سیاست جنایی ایران در قبال جرایم منافی عفت (روابط نامشروع)

پایان نامه ازدواج سفید

قانون گذار اسلامی در راستای مخفی داشتن و عدم افشاء و پوشیده نگاه داشتن زشتی­ها و لغزش­ها و اعمال منافی عفت افراد علاوه بر تدابیری که در قسمت قبل با رویکرد فوق در خصوص کشف و شروع رسیدگی به این اعمال پیش بینی کرده است. بر مشارکت و همراهی مردم و بزهکار نیز در این راه تأکید کرده است. توجه به تأکید احکام و آموزه های شرعی مبنی بر ستر و پوشیدن جرایم ناشی از اعمال منافی عفت مقررات مربوط به آیین دادرسی بخشی مخصوص ادله اثباتی این جرایم را تحت تأثیر قرار داده است. در واقع کیفیت جمع آوری دلایل به عنوان وسایلی که قانوناً بتوانند وجود یا عدم وجود یک واقعه و صحت یا عدم صحت یک موضوع را مورد تأیید قرار دهند. از مهم­ترین مسائل آیین دادرسی در اکثر نظام­های حقوقی دنیا و از جمله قوانین کیفری ایران می باشد

و هیچگاه بدون وجود دلیل نمی توان انتساب اتهام را احراز کرد و در نتیجه به اعمال مجازات پرداخت. در ابتدا در بررسی متون شرعی و همچنین قوانین موضوعه برای اثبات جرایم ناشی از اعمال منافی عفت ملاحظه می شود که در موارد مذکور، آزادی قاضی در تحصیل دلیل محدود گشته و فقط در صورت ارائه دلیل معتبر و منصوص از سوی شارع و قانون گذار و رعایت شرایط پیش بینی شده از سوی اوست که می تواند خاطی به مجازات مرتکبین مبادرت ورزد. ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری ۹۲ اشعار می دارد« انجام هرگونه تعقیب و تحقیق در جرم زنا و لواط و سایر جرایم منافی عفت ممنوع است و پرسش از هیچ فردی در این خصوص مجاز نیست، مگر در مواردی که جرم در مرئی و منظر عام واقع شود و یا دارای شاکی باشد که در این‌صورت، تعقیب و تحقیق فقط در محدوده شکایت و یا اوضاع و احوال مشهود توسط قاضی دادگاه انجام می‌شود.

تبصره ۱- در جرم زنا و لواط و سایر جرایم منافی عفت هرگاه شاکی وجود نداشته باشد و متهم بدواً قصد اقرار داشته باشد، قاضی وی را توصیه به پوشاندن جرم و عدم اقرار می‌کند.
تبصره ۲- قاضی مکلف است عواقب شهادت فاقد شرایط قانونی را به شاهدان تذکر دهد.
تبصره ۳- در جرایم مذکور در این ماده، اگر بزه‌دیده محجور باشد، ولی یا سرپرست قانونی او حق طرح شکایت دارد. در مورد بزه‌دیده بالغی که سن او زیر هجده سال است، ولی یا سرپرست قانونی او نیز حق طرح شکایت دارد».

همان طور که تبصره ماده فوق بیان می دارد نه تنها مراجع انتظامی بلکه مقام قضایی نیز از تحقیق و تفتیش در جرایم ناشی از اعمال منافی عفت ممنوع می باشند، مگر اینکه جرم ارتکابی منجر به تضییع حقوق مردم شده باشد یا بطور علنی انجام شود. در واقع در راستای حفظ حرمت جامعه اسلامی و اینکه چه بسا تفتیش ها و تحقیقات نابجایی که باعث آبروریزی و هتک حرکت اشخاص گردیده مقنن کیفری پس از گذشت بیست و یک سال از حاکمیت نظام جمهوری اسلامی و با استفاده از تجربیات حاصله در این مدت، تحقیق در این امور را ممنوع اعلام کرده است. هر چقدر حکومت بخواهد مطابق اصل وفق عمل نکند و در امورات مردم تفتیش و کنترل بیشتری کند موجب ایجاد تنش مابین افرادی که خواسته هایی جز عمل برپایه احترام به حریم خصوصی و فردی خود نمی خواهند، خواهد شد چرا که این امر توالی فاسدی از جمله جرم زایی اعمال زمامداران حکومت را به دنبال دارد.

 

 

ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری

پایان نامه ازدواج سفید

واژه «زوج» به معناى جفت در مقابل طاق و تک است. به این معنا زوجیت نوعى رابطه میان دو چیز است، به گونه اى که وجود یکى بدون دیگری، یا نقص در یکى به معناى اختلال در کارکرد اصلى و مورد انتظار است. برخى اعضاى بدن جفت هستند و اگر در هر یک از اعضاى این جفت به هر دلیلى کاستى و نقصى پدید آید، کارکرد اصلى که از یک جفت مثلاً پا انتظار می رود، مختل مى گردد. یکى از مصادیق زوجیت نیز همسرى میان زن و مرد است. ازدواج پیوندى و قراردادى است که میان یک مرد و زن منعقد و برقرار مى گردد که از زوجیت حاصل، کارکرد معلوم و هدف خاصى مورد انتظار است. قرآن یکى از کارکردهاى ازدواج را تولید نسل مى داند که ادامه حیات بشرى را تضمین مى کند. کارکرد مهمتر و ویژه، ایجاد آرامش، مودت و دوستی، یکى شدن و اتحاد، رحمت و مهربانى است. آیه ۲۱ سوره روم می فرماید« وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ و از نشانه‏ هاى او اینکه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى که مى‏ اندیشند قطعا نشانه‏ هایى است».

