منبع تحقیق با موضوع دانش آموزان، دانش آموز، هوش منطقی، نرم افزار

شخصیت‌های افراد، متفاوت‌اند.» بسیاری از راهبردهای جدیدی که برای بسط رشد هوش افراد ارائه شده، بر این نظریه مبتنی است.( Gardner, H. 1999 p.25, 72)
گاردنر اشاره می‌کند که، نظام آموزشی، به شدت به سمت شیوه یادگیری فراگیرندگان منطقی – ریاضیاتی و زبان شناختی کشیده می‌شود. او توضیح می‌دهد که هوش‌ها، مرتبط با هم عمل می‌کنند، نه جدا از هم؛ از این رو، توصیه می‌کند تغییراتی در طراحی برنامه درسی و نحوه ارائه آن صورت گیرد که همه هوش‌ها را مورد توجه قرار دهد.
یکی از بهترین و امیدبخش‌ترین نویدهای فن‌آوری آموزشی آن است که ما را یاری می‌دهد راهی به درون مغزهای دانش‌آموزان بیابیم و از درون مغزهای آنان، معبری هم به بیرون بکشیم، پیشرفت‌های اخیر در کیفیت نرم افزارها و سخت‌افزارها به معلمان و پرورش دهندگان اجاره می‌دهد توان بالقوه دانش‌آموزان را پرورش دهند و به منصه ظهور برسانند.
در این جا یک نکته احتیاط انگیز هست، و آن این که در استفاده از عناوین هوش‌ها در حکم برچسب یا لقب برای کسی، محتاط باشیم. بسیاری از افراد، هم درباره‌ی خودو درباره دیگران، به فراموشی تمایل دارند و این امر به اهداف آموزش و پرورش آسیب می‌رساند.
تذکر این نکته هم لازم است که در نوشتار حاضر، هدف تصدیق گفته‌های گاردنر نیست، آنچه او طرح می‌کند، فقط نظریه است و باید اندیشه‌ها و چشم‌اندازهای او را بیش از پیش تفسیر کرد. اما نکته حایز اهمیتی که معلمان باید از این نظریه دریابند، این است که افراد متفاوت‌اند و به شیوه‌های متفاوتی می‌آموزند و باید به این تفاوت‌ها احترام گذاشت، آنها را ارزشمند دانست و به پرورش آن پرداخت. Haggarty, Brain. Nurturing Intelligences, Addison-wesley
تطبیق فن‌آوری و ویژگی‌های هوشی
۱- هوش زبان شناختی یا کلامی: این هوش روشنگر توانایی بهره‌گیری اثرگذار از واژگان به صورت نوشتاری و کلامی است.
• تجلی سطح بالای هوش زبان شناختی در کسانی نظیر سخنوران، داستان سرایان، سیاست‌مداران، شاعران،‌ نمایش نامه‌نویسان، ویراستاران و روزنامه‌نگاران دیده می‌شود.
• دانش‌آموزانی که هوش زبان شناختی زیادی دارند، در قالب کلمات می‌اندیشند، با شنیدن می‌آموزند، از نوشتن لذت می‌برند، به کتاب‌ها و نوارها عشق می‌ورزند؛ و حافظه خوبی برای اشعار غنایی، و متون منظوم دارند.
• دانش‌آموزانی که با چنین قابلیت هوشی، می‌توانند از پردازش‌گران کلمه، برنامه‌های نشر رومیزی، برنامه‌های صوتی، برنامه‌های مشوق شعرسرایی، مقاله نویسی، ویدیو دیسک‌ها، نوارهای صوتی، شبکه‌های اکترونیک و … بهره ببرند.
۲- هوش فضایی یا تصویری: کسانی که دارای این قابلیت هوشی هستند، می‌توانند جهان اطراف خود را به درستی ادراک و در ذهن خود در آن تحولات و تغییراتی ایجاد کنند. این هوش مبین آن است که افراد می‌توانند به طور ذهنی به تشخیص جزییات امور و تجسم و تغییر اشیای دیداری بپردازند. (آقازاده، ۱۳۸۵، ۲، ص ۳۹-۳۵)
• تجلی سطح بالای هوش فضایی در کسانی نظیر راهنماها، طراحان داخی، معماران، هنرمندان و کاشفان دیده می‌شود.
• دانش‌آموزانی که هوش فضایی زیادی دارند، درباره تصاویر و مجسمه‌ها می‌اندیشند؛ به حل معما و جداول اشتیاق نشان می‌دهند؛ طراحی و رسامی از اشیا را دوست دارند و به فیلم‌ها، اسلایدها، نوارهای ویدیویی، نمودارهاو نقشه‌ها علاقه‌مندند.
• دانش‌آموزانی با چنین قابلیت هوشی می‌توانند از برنامه‌های طراحی و نقاشی، برنامه‌های خواندن همراه با تصاویر، برنامه‌هایی همراه با نقشه‌ها و نمودارها بهره بگیرند. همچنین می‌توانند از برنامه‌های چندرسانه‌ای، برنامه‌های صفحه‌های گسترده رایانه‌ای و … استفاده کنند.
۳- هوش موسیقیایی: آن دسته از کسانی که دارای هوش موسیقیایی هستند، می‌توانند ضمن ادراک شکل موسیقیایی، آن را تغییر دهند.
• تجلی سطح بالای هوش موسیقیایی در کسانی نظیر هنرورزان، منتقدان هنری و آهنگسازان دیده می‌شود.
• دانش آموزانی که هوش موسیقیایی زیادی دارند، مطالب را از طریق آهنگ (ریتم) می‌آموزند، ساز می‌نوازند، در حین مطالعه از موسیقی بی‌کلام استفاده می‌کنند و مواردی را که آمیخته با آواز، آهنگ و صوت باشد، بهتر می‌آموزند.
• دانش‌آموزانی با چنین فعالیت هوشی می‌توانند از برنامه‌های آمیخته با آهنگ، برنامه‌های خواندن همراه با صدای حروف و برنامه‌هایی که به آنان اجازه تولید صدا می‌دهد بهره بگیرند. استفاده از ویدیو دیسک‌ها، ضبط صوت، گرامافون و … در پیشبرد یادگیری این دانش‌آموزان اثرگذار است.
۴- هوش منطقی یا ریاضیاتی: دانش آموزانی که از هوش منطقی یا ریاضیاتی قابل توجهی بهره‌مندند، قابلیت استفاده از اعداد و استدلال را دارند.
• تجلی سطح بالای هوش منطقی یا ریاضیاتی در کسانی نظیر ریاضی‌دانان، آماردانان، مالیات بگیران، دانشمندان، برنامه‌ریزان یا برنامه‌نویسان رایانه و منطق دانان دیده می‌شود.
• دانش‌آموزانی که هوش منطقی یا ریاضیاتی زیادی دارند، درباره اشیا و موقعیت به صورت منطقی و روشن می‌اندیشند؛ الگوها و روابط انتزاعی را می‌کاوند؛ مسائل چالش‌انگیز ذهنی، معماهای منطقی و بازی‌های راهبردی را دوست دارند؛ ذوق استفاده از رایانه را دارند و به مقوله‌بندی و طبقه‌بندی کردن علاقه نشان می‌دهند.
• دانش‌آموزانی با چنین قابلیت هوشی، می‌توانند از برنامه‌های صفحه‌های گسترده و پایگاه‌های اطلاعات رایانه‌ای، نرم افزارهای حل مساله، نرم افزارهای برنامه‌نویسی رایانه‌ای، شبیه‌سازی‌ها، ماشین‌های حساب و … بهره بگیرند.
۵- هوش جسمانی- حرکتی: دارندگان این نوع هوش می‌توانند از اعضای بدن خود برای بیان افکار و عواطف استفاده کنند و در استفاده از دست‌های خود برای ساخت یا تغییر شکل اشیا، مهارت نشان می‌دهند.
• تجلی سطح بالای هوش جسمانی-حرکتی در کسانی نظیر هنرپیشه‌ها، ورزشکاران، رقصندگان، جراحان و مکانیک‌ها دیده می‌شود.
• دانش‌آموزانی که هوش جسمانی-حرکتی زیادی دارند، دانش را با استفاده از حس بدنی خود پردازش می‌دهند؛ با لمس کردن و دست‌ورزی و حرکت می‌آموزند؛ ایفای نقش را دوست دارند و به حرکات خلاقه عشق می‌ورزند.
• دانش آموزانی با چنین قابلیت هوشی می‌توانند از برنامه‌های واژه‌پرداز و نیازمند به استفاده از صفحه کلید بهره بگیرند. آنان برنامه‌های جان بخشی یا انیمیشن را دوست دارند، از نرم‌افزارهای علوم لذت می‌برند و به استفاده از ابزارهایی چون موش (موس)،‌ آتاری و … علاقه نشان می‌دهند.
۶- هوش درون شخصی: این نوع هوش مبین خودآگاهی و توانایی عمل بر مبنای آگاهی‌های شخصی است.
• تجلی سطح بالایی از هوش درون شخصی در کسانی نظیر اندیشمندان، حل کنندگان خلاق مسائل و اشخاص خود اتکار دیده می‌شود.
• دانش‌آموزانی که دارای هوش درون شخصی زیادی هستند، به خودانگیزی دست می‌زنند؛ طبق سرعت پیشرفت خود عمل می‌کنند؛ خود آموزند و از انجام دادن بازی‌ها و پروژه‌های انفرادی لذت می‌برند.
• دانش‌آموزانی با چنین قابلیت هوشی می‌توانند از آموزش‌های مبتنی بر رایانه، بازی‌های آموزشی رایانه‌های انفرادی، برنامه‌های پرورش‌دهنده خود آگاهی
• و پرورش خود و نرم‌افزارهای یورش فکری و حل مساله بهره بگیرند.
۷- هوش بین شخصی: توانایی درک و تمیز خلق و خو، مقاصد، انگیزه‌ها و احساس‌های دیگران را هوش بین شخصی نامیده‌اند.
• تجلی سطح بالایی از هوش بین شخصی در کسانی نظیر مشاوران،‌فروشندگان، درمانگران و … دیده می‌شود.
• دانش آموزانی که دارای هوش بین شخصی زیادی‌اند، به راحتی موقعیت سایرین را درک کنند و در برابر آن واکنش نشان دهند.
دانش‌آموزانی با چنین قابلیت هوشی می‌توانند از برنامه‌های مبتنی بر فعالیت‌های اجتماعی بازی‌های دسته‌جمعی، حل مسائل گروهی و برنامه‌های کنفرانس اینترنتی یا تلویزیونی و… بیاموزند. (آقازاده،۱۳۸۵، ۲، صص ۳۹-۳۸)
نظریه هوش چندگانه کاربردهای خاص دیگری را نیز برای تئوری MI در محیط کلاس، می‌توان در نظر گرفت. در این کاربردها، بیشتر روی سازمان‌دهی کلاس، به نحوی که به مقولات هوشی خاص اختصاص یابد، تاکید شده است. اگر چه دانش‌آموزان می‌توانند در همان حال که روی نیمکت‌های خود نشسته‌اند، به فعالیت‌های مرتبط با تئوری MI بپردازند؛ اما همین نشستن‌های طولانی مدت روی نیمکت، می‌تواند روی انواع تجربیات MI، محدودیت‌هایی را اعمال کند. بنابراین با تغییر ساختار کلاسی و تبدیل آن به یک محیط «هوش‌های مدارانه» یا کانون‌های فعالیتی، می‌توان عوامل کشف و مطالعه‌ی استعدادهای دانش‌آموزان را در هر یک از زمینه‌های هوشی، به نحو چشمگیری گسترش داد. همان‌گونه که در جدول نشان داده شده است، کانون‌ها یا مراکز فعالیتی، اشکال مختلفی را دارا هستند. این جدول، کانون‌های فعالیتی MI را روی دو پیوست نشان می‌دهد؛ کانون‌های موقت ودائمی (روی محور A) و کانون‌های نامحدود و محدود (موضوعی)، (روی محور B)
نظریه مغز و فرایند یادگیری
یادگیری در واقع فرایندساختن شبکه‌های عصبی است هر فرد در طول زندگی خود شبکه‌هایی را در قشر مغز خود می‌سازد که اطلاعاتی در مورد انواع مختلفی از مفاهیم در آن ذخیره می‌شود. اگرچه مغز ما گاهی قویترین ارتباطات ما را از راه تجربه عینی میسر می‌کند اما خوشبختانه یادگیری ما محدود به این روش نیست و مغز توانمندی‌های متفاوتی را برای یادگیری فراهم می‌نماید. (ولف، ترجمه: ابوالقاسمی،۱۳۸۷،۵۸، ص ۱۵۵-۱۵۳) دانش‌آموزان از نظر توانایی‌های ذهنی مغزشان با یکدیگر تفاوت دارند. بعضی‌ها ناتوان‌تر، به همین دلیل، دانش‌آموزان از نظر قابلیت‌ها و قوای ذهنی، به: سرآمد یا تیزهوش، معمولی و کم توان در یادگیری تقسیم‌بندی شده‌اند.
ارائه برنامه‌ی درسی یکسان و به طور هم زمان به هر سه گروه، تاکنون موفق نبوده است.
برنامه‌های درسی باید متناسب با تنوع توانایی‌های متفاوت طراحی و تهیه شود. از این رو راهکارهایی ارائه شده‌اند تا معلم بتواند، در یک کلاس واحد موجبات پیشرفت مطلوب هر سه گروه را فراهم کند. این توصیه‌ها شامل آن راه‌کارهاست:
– به دانش‌آموزان اجازه داده شود که بنابر علاقه‌ی، خود موادی محتوا و یا موضوعات درسی مورد یادگیری را انتخاب کنند؛
– مبنای تهیه‌ی طرح درس، تفاوت میان دانش‌آموزان است؛
– به جای یک کتاب درسی معین، منابع و مواد متعددی مورد استفاده قرار می‌گیرند؛
– برای تکالیف درسی، به دانش‌آموزان حق انتخاب داده می‌شود؛
– زمان تدریس موضوعات متفاوت براساس نیاز دانش‌آموزان از انعطاف برخوردار است؛
– ارزشیابی دانش‌آموزان به روش‌های متفاوت صورت می‌گیرد؛ و … . (رئیس دانا، ۱۳۸۶، ش۴، ۳۴، ص ۱۲)
شناخت قابلیت‌های ذهنی دانش‌آموزان و به کارگیری همه‌ی آن‌ها به هنگام یاددهی و یادگیری، ضرورتی اساسی برای هر معلم آگاه و مسئول، و کمک به وی برای اجرای

مطلب مرتبط با این موضوع :  پایان نامه با کلید واژگانتکنولوژی، پراگماتیسم، آموزش و پرورش، تکنولوژی آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید