بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان مدارس متوسطه شهر تهران- قسمت ۴

رفتار شهروند سازمانی [۱۶]مجموعه‌ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما بااین‌وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقش­های سازمان می‌شوند. (اپل بام و همکاران، ۲۰۰۴، ص۱۹).

 

تعاریف عملیاتی

 

سرمایه اجتماعی : مراد از سرمایه اجتماعی نمره‌ای است که هر یک از آزمودنی‌ها در پاسخ به پرسشنامه سرمایه اجتماعی کسب می‌کنند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
رفتار شهروندی سازمانی : نمره کسب‌شده توسط هر یک از آزمودنی‌ها در پاسخ به سؤالات پرسشنامه رفتار شهروندی است. روش گردآوری اطلاعات استفاده از پرسشنامه، مصاحبه، اسناد و مدارک و پایان‌نامه‌های موجود خواهد بود.

 

 

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه­ها

 

مقدمه

 

در این فصل مروری بر مبانی نظری موضوع انجام‌شده است. مباحث این فصل در دو بخش ارائه‌شده است. در بخش اول مبانی نظری سرمایه اجتماعی موردبررسی قرارگرفته است و این مبحث به‌طور مختصر از دیدگاه فوکویاما، بوردیو، کلمن و یوتنام مرور شده است. سپس به بحث سرمایه اجتماعی در حوزه سازمان و مدیریت پرداخته ‌شده و ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی از دیدگاه اندیشمندان متفاوت مرور شده است. در ادامه الگوهایی برای تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی و نقش سرمایه انسانی در سرمایه اجتماعی سازمان (مدرسه) مدنظر قرارگرفته است و سپس به ویژگی‌های سرمایه اجتماعی، راه‌های ایجاد و حفظ آن و مزایا و هزینه‌های بالقوه آن پرداخته ‌شده است. مبحث شهروندی سازمانی در بخش دوم موردبررسی قرارگرفته است و شرح داده‌شده است. متغیر وابسته رفتار شهروندی سازمان و ابعاد، پیشایندها و پیامدهای آن موردبررسی قرار می‌گیرد در ادامه عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی مطرح می‌شود و در پایان آثار و پیامدهای رعایت رفتار شهروندی سازمانی در سازمان‌ها موردبررسی قرارگرفته است و از این دیدگاه رابطه آن با سرمایه اجتماعی شرح داده می‌شود. درنهایت چارچوب نظری و مدل مفهومی این پژوهش به‌صورت نمودار ارائه می‌شود.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

سرمایه اجتماعی

 

اصطلاح سرمایه اجتماعی نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوبز، “مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی “به‌کاررفته است که در آن او توضیح داده است که شبکه‌های اجتماعی فشرده در محدوده‌های حومه‌ی قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. اگرچه درگذشته اقتصاددانان کلاسیک عوامل شکل‌گیری رشد اقتصادی را در سرمایه فیزیکی و نیروی کار جست‌وجو می‌کردند اما در دهه شصت میلادی نئوکلاسیک­هایی چون شولتز و بیکر ایده سرمایه انسانی را که به‌واسطه‌ی آن اعضای جامعه از طریق بهره‌گیری از آموزش می‌توانند توانایی خود را تقویت کرده و افزایش توالی را تسهیل کنند، مطرح کردند و از سال ۱۹۸۰ به بعد مفهوم سرمایه اجتماعی توسط افرادی همچون جاکوب، لوری، کلمن، پاتنام و پرتز وارد ادبیات علوم اجتماعی به‌ خصوص جامعه‌شناسی شده و بسط و گسترش می‌یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
سرمایه اجتماعی متشکل از دو واژه سرمایه و اجتماعی است که هرکدام بر جنبه خاصی از این مفهوم تأکیددارند. اولی بر ماهیت سرمایه‌ای و مولد بودن و دیگری بر ماهیت غیرشخصی آن، سرمایه اجتماعی به دلیل داشتن ابعاد و مؤلفه‌هایی همچون ایجاد روابط گرم گسترش انسجام و همبستگی، بسط مشارکت اجتماعی، هویت جمعی، همدلی، روحیه جمعی، منافع مشترک، احترام متقابل و… شامل منابعی مثل اطلاعات، اندیشه، فرصت کسب‌وکار، قدرت نفوذ، اعتماد، همکاری و… است. این منابع از درون شبکه‌های کسب‌وکار در دسترس قرار می‌گیرند (بیکر، واین ۱۳۸۱، صص ۱۵ و ۱۶) سرمایه اجتماعی را به‌سادگی می‌توان به‌عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش‌های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می‌کنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشد. واضح است که هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می‌کنند، تقسیم‌پذیرند. یعنی می‌توانند تنها میان گروه محدودی از مردم همان اجتماع مشترک باشند و نه در میان دیگران، درحالی‌که سرمایه اجتماعی در همه جوامع وجود دارد اما می‌تواند به طرق مختلف توزیع گردد. بدیهی است که یکی از منابع حائز اهمیت سرمایه اجتماعی در سطح جهان خانواده است اما ساختار خانواده از جامعه‌ای به جامعه دیگر تفاوت می‌کند.
در دو دهه اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی در زمینه­ها و اشکال گوناگونش به‌عنوان یکی از کانونی‌ترین مفاهیم، ظهور و بروز یافته است. هرچند شور و شوق زیادی در بین صاحب‌نظران و پژوهشگران مشابه چهارچوب مفهومی و ابزار تحلیلی ایجاد کرد. لیکن نگرش‌ها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است. افزایش حجم قابل‌توجه پژوهش‌ها در این حوزه بیانگر اهمیت و جایگاه سرمایه اجتماعی در حیطه‌های متفاوت اجتماعی است.
به‌طورکلی میزان سرمایه اجتماعی در هر گروه یا جامعه‌ای نشان‌دهنده به میزان اعتماد افراد به یکدیگر است. همچنین وجود میزان قابل قبولی از سرمایه اجتماعی موجب تسهیل کنش‌های اجتماعی می‌شود. به‌طوری‌که در مواقع بحرانی می‌توان برای حل مشکلات از سرمایه اجتماعی به‌عنوان اصلی‌ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرایندهای موجود سود برد. ازاین‌رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد.
تعدادی از عناصر اصلی که می‌توان سرمایه اجتماعی را با آن مورداندازه‌گیری قرارداد عبارت‌اند از:
آگاهی به امور عمومی، سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی‌های برآیند، اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای مردمی و دولتی، مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت‌های داوطلبانه در تشکل‌های غیردولتی خیریه‌ای مذهبی، اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی و علمی و… درمجموع می‌توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آن‌ ها در جامعه موردمطالعه است. از دیگر معیارها می‌توان به احساس مردم نسبت به حکومت و مردم اشاره کرد و نیز داشتن احساس خوشایند نسبت به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب می‌شود. اگر سرمایه اجتماعی را ارتباط و شبکه‌های اجتماعی که می‌توانند اطمینان و حس همکاری را در میان افراد حاضر در شبکه‌های موردبحث ایجاد کنند. بدانیم، آنچه بیش‌ازپیش اهمیت پیدا می‌کند نقش نهادهای جامعه مدنی در تشکیل این سرمایه است. اگر ما مانند عنصری از یک سازمان مدنی به‌صورت همیشگی همدیگر را ملاقات کنیم احساس مسئولیت نسبت به همدیگر در ما پیدا می‌شود و می‌توانیم به همدیگر اعتماد کرده و در نهایت باهم همکاری کنیم. برای مثال اینکه احساس بیشتری در بین باشد لازم است که ما همدیگر را ملاقات کنیم و ارتباط مداوم باهم داشته باشیم. همچنین چیزی که به‌طور جمعی می‌توانیم به دست آوریم به‌تنهایی نمی‌توانیم. امروزه نقش سرمایه اجتماعی از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان و جوامع بسیار مهم‌تر است و شبکه‌های روابط جمعی و گروهی به رابطه میان انسان‌ها، سازمان‌ها و انسان‌ها و سازمان‌ها با سازمان‌ها انسجام، می‌بخشند. در صورت عدم وجود سرمایه اجتماعی سایر سرمایه‌ها اثربخشی خود را از دست می‌دهند و پیمودن راه‌های توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی، ناهموار و دشوار می‌گردد (الوانی و شیروانی ۱۳۸۰: ۱۶).
قبل از سال ۱۹۱۶ هانی فان[۱۷] از دانشگاه ویرجینای غربی در مقاله‌ای از مفهوم سرمایه اجتماعی استفاده کرده بود. اما برای نخستین بار جین جاکربر در اثر کلاسیک خود تحت عنوان «مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی» (۱۹۱۶) برای تأکید بر ارزش جمعی پیوندهای دوستانه غیررسمی در کلان‌شهرهای جدید از مفهوم سرمایه اجتماعی استفاده کرد.
در دهه ۱۹۷۰ گلن لوری[۱۸] اقتصاددان، برای مشخص نمودن دلایل عدم دسترسی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار به پیوندهای اجتماعی وسیع، به‌منزله یکی از موذیانه‌ترین میراث‌های برده‌داری و به‌طورکلی سرمایه اجتماعی به صورت­های گوناگونی مورداستفاده قرارگرفته است که درمجموع می‌توان آن‌ ها را در سه دسته ذیل خلاصه نمود:

 

ریشه‌یابی مفهوم سرمایه اجتماعی

 

در تعریف سرمایه اجتماعی دو رویکرد اصلی وجود دارد. در یک رویکرد، سرمایه اجتماعی بر اساس کارکردهای آن تعریف می‌شود و در رویکرد دیگر سعی بر آن است سرمایه اجتماعی فی‌نفسه (و به‌طور ذاتی) تعریف شود. ازنظر جیمز کلمن سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می‌شود. ازنظر او سرمایه اجتماعی چیز واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند. همه آن‌ ها شامل جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش‌های معین افرادی را که درون ساختار هستند تسهیل می‌کنند.
به نظر پوتنام، سرمایه اجتماعی وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکه‌هاست که می‌توانند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند. در مقابل فوکویا ما به این نوع تعریف انتقاد دارد و مدعی است که بسیاری از این تعاریف به‌جای خود سرمایه اجتماعی، اشاره به تجلیات سرمایه اجتماعی (اعتماد شبکه‌ها، جامعه مدنی و نظیر آن‌که با سرمایه اجتماعی مرتبط هستند)، دارند. این موارد همگی پدیده‌های ثانوی هستند که به‌عنوان نتیجه سرمایه اجتماعی، نه به‌عنوان عناصر تشکیل‌دهنده خود سرمایه اجتماعی مطرح می‌شوند. فوکویاما خود، سرمایه اجتماعی را این‌گونه تعریف کرده است سرمایه اجتماعی را به‌سادگی می‌توان به‌عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش‌های غیررسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می‌کنند اساساً باید شامل سجایایی از قبیل صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشند.
شایع‌ترین اشکال سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، سرمایه‌هایی هستند که آلبرت هیرشمن آن‌ ها را منابع اخلاقی می‌نامد. یعنی منابعی که ذخیره‌شان در حین استفاده به‌جای کاهش، افزایش می‌یابد و در صورت عدم استفاده کاهش می‌یابند.
هر چه دو نفر به هم اعتماد کنند اعتماد متقابلشان افزایش می‌یابد و برعکس، بسیار سخت است که بی‌اعتمادی عمیق از طریق تجربه از بین برود زیرا مردم را از مشارکت در انواع مناسب تجربه بازمی‌دارد و بدتر اینکه به بروز رفتاری منجر می‌شود که خود به افزایش بی‌اعتمادی کمک می‌کند. همین‌که بی‌اعتمادی آغاز شد به‌زودی فهمیدن اینکه آیا اصولاً موجه است یا نه، غیرممکن می‌شود، زیرا بی‌اعتمادی قابلیت خود توجیه گری دارد.
نورشا دو دلیل را برای این تقویت متقابل در جهت مثبت (فضیلت) و منفی (رذیلت) ذکر می‌کند. اول اینکه اغلب برای یک کارگزار منفرد، انطباق با قواعد موجود بازی از تلاش برای تغییر آن‌ ها آسان‌تر است دوم اینکه هماهنگی که توسعه بر مبنای یک خط سیر خاص قرار گرفت، یادگیری سازمانی، عادات فرهنگی و مدل‌های ذهنی حوزه اجتماعی، این خط سیر خاص را تقویت می‌کند. بطوریکه همکاری یا فریبکاری ریشه‌دارتر می‌شود.
اکثر صاحب‌نظران سرمایه اجتماعی بر این عقیده‌اند که مفهوم را با عباراتی متفاوت می‌توان در دیدگاه‌های بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی یعنی ماکس وبر وامیل دورکیم یافت. به‌عبارت‌دیگر اینکه مشارکت فرد در امور جمعی به نتایج مثبتی برای خود او و جامعه می‌ انجامد، از آغاز موردتوجه جامعه شناسان بوده است. به گفته پورتس، نوآوری این مفهوم در قرار دادن این اندیش هدر چهارچوب مفهومی سرمایه است. او همچنین یادآور می‌شود که این مفهومی می‌تواند در خدمت سیاست‌گذارانی قرار گیرد که در جستجوی راه ‌حل ‌های غیراقتصادی برای حل مسائل اجتماعی هستند که هزینه کمتری در برداشته باشد.
اینک، مسلماً می‌باید در استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی موجود وجوه تفارق و تفاوت آن را از دیگر انواع سرمایه روشن ساخت. سرمایه فیزیکی را می‌توان در زمین، ساختمان یا ابزار و لوازم تولید دید. سرمایه مالی دارایی‌هایی است که افراد یا واحدهای حقوقی به‌صورت پول یا سهام در اختیاردارند. سرمایه انسانی چیزی است که انسان‌ها به‌صورت دانش یا مهارت در اختیاردارند.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
سرمایه انسانی سرمایه ایست که در ارتباط خود با دیگران و در شبکه ارتباطی خود از آن برخوردار هستیم.
سرمایه اجتماعی، جمع منابع واقعی یا بالقوه‌ای است که حاصل از شبکه‌ای بادوام، از روابط کمابیش نهادینه‌شده‌ی آشنایی و شناخت متقابل یا به‌بیان‌دیگر، با عضویت در یک گروه است. شبکه‌ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق اعتبار می‌سازد. این روابط ممکن است فقط در حالت عملی در مبادلات مالی و یا نهادینی که آنان را در حفظ آن روابط کمک می‌کند وجود داشته باشد. روابط مذکور را همچنین می‌توان با به‌کارگیری یک اسم مشترک (نام خانوادگی، طبقه، طایفه، مدرسه و…) به لحاظ اجتماعی برقرار و تضمین کرد، و یا با مجموعه کاملی از اعمالی که به‌طور همزمان برای فرم دادن برای کسانی طراحی ‌شده باشد که در معرض آن روابط قرار گرفته‌اند. در این مورد، آن موارد، کمابیش واقعاً از قوه به فعل درآمد. و لذا در مبادلات، حفظ و تقویت می‌شوند. نظر به اینکه اساس روابط موردبحث را مبادلات مادی و نمادین تشکیل می‌دهند که تأسیس و حفظ آن مستلزم بازشناسی هم‌جواری است- تا حدودی هم به روابط عینی هم‌جواری در فضای فیزیکی (جغرافیایی) یا حتی در فضای اقتصادی و اجتماعی هم تقلیل ناپذیرند. بدین‌سان حجم سرمایه اجتماعی مورد تملک یک فرد به‌اندازه شبکه پیوندهایی بستگی دارد که او می‌تواند به طرزی مؤثر بسیج کند، و مضافاً وابسته است به حجم سرمایه (اقتصادی، فرهنگی یا نمادین) در تصرف کسانی که وی با آنان مرتبط است. این بدین معنی است که سرمایه اجتماعی اگرچه به سرمایه اقتصادی و فرهنگی مورد تملک یک فرد، یا حتی مورد تملک کل مجموعه عواملی که وی با آن‌ ها مرتبط است، نسبتاً تقلیل ناپذیر است. بااین‌حال هرگز از حجم مفروض کاملاً مستقل نیست، چون مبادلات نهادینه ساختن شناخت متقابل، بازشناسی حداقلی از همگنی عین را پیشاپیش ایجاد می‌کند. مضافاً چون سرمایه اجتماعی اثری متکثر کننده بر سرمایه‌ای که او به سهم خودش در تملک دارد اعمال می‌کند. وجود شبکه‌ای از پیوندها موهبتی طبیعی و یا حتی اجتماعی نیست. که یک‌بار برای همیشه به‌وسیله فلان عمل نهادینه کردن تشکیل‌شده باشند و در رابطه با گروه خانوادگی، به کمک شجره‌ی نسبت روابط خویشاوندی که خصلت بارز هر اجتماعی است به معرفی درآید. این شبکه محصول تلاشی پایان‌ناپذیر برای نهادینه کردن است، که آداب نهادش، نشانه لحظاتی اساسی است که در تولید و بازتولید روابط پایدار و سودمندی که قادر به تأمین منافع مادی یا نمادین هستند ضرورت دارند. به‌بیان‌دیگر، این شبکه محصول راهبردهای سرمایه‌گذاری فردی، یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به‌قصد یا بازتولید روابط اجتماعی است که در کوتاه‌مدت یا درازمدت مستقیماً قابلیت استفاده دارند، یعنی تبدیل روابط تصادفی به روابطی که به‌طور همزمان لازم و اختیاری‌اند و حاصل تکالیف و تعهدات ماندگاری هستند که یا به‌طور ذهنی احساس می‌شوند یا به‌طور نهادی تضمین می‌شوند. این کار از طریق کیمیایی قداست انجام می‌گیرد که شاکله‌ای نمادین است که به‌وسیله نهاد اجتماعی تولیدشده و از طریق مبادله‌ای قوام‌بخش و مبتنی بر آگاهی و شناخت متقابل به نحوی پایانی باز توالی می‌شود. بازتولید سرمایه اجتماعی اقدام بی‌وقفه برای جامعه‌پذیری را مسلم می‌سازد. زنجیره‌ی پیوسته‌ای که در آن‌ ها، شناخت، به‌طور پایان‌ناپذیر تصدیق و باز تصدیق می‌شود. این کار که متضمن وقت و انرژی است و لذا مستقیم و غیرمستقیم نیازمند صرف سرمایه اقتصادی نیز هست، سودی ندارد. بزرگ‌تر بودن سرمایه اجتماعی حاصل از رابطه‌ای مشخص وابسته به این است که شخص متقابل در این رابطه به فراوانی از موهبت این سرمایه‌ی عمدتاً اجتماعی و گاهی فرهنگی و اقتصادی بهره دارد، بنابراین صاحبان یک سرمایه اجتماعی موروثی قادرند همه روابط جاری در زمان و مکان خود را به پیوندهای پایدار تبدیل کنند. آنان کسانی هستند که به خاطر سرمایه اجتماعی‌شان مردم دنبال آنان می‌گردند، کاملاً شهره و شناخته‌شده‌اند و ارزش شناخته شدن رادارند.
هر گروه برای خود شکل‌های – کمابیش نهادینه‌شده نمایندگی دارند که قادرش می‌سازد تا تمامیت سرمایه اجتماعی را که اساس موجودیت گروه است در دستان یک عامل واحد یا گروه کوچکی از عوامل متمرکز کند و این نماینده تام‌الاختیار را به نمایندگی کردن گروه، سخن گفتن و عمل کردن و غیره در آن بگمارد، و با کمک این سرمایه اجتماعی که به طرز جمعی تصاحب‌شده است قدرتی که با اندازه‌ی توان جور در‌نمی‌آید اعمال کند. سازوکارهای نمایندگی قدرتمند و متمرکز، هنگامی‌که خود گروه بزرگ است و اعضای ضعیف دارد – یکی از شروط تمرکز سرمایه اجتماعی است، اما این تمرکز بذرهای سوءاستفاده از سرمایه اجتماعی آنان را در خود حمل می‌کند. امکان این سوءاستفاده در این نکته کلمه می‌تواند توسط یک زیرگروه نمایندگی شود که با اعمال اقتدار از سوی کل گروه می‌پردازد.
درگذشته سرمایه اجتماعی یک شایستگی ضروری برای سازمان‌ها محسوب نمی‌شد، اما در حال حاضر تغییرات پرشتاب محیطی، فناوری اطلاعات، نیازهای رو به رشد برای اطلاعات و آموزش، نیازهای ضروری برای نوآوری و خلاقیت، یادگیری و پیشرفت مداوم، تغییر به‌سوی طراحی ساختار سازمانی مسطح و منعطف، ارتباط تنگاتنگ بین سازمان و شبکه‌های مشتریان، رهبران سازمان‌ها را از پرداخت به سرمایه اجتماعی ناگزیر می‌کند (رحمان پور، ۱۳۸۲، ص ۷۹).
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
نخست اینکه سرمایه اجتماعی به این دلیل زیرمجموعه سرمایه انسانی نیست چراکه این سرمایه متعلق به گروه‌هاست و نه به افراد، هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند، در صورتی معنی‌دارند که بیش از یک فرد در آن سهیم باشد.
دوم، سرمایه اجتماعی با توجه به علم سیاست و علم اقتصاد لزوماً چیز خوبی نیست. در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیت‌های اجتماعی خواه خوب یا بد، ضروری است.
سرمایه اجتماعی مفهوم نسبتاً جدیدی در علوم اجتماعی است و به‌طور خلاصه به معنای هنجارها و شبکه‌هایی است که امکان مشارکت مردم در اقدامات جمعی به‌منظور کسب سود متقابل را فراهم می‌کند؛ و با شیوه‌هایی همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعی و سطوح عضویت در انجمن‌های مدنی رسمی و غیررسمی قابل‌اندازه‌گیری است. سرمایه اجتماعی مفهوم ترکیبی است که موجودی یا میزان این هنجارها و شبکه‌ها را در یک جامعه و در یک مقطع زمانی خاص تشریح می‌کند. رابطه متقابل، رفتار غیر خودخواهانه و اعتماد، نمونه‌هایی از این هنجارها هستند. همچنین شبکه‌ها می‌توانند رسمی و یا غیررسمی باشند. از این منظر سرمایه اجتماعی یکی از عناصر مهم قدرت جامعه مدنی یا ظرفیت جامعه برای مدیریت خویش از طریق فعالیت‌های گروهی غیررسمی، داوطلبانه، غیردولتی و غیرانتفاعی است.
بانک جهانی در گزارش‌ها و سمینارهای مختلف از سرمایه اجتماعی به‌عنوان حلقه مفقوده توسعه، شاخص رشد و توسعه، چسب اجتماعی، مطلوبیت اقتصادی، مهارت اساسی زندگی امروزی، روحیه ملی و ویژگی اصلی جوامع و ملت‌ها، ارتقاء دهنده انگیزه فردی به عرف‌های هنجاری و نهادی و گروهی اشاره‌کرده است. سرمایه اجتماعی را به‌مثابه نوعی روغن اجتماعی می‌داند که در مناسبات بین افراد ایفا می‌کند. یعنی در عین تسهیل‌کنندگی مناسبات، چسبندگی هم ایجاد می‌کند. به عبارتی هم چسب اجتماعی است هم روغن اجتماعی، یعنی زبری‌ها و اصطحکاک­های افراد و واحدها را کم می‌کند و برخوردها و مناسبات را تسهیل می‌کند و درعین‌حال همچون یک چسب اجتماعی افراد را کنار هم و در یک محیط تعامل اجتماعی نگه می‌دارد. (بانک جهانی ۲۰۰۳).

 

اهمیت سرمایه اجتماعی

 

در دو دهه اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی در زمینه و اشکال گوناگونش به‌عنوان یکی از کانونی‌ترین مفاهیم، ظهور و بروز یافته است. هرچند شور و اشتیاق زیادی در بین صاحب نظرات و پژوهشگران مشابه چارچوب مفهومی و ابزار تحلیلی ایجاد کرد. لیکن نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و انتظارات گوناگونی را نیز دامن زده است. افزایش حجم قابل‌توجه پژوهش‌ها در این حوزه بیانگر اهمیت و جایگاه سرمایه اجتماعی در حیطه‌های متفاوت اجتماعی است.
به‌طورکلی میزان سرمایه اجتماعی در هر گروه یا جامعه‌شان دهنده میزان اعتماد افراد به یکدیگر است.
همچنین وجود میزان قابل قبولی از سرمایه اجتماعی موجب تسهیل کنش‌های اجتماعی می‌شود، بطوریکه در مواقع بحرانی می‌توان برای حل مشکلات از سرمایه اجتماعی به‌عنوان اصلی‌ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرایندهای موجود سود برد. ازاین‌رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایه اجتماعی اهمیت بسزایی دارد.
تعدادی از عناصر اصلی که می‌توان سرمایه اجتماعی را با آن مورداندازه‌گیری قرارداد عبارت‌اند از: آگاهی به امور عمومی سیاسی، اجتماعی وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی‌ها برآیند، اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای مردمی و دولتی، مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت‌های داوطلبانه در تشکل‌های غیردولتی، خیریه‌ای، مذهبی، اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی و علمی و…
درمجموع می‌توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی شکل و شیوه روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوه همزیستی آن‌ ها در جامعه موردمطالعه است از دیگر معیارها می‌توان به احساس مردم نسبت به حکومت وجودم اشاره کرد و نیز داشتن احساس خوشایند نسبت به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب می‌شود.
منظور از باهم بودن، نهادهای اجتماعی‌ای است که کارکرد دیدار، شناخت و درنهایت اعتماد را میسر می‌کند.
البته حتماً لازم نیست که ارتباط پیش‌گفته تنها در داخل نهادهای جامعه مدنی باشد بلکه بیشتر روش‌ها و فرم‌های اجتماعی را نیز که ارتباط مداوم و سازمان‌دهی شده دارند، دربر می­گیرد. اما نباید از یاد برد که اعتماد و حس همکاری با شیوه‌ای آسان‌تر در داخل نهادی‌های جامعه مدنی درست می‌شوند؛ به این دلیل که اعضای آن نهاد به‌دلخواه و بدون هیچ چشمداشتی به عضویت آن نهادها درمی‌آیند. به‌این‌ترتیب سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبکه‌های ارتباط اجتماعی که در جامعه موجودند و نیز میزان اعتماد و همکاری میان روابط وجود در اینجا می‌توان گفت اگر در مجموعه‌ای میزان سرمایه اجتماعی پایین باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعیت تله اجتماعی بسیار بالا است. تله اجتماعی یعنی سرمایه اجتماعی پایین، نبود اعتماد و اطمینان با یکدیگر بین مردم، رواج فساد اداری، اقتصادی، ترس و… پس می‌توان تله اجتماعی را که بعضی‌اوقات از آن به‌عنوان مشکل منافع جمعی یاد می‌شود به‌صورت زیر شرح داد. می‌دانیم که منافعمان ایجاب می‌کند که همه باهم همکاری کنیم. اما اگر به این باور نرسیم که تمام افراد دیگر اجتماع هم همکاری کنند، دیگر معنایی نخواهد داشت که تو به‌تنهایی همکاری کنی، نتیجه این اعتقاد این است که همکاری و تلاش برای منافع جمعی تنها زمانی میسر می‌شود، که انسان بر این باور برسد که همه افراد دیگر نیز همکاری خواهند کرد.
در زمینه سرمایه اجتماعی مطالعات وسیعی توسط صاحب‌نظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه‌پردازانی همچون جین جاکوب (۱۹۶۱) لوری (۱۹۷۰) بن پرات (۱۹۸۰)، ویلیامسن (۱۹۸۱)، بیکر (۱۹۸۳)، جیمز کلمن (۱۹۹۰) رابرت پانتام (۱۹۷۰)، پیر بوردیو (۱۹۸۰) و فرانسیس فوکویا ما (۱۹۹۰) تعاریف متعددی از سرمایه اجتماعی کرده‌اند.
جیمز جاکوب در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی سرمایه اجتماعی را شبکه‌های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهد. یک مثال عینی این تعریف را در دنیای امروزه می‌توان در تشکل‌های غیردولتی حمایت از محیط‌زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضی نیروهای قدرتمندی را به‌صورت NGO ها به وجود می‌آورد که حتی در حمایت از محیط‌زیست موجب توقف پروژه‌های عمرانی دولت نیز می‌شوند.
گلن لوری، سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می‌داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد شناختی یا اجتماعی کودک یا جوان سودمند است. بن پرات، در تعریف سرمایه اجتماعی، روابط بین افراد یک خانواده، گروهی از دوستان یا شرکای یک شرکت را به‌صورت رابطه F تعریف می‌کند و به بررسی اثرات این رابطه بر مبادلات اقتصادی می‌پردازد.
ویلیامسن و بیکر، که به دنبال مطالعات بن پرات در پی بررسی شیوه اثرگذاری یک سازمان اجتماعی بر عملکرد نهادهای اقتصادی بوده‌اند. مجموعه‌ای از مطالعات را پایه‌گذاری کرده‌اند که اقتصاد نهادی نام‌گرفته است. بیکر شان داده است که چگونه روابط میان سوداگران در بازار فوق‌العاده عقلانی شده بورس تجاری شیکاگو توسعه می‌یابد، حفظ می‌شود و بر فعالیت دادوستد تأثیر می‌گذارد. ازنظر پیربور دیو، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط کمابیش نهادینه‌شده آشنایی و شناخت متقابل بین افراد – یا به‌بیان‌دیگر عضویت در گروه است. شبکه‌ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه اجتماعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق اعتبار می‌سازد. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به‌مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها است. درواقع پیوندهای شبکه‌ای می‌بایست از نوع خاص باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد.
برخلاف بوردیو، کلمن از واژگان مختلفی برای سرمایه اجتماعی کمک گرفت. وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد و نه تعریفی ماهوی بر این اساس سرمایه اجتماعی شی واحد نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن‌ ها شامل جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش‌های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می‌کنند. سرمایه اجتماعی مانند شکل‌های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدف‌های معینی را که در نبود آن دست‌یافتنی نخواهد بود، امکان‌پذیر می‌سازد. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی کاملاً تعویض‌پذیر نیست اما نسبت به فعالیت‌های به‌ خصوص تعویض‌پذیر است شغل معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنش‌های معینی ارزشمند است ممکن است برای کنش‌های دیگر بی‌فایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید قرار دارد. بنابراین ازنظر کلمن سرمایه اجتماعی شامل یک چارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط افراد درون این چارچوب می‌شود، به‌گونه‌ای که فتوای آن ممکن است در دستیابی به هدف معین هزینه بیشتری به افراد آن جامعه تحمیل کند.
ازنظر پانتام، سرمایه اجتماعی این دسته از ویژگی‌های زندگی اجتماعی، شبکه‌ها، هنجارها و اعتماد است که مشارکت‌کنندگان را قادر می‌سازد تا به شیوه‌ای مؤثرتر اهداف مشترک خود را تعقیب کنند. به بیان دقیق‌تر سرمایه اجتماعی از طریق افزایش هزینه‌ای بالقوه جدا شدن، تقویت هنجارهای مستحکم بده – بستان، تسهیل جریان اطلاعات ازجمله اطلاعات مربوط به شهرت کنشگران و تجسم موفقیت‌های گذشته سعی دارد به تحقق کنش جمعی کمک کند.
پانتام بین دو شکل سرمایه اجتماعی تمایز قائل می‌شود که عبارت است از: سرمایه اجتماعی ارتباط دهند (یا جامع) و سرمایه اجتماعی درون‌گروهی (یا انحصاری). سرمایه اجتماعی ارتباط‌دهنده، افراد متعلق به تقسیمات اجتماعی متنوع را گرد هم می‌آورد و سرمایه اجتماعی درون‌گروهی، هویت‌های انحصاری را تقویت کرده و باعث حفظ همگنی می‌شود. فوکو یاما سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی می‌داند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و سبب پایین آمدن هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌شود.
فوکویاما سرمایه اجتماعی را به‌عنوان یک پدیده جامعه‌شناختی موردتوجه قرار می‌دهد. به نظر او سرمایه اجتماعی با شعاع اعتماد رابطه تنگاتنگی دارد و هرچقدر شعاع اعتماد در یک گروه اجتماعی گسترده‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز زیاد خواهد بود و به تبعیت از آن میزان همکاری و اعتماد متقابل اعضای گروه نیز افزایش خواهد یافت.
بانک جهانی سرمایه اجتماعی را با تعابیری همچون حلقه مفقوده توسعه، چسب اجتماعی، مطلوبیت اقتصادی، سرمایه جذاب، مهارت اساسی امروزی، روح ملی، ویژگی اصلی جوامع و ملت‌ها، ارتقادهنده انگیزه‌های فردی به عرف‌های هنجاری و نهادی و گروهی عنوان نموده است (فاین، بن، ۱۳۸۵)
سرمایه اجتماعی شیء واحد نