منبع پایان نامه ارشد با موضوع تستوسترون، رفتار پرخاشگرانه، اختلال سلوک، ورزشکاران

آن گونه که باید نیست و مانع یا اختلال یا انتقاد ناموجه وجود دارد،خشم طغیان می نماید (16).
تئوریهای متعددی در مورد علت بروز خشونت در انسان مطرح شده است وعواملی مانند غریزه ، علل بیولوژیکی،عصب شناختی، شیمیایی(افزایش تستوسترون ،الکل)،درد و ناراحتی،عوامل انگیزشی(ناکامی) و یادگیری اجتماعی در بوجود آمدن این امر دخیل دانسته شده است (18).
علت عمده بروزخشونت در یک فرد،بروز خشونت از سمت مقابل است.اگر شخص مرتکب عمل پرخاشگری شود،بخصوص با شدتی فراتر از آنچه که قربانی انجام داده ،نیروهای شناختی و انگیزشی ،با هدف توجیه آن پرخاشگری فعال می شوند و افزایش پرخاشگری را امکانپذیر می سازند (19).
علل عصب شناختی و شیمیایی یکی از دلایل عمده بروز خشونت محسوب می شوند.از آنجا که نقش جنسی نرها و ماده ها با یکدیگر متفاوت است، رفتارهای پرخاشگرانه دو جنس نیز متفاوت می باشد.گر چه رفتارهای پرخاشگرانه را می توان از جمله رفتارهای دوگانه جنسی تلقی کرد،اما ماهیت این رفتارها در هر دو جنس همسان است.آنچه موجب تفاوت می گردد،موقعیت هایی است که این گونه رفتارها را بر می انگیزد،در برخی موارد هورمون هایی که این رفتارها را برانگیخته یا بازداری می کنند،متفاوت می باشند.بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که مدارهای عصبی مسبب اجرای این رفتارهای پرخاشگرانه متفاوت از یکدیگر باشند،بلکه انتظار می رود که تفاوت در مکانیسم های مغزی ای باشد که در پاسخ به شرایط هورمونی و محرک های محیطی،این مدارها را بر انگیخته یا بازداری می کنند.
هر یک از انواع رفتارهای پرخاشگرانه به وسیله مکانیسم مغزی متفاوتی کنترل می شود و این به معنی آن است که این رفتارها حداقل تا اندازه ای مستقل از یکدیگر عمل می نمایند.دو ناحیه از مغز میانی ،یعنی ماده خاکستری اطراف مجرا و ناحیه کلاهکی -شکمی در سازماندهی رفتارهای پرخاشگرانه دخالت دارند.ظاهرا رفتارهای یورشی به وسیله نرون های موجود در ناحیه کلاهکی- شکمی کنترل می شود،و رفتار دفاعی و شکار به ظاهر تحت کنترل نرون های موجود در ماده خاکستری اطراف مجرا است.به نظر می رسد که نرون های کنترل کننده رفتار دفاعی در قسمت پشتی نرون هایی قرار دارد که به کنترل رفتار شکارگری می پردازد.

ناحیه بادامه ای در قسمت سری-میانی قطعه گیجگاهی انسان ها قرار دارد.این مرکز دارای چندین هسته می باشد که به دو گروه اصلی تقسیم می شوند:هسته های قشری- میانی1 و هسته های کفی- جانبی2 .ناحیه بادامه ای دارای نقش تنظیم کنندگی مکانیسم های هیپوتالاموسی -مغز میانی در پرخاشگری و رفتار دفاعی است.همچنین این ناحیه حاوی گیرنده های استروژن و آندروژن است و از سیستم های بویایی فرعی و اصلی پیغام می گیرد و این ناحیه در کنترل واکنش های هیجانی نیز نقشی ایفا می کند،بطوری که تحریک الکتریکی آن ناحیه می تواند موجب فراخواندن یا ممانعت از رفتارهای پرخاشگری گردد (26).
اثرات آندروژن ها نیز بعنوان یکی از عوامل موقعیتی شناخته شده است.امروزه ثابت شده که برخی از مواد شیمیایی بر بروز پرخاشگری تاثیر دارند(19). آندروژن ها و اثرات وابسته به جنس آنها در رفتارهای پرخاشگرانه پستانداران بسیار موثر است.میزان تستوسترون در پسرها در اوایل نوجوانی ،یعنی زمانی که نزاع پسرها زیاد می شود،رو به افزایش می گذارد(27).بنابراین طبق تحقیقات تستوسترون بر پرخاشگری تاثیر دارد و به نظر می رسد که عکس این موضوع نیز صحت داشته باشد و رفتار پرخاشگرانه ،ترشح تستوسترون را افزایش دهد(19).از دیگر عوامل موقعیتی صدمه به مناطق عصبی می باشد.هر روز محققان بیشتری به این فرضیه روی می آورند که ریشه رفتار پرخاشگرانه مزمن،وقوع صدمه ای عضوی در مغز است (18).به طور مثال تومورهای مغزی،صرع ناحیه تمپورال و اختلالات شناختی ناشی از آلزایمر به رفتارهای خشونت آمیز منجر می گردد(28).
بعضی ازنظریه پردازان نروترانسمیترها را در بروز رفتار پرخاشگرانه دخیل می دانند.در مجموع به نظر می رسد مکانیسمهای کولینرژیک و کاتاکول آمینرژیک در ایجاد و تشدید پرخاشگری و گابا و دستگاههای سروتونرژیک در مهار این رفتار دخیل باشند.طبق این مطالعات دوپامین ظاهرا پرخاشگری را تسهیل و نوراپی نفرین و سروتونین آن را مهار می کنند(18).از نوروترانسمیتر مهم دیگری که موجب تسهیل رفتار خشونت آمیز می گردد می تواند به استیل کولین اشاره نمود(28).
از دیگر عوامل موثر بر بروز خشونت ،عوامل روان شناختی است. یکی از عوامل روان شناختی رفتار غریزی می باشد.شواهد اندکی در این مورد که آیا پرخاشگری در انسان غریزی است یا خیر وجود دارد.با توجه به یافته های بسیار می توان به این نتیجه رسید که عنصری غریزی از پرخاشگری در افراد
1(corticomedial
2(basolateral
بشر وجود دارد،لیکن نمی توان بروز پرخاشگری و خشونت را به طور کامل ناشی از غریزه دانست(19). از دیگر عوامل روان شناختی رفتار آموخته شده است که طبق این دیدگاه پرخاشگری عمدتا نوعی رفتار اجتماعی آموخته شده است،یعنی رفتاری است که مثل سایر فعالیتها فراگرفته و حفظ می شود.این رفتارهای آموخته شده بسته به تجربیات موجود در فرهنگ های مختلف متفاوتند.در عین حال افراد به تجربه یاد می گیرند که در برابر چه اشخاصی ،یا چه رفتارها و موقعیت هایی باید دست به پرخاشگری بزنند (18). یکی دیگر ازعوامل بروز خشونت و پرخاشگری ،عوامل اجتماعی می باشند که از جمله آن می توان به ناکامی اشاره نمود. پرخاشگری عملی معمولی در موقعیت های ناخوش
ایند یا ملال انگیزی مانند خشم و درد و غیره می باشد اما مهمترین عامل در ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیت های ملال انگیز ناکامی است(19). کاپلان معتقد است که قویترین ابزاری که انسان را به پرخاشگری وا می دارد،ناکامی است(18).اگر فردی در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود،ناکامی حاصل،احتمال پاسخ پرخاشگرانه او را افزایش می دهد.ناکامی هنگامی برجسته تر مطرح می شود که هدف،ملموس و در دسترس بوده و فرد دارای انتظارات بالایی بوده و در عین حال دستیابی به هدف غیر ممکن بنظر می رسد. بدیهی است تا زمانی که امید برآورده نشده ای وجود دارد،ناکامی هایی هم وجود خواهد داشت که می تواند به پرخاشگری منجر شوند(19).
در این حالت فردی که در اثر نرسیدن به اهدافش دچار ناکامی شده،احساس بی کفایتی می کند(29). بررسی شواهد نشان می دهد که اثر ناکامی در افزایش یافتن پرخاشگری آشکار عمدتا به دو عامل بستگی دارد:اولا ناکامی ظاهرا فقط به شرط شدید بودن ،پرخاشگری را افزایش می دهد و اگر خفیف یا متوسط باشد،ممکن است پرخاشگری افزایش نیابد.ثانیا ناکامی احتمالا زمانی پرخاشگری را تسهیل می کند که فرد آن را دلبخواهی یا ناموجه تلقی کند،نه مشروع یا منصفانه (18).بر طبق تئوری انگیزشی خشونت یک انگیزه طبیعی و درونی است که در بعضی مواقع در محیط خارج تخلیه می شود و ناکامی که ناشی از عدم دستیابی به اهداف تعیین شده افراد است، به رفتارهای خشونت آمیز منجر می گردد که افراد دیگر یا اشیاء در محیط خارج را تحت تاثیر قرار می دهد(21).رنجاندن مستقیم یکی دیگر از عوامل اجتماعی بروز پرخاشگری می باشد.شواهد نشان می دهد که اگر فرد،مورد بدرفتاری جسمی و تمسخر کلامی قرار بگیرد ،اغلب اعمال پرخاشگرانه در وی برانگیخته می شود(18).
خشونت در رسانه ها نیز بعنوان یکی از عوامل اجتماعی موثر مطرح می باشد .رسانه های همگانی بویژه تلویزیون ،مجموعه ای از عوامل قوی برای یادگیری اجتماعی هستند(19).رسانه ها از طریق نقش پذیری ،مهار گسستگی،حساسیت زدایی،برانگیختن احساسات پرخاشگرانه و تشویق مخاطبین به خطر پذیری بر رفتار تاثیر می گذارند(18).ارتباط محکم بین دیدن فیلمهای خشن با بروز خشونت بیانگر این نکته است که رفتارهای خشونتبار از این طریق آموخته می شود و ضمنا قبح رفتارهای خشن بعلت حساسیت زدائی از این طریق در فرد از بین می رود(28).رسانه ها سبب اثر تحریک کنندگی کوتاه مدت بر رفتارهای پرخاشگرانه در تمام سنین شده، خشونت را توجیه نموده و در نهایت اندیشه های پرخاشگرانه را در کودکان پرورش می دهند(18).
آخرین مورد از عوامل اجتماعی بروز پرخاشگری،انجام این عمل برای جلب توجه می باشد . پرخاشگری ممکن است شایع ترین شیوه برای افراد ستمدیده در جلب توجه اکثریت نیرومند باشد(19).
عوامل محیطی نیز ازعوامل تاثیرگذار بر بروز خشونت می باشند .از این عوامل می توان به مواردی مانند آلودگی هوا ،سرو صدا و ازدحام اشاره نمود.قرار داشتن در معرض گازهای زیان بخش نظیر آنچه در کارخانه های شیمیایی و صنایع دیگر تولید می شود نیزممکن است تحریک پذیری افراد و در نتیجه پرخاشگری آنها را افزایش دهد(18).
همانطور که گفته شد سرو صدا از عوامل محیطی ایجاد کننده بروز خشونت می باشد.بنابر گزارشهای چندین مطالعه،افرادی که در محیطی با سرو صدای بلند و گوشخراش بسر می برند،شدیدتر از بقیه به دیگران حمله می کنند(18).گرما نیز یکی از عوامل محیطی است که به نظر نمی رسد بطور مستقیم با رفتارهای خشونت امیز مرتبط باشد ولی افراد در هوای گرم احساس خشم بیشتری می کنند(21). در بررسی های بعمل آمده در شهر تگزاس آمریکا،هرچه روز گرم تر باشد،احتمال وقوع جرائم خشونت آمیز افزایش می یابد(19).
از دیگر عوامل محیطی تاثیر گذار بر بروز خشونت ازدحام است. برخی مطالعات حاکی از آن است که ازدحام مفرط ممکن است سطح پرخاشگری را بالا ببرد.اگر افراد به طور معمول واکنشهایی منفی(نظیر دلخوری،عصبانیت و ناکامی)داشته باشند،شلوغی ممکن است احتمال فوران پرخاشگری را در آنها افزایش دهد(18).البته تحت شرایط مختلف ،جمعیت زیاد می تواند باعث افزایش یا کاهش رفتارهای خشونت آمیز گردد(21).
از دیگر عوامل بروز خشونت،عوامل موقعیتی می باشد که در این گروه از عوامل می توان به افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک اشاره داشت. در برخی پژوهشها نشان داده شده که افزایش سطح برانگیختگی به هر دلیلی(شرکت در فعالیتهای رقابتی،ورزش شدید و دیدن فیلمهای شهوانی)پرخاشگری آشکار را افزایش می دهد(18).به عبارت دیگر عوامل تحریک کننده جنسی شدید می تواند به رفتارهای خشونت بار منجر گردد(25).
درد به عنوان یکی دیگر از عوامل موقعیتی موثر بر خشونت شناخته شده است. درد جسمی ممکن است پرخاشگری یا انگیزه صدمه یا آسیب رساندن به دیگران را بیدار کند(18).درد و ناراحتی ،پیش درآمدهای پرخاشگری هستند.اغلب ما وقتی در معرض دردی سخت و غیر منتظره قرار می گیریم،تندخو و تحریک پذیر شده و در نتیجه مستعد آن می شویم که به نزدیک ترین هدف در دسترس حمله کنیم(19).الکل نیز بعنوان عامل بعدی عوامل موقعیتی می باشد.الکل معمولا قدرت بازدارندگی افراد علیه ارتکاب اعمالی که جامعه به آنها روی خوش نشان نمی دهد را کاهش می دهد که از آن جمله می توان به اعمال خشونت بار اشاره نمود.مطالعات نشان می دهد که در اکثر مشاجرات خانوادگی و خشونت های خیابانی رد پای الکل وجود دارد(19).
وراثت نیز یکی دیگر از دلایل بروز خشونت شناخته می شود.مطالعه ژنتیکی نقش عامل ارث در بروز رفتارها
ی خشونت آمیز را تائید می نماید(25).مطالعه شجرنامه ها نشان داده است که افراد دارای سابقه خانوادگی اختلال روانی،بیشتر از بقیه مستعد این اختلالات اند و رفتارهای پرخاشگرانه تری هم دارند(18).در این بخش عوامل کروموزومی نیز در بروز خشونت تاثیرگذار بوده و پژوهش های رفتاری در مورد تاثیر کروموزومها عمدتا بر نابهنجاریهای کروموزومهای X و Y به ویژه سندروم 47 کروموزومیXYY متمرکز بوده است(18).
تئوری یادگیری اجتماعی نیز در زمینه بروز خشونت مواردی را مطرح کرده است. بر طبق این تئوری اعتقاد بر آن است که خشونت، رفتاری آموخته شده از الگوهای اجتماعی می باشد که ممکن است فرد آن را بصورت تصادفی در شرایط محیطی سخت ابراز نماید.مفهوم اساسی در این تئوری مبنی بر این نکته استواراست که ((شما آنچه هستید که یاد گرفته اید))در حقیقت خشونت در رفتارهای تخریبی از طریق بازخورد مثبت تداوم می یابد.مثلا ورزشکاران حرفه ای ،ثروت و شهرت خود را در اثر رفتارهای خشونت آمیز کسب می کنند و یا سربازان در زمان جنگ مدال،درجه و افتخار را به خاطر کشتن دشمن کسب می نمایند و زمانی که دو فرد بزرگسال رفتارهای خشونت آمیز نسبت به یکدیگر دارند،کودکان این رفتار را به عنوان نوعی واکنش رفتاری،درونی سازی می کنند(21).
عوامل موثر بیشماردیگری نیز بر مسئله خشونت تاثیر دارد در DSM IV عواملی مانند عقب ماندگی ذهنی،بیش فعالی،اختلال سلوک،اختلال های شناختی(دلریوم و دمانس)،اختلال های سایکوتیک (اسکیزوفرنی)،اختلال های خلقی (ناشی از مواد و ناشی از طب عمومی)،اختلال انفجاری متناوب،اختلال سازگاری همراه با اختلال سلوک،اختلال های شخصیتی(پارانوئید،ضد اجتماعی،مرزی،خود شیفته)و رفتار ضد اجتماعی در کودک،نوجوانی و بزرگسالی(18).مسمومیت با الکل و سایر مواد و دوره های مانیک و افسردگی به عنوان دیگر عوامل مرتبط با پرخاشگری مورد بحث قرار گرفته است(29).
باید بیاد داشت که ابراز کردن خصومت،طغیانهای مکرر خشم،رفتار گستاخانه و ناگوار،نشانه های غیر کلامی عیب جویانه و متکبرانه به هنگام تعاملات اجتماعی،از جمله نگاههای خشن،ابراز نفرت و انزجار و صدای خشن و مصرانه به برانگیختگی قلبی-عروقی،شکایتهای سلامتی، و بیماری بیشتری می انجامد که علت این امر بعلت افزایش ضربان قلب،فشارخون و افزایش ترشح هورمونهای استرس زا در فرد عصبانی است و زمانی که پاسخ بیش از حد انتظار باشد،خشم را تشدید می کنند. البته افرادی که مرتبا عصبانی می شوند به احتمال زیاد از زندگی خود ناراضی هستند و به رفتار ناسالم می پردازند(27).
قرار گرفتن در محیطی نا آشنا و استرس زا مانند بیمارستان نیز می تواند سبب بروز رفتارهای خشونت آمیز گردد .ترس از ماندن در بیمارستان،از دست دادن اعتماد به نفس ،وارد آمدن آسیب جسمی و در نهایت ترس از تجربه های جدید و پرسنل بیمارستان، احساس عجز و ناتوانی جهت مقابله با موقعیت موجود و همچنین قوانین روتین و مقررات خشک بیمارستان می توانند باعث بروز رفتارهای خشونت آمیز گردند .از دیگر مسائل ایجاد کننده خشونت در بیمارستان نیاز به اعمال کنترل بر روی محیط جدید ،تهدید قلمرو شخصی و احساس رخوت و بی حوصلگی می باشد(18).گاهی رفتارهای خاص پرستاران نیز می تواند باعث ایجاد خشونت همراهان و بیماران نسبت به پرستاران شود.در تحقیقی که در سال 2007 در کشور استرالیا انجام شد به واژه استامپ که مخفف تماس چشمی و خیره نگاه کردن،تن

مطلب مرتبط با این موضوع :  تحقیق رایگان درموردسازمان ملل، رفتار انسان، توسل به زور، حل و فصل اختلافات

دیدگاهتان را بنویسید