیستم تعلیم و تربیت از وزیر اموزش و پرورش گرفته تا مدیر و راهنمای تعلیماتی و دانش آموز وبه ویژه معلم که سکان دار اصلی بهره گیری از رسانه در کلاس درس است می‌بایست به این باور رسیده باشند که ما ناگزیریم در کلاس درس ، بیش از یک حس دانش آموز را به کار گیریم؛ واگر بتوانیم با رعایت صحت عملکرد و تناسب محتوی و جذابیت به کمک رسانه‌ها ، امکان کشف و شناسایی مفاهیم آموزشی را در یک فرایند تعاملی با دانش آموزن فراهم کنیم ؛ خواهیم توانست آموزشی موثر ومفید را رقم بزنیم. بنا براین اولین گام برنامه ریزان آموزشی باید برگزاری دوره‌های تغییر نگرش برای معلمان و سایر مسئولین آموزشی باشد.
ب- مهارت‌های اجرایی تولید و کاربرد رسانه
یک- مهارت طراحی آموزشی و درسی مبتنی بر بهره‌گیری از رسانه
از سوی دیگر تکنولوژی اموزشی را نیز در یک تعریف جامع می‌توان به «طریقه‌ای نظام مند برای طراحی اجرا و ارزشیابی کل فرایند یادگیری و یاددهی براساس اهداف مشخص و مبتنی بر تحقیقات مربوط به یادگیری و علوم ارتباطات و با استفاده از تلفیقی از منابع انسانی و مادی برای دستیابی به اموزشی موثر » تعریف کرد. از مقایسه این دو تعریف نتیجه می‌شود که تعریف تکنولوژی اموزشی شامل اجزایی مانند اجرا و ارزشیابی کل فرایند یادگیری و یاددهی و به کارگیری منابع انسانی و مادی می‌شود که در تعریف طراحی آموزشی به این قبیل فعالیتها یا عوامل اشاره‌ای نشده است؛ اما آنچه در تعریف تکنولوژی اموزشی تحت عنوان طراحی آمده است، دقیقاً همان طراحی آموزشی، یعنی موضوع این کتاب است؛ به عبارت دیگر می‌توان نتیجه گرفت که طراحی آموزشی جزئی از فعالیتهای تشکیل دهنده تکنولوژی آموزشی است (سینتیا و پولاک و رایگلوث، ترجمه: فردانش،۱۳۸۶،۴۲، ص۱۰)
هم چنان که مطرح شد فناوری آموزشی فراتر از ابزار وسایل و تجهیزت طراحی آموزشی فرایندی نظام‌دار برای بررسی، تجزیه و تحلیل هدف‌های آموزشی، مشخصات دانش‌آموزان، انتخاب روش‌های تدریس و همچنین گزینش و به کارگیری رسانه‌ها و به خصوص ارزیابی از کل فرایند یادگیری و پیشرفت دانش آموزان و در نهایت تجدید نظر و اصلاح آن است.
متخصصان الگوهای متعددی را برای طراحی آموزشی ارائه نموده‌اند یکی ازاین الگوها توسط‌هانیک مولندا و

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه با کلید واژگانروابط اجتماعی، روانشناسی، حل مسئله، عوامل شناختی

دیدگاهتان را بنویسید