از  منظر قرآن یک زوج باید موجب روشنى چشم هم باشند. طبق فرمایش آیه۷۴ سوره فرقان« وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانى‏ اند که مى‏ گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان».

نقصها و معایب یکدیگر را برطرف کنند و موجب کمال و زیبایى یکدیگر باشند، در این خصوص آیه۱۱۷سوره بقره می فرماید« بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ [او] پدید آورنده آسمانها و زمین [است] و چون به کارى اراده فرماید فقط مى‏ گوید [موجود] باش پس [فورا موجود] مى‌شود».

مسئله اطفاى شهوت و … تنها جنبه مقدمیت داشته و یا فواید دیگرى غیر از غرض اصلى بر آنها مترتب مى شود و غرض اصلی نکاح و ازدواج همانا تولید مثل و تربیت اولاد است (طباطبایی:۱۴۱۹،ج۲، ۲۸۵).

نوع بشر در همه اعصار، نکاح و ازدواج را مدح کرده و آن را سنت حسنه دانسته و زنا را نکوهش نموده و آن را عملى شنیع معرفى کرده اند، رجحان و استحباب نکاح اختصاص به مسلمین ندارد؛ زیرا هر قوم و ملتی دارای نکاح و سفاح هستند که اولی نزدشان ممدوح است بر خلاف دومی که برایشان مذموم است. اگر ساختارگرایانه بنگریم، آنچه به خانواده قوام میدهد، نکاح است نه سفاح و اخدان(طباطبایی:۱۴۱۹،ج۱۱، ۱۱۳).

بعضی از محققان ضمن بیان معنای ازدواج برای نکاح، حقوق ثابت معین برای هر کدام از زوجین، از جمله تمتع را از لوازم تزویج دانسته اند و معتقدند ازدواج نمونه بارز یک مدینه فاضله است وگرنه تمتع مجرد که برخی از ظاهربینان معنای نکاح دانسته اند و نیز مجامعت در بیشتر حیوانات نیز هست(مصطفوی: ۱۴۰۲، ج۴، ۸۰).

و از قرآن، آیه ۲۹سوره احزاب دلیل بر این اصل است؛ زیرا این آیه دلالت بر تحقق نکاح دارد بدون اینکه لمس واقع شده باشد. البته انعقاد پیوند زناشویی و تعهد برای زندگی مشترک و شریک بودن در همه شادیها و غمها و تلاش کردن برای تکامل یکدیگر، هدف آرمانی زوجین است و خداوند از آن به «لتسکنوا الیها»(روم/۲۱). تعبیر فرموده است و این مطلب منافاتی ندارد با اینکه هدف از ازدواج اطفای شهوت باشد و قصد تشکیل خانواده به منظور داشتن فرزند وجود نداشته باشد، بلکه صحیح است که بگوییم مقصود از ازدواج، استمتاع زوجین است که دو رکن این ازدواج زوجین می باشند(نجفی: ۱۴۲۲، ۲۰۳).

بنابراین، آنچه مهم است، شرعی بودن عقد و قصد زوجیت شرعی است. بعضى از حقوقدانان نیز این تعریف از نکاح را که رابطه ای بین زن و مرد براى تشکیل خانواده است، مشهور دانسته و گفته اند که این تعریف می تواند تعریف نکاح دائم که در قوانین کشورهاى دیگر شناخته شده است، قرار گیرد، ولى ازآنجا که شامل نکاح منقطعه که یکى از اقسام نکاح در حقوق مدنى ایران است، نمی شود، از تعریف مشهور چشم پوشی کرده، گفته اند: «نکاح عبارت از رابطه حقوقى است که به وسیله عقد بین مرد و زن حاصل می گردد و به آنها حق می دهد که تمتع جنسى از یکدیگر ببرند(امامی: ۱۳۹۳، ۲۶۸).

اما بعضی از فقیهان انشای زوجیت و وجود رابطه خاص بین زوج و زوجه و نیز مهریه را دلیل بر نکاح دانسته که با زنا که بدون انشاء و علاقه ذکر شده است، فرق دارد، هرچند نکاح معاطاتی را به دلیل اجماع نمی پذیرند( اراکی:۱۴۱۹، ۳۵۱).

یکی از معاصران مینویسد: «نکاح معاطاتى زنا نیست. معاطات این است که بالفعل قصد زوجیت کند یا موقّته (براى مدّت معین)، و یا دائمه، در حالى که زانى و زانیه قصد زوجیت نمى کنند بلکه در مقابل پولى، قصد عمل نامشروع دارند. پس اینکه در نکاح لفظ معتبر است، به جهت اجماعى است که ادّعا شده و به جهت احتیاطى است که در نکاح است، نه از این جهت که نکاح معاطاتى زناست»(مکارم شیرازی:۱۳۸۲، ج۱، ۷۵).

بلکه تفاوت نکاح معاطاتی با سفاح به جهت قصد زوجیت است که در نکاح معاطاتی موجود است(جزائری: ۱۴۱۶، ج۲، ۱۷۸).

در نکاح، قصد نکاح یا همان زوجیت شرعی لازم است و در نکاح معاطاتی نیز قصد زوجیت شرعی وجود دارد؛ همان چیزی که در زنا نیست. تنها تفاوت نکاح با نکاح معاطاتی در نبود لفظ است و مقصود از نکاح معاطاتی این است که به واسطه فعل، قصد انشاء عقد شود؛ یعنی فعل جای قول را بگیرد. قید «قصد انشاء» برای دفع همین شبهه مساوی بودن نکاح معاطاتی با زناست؛ زیرا زنا وطی بدون عقد و بدون قصد انشاء زوجیت است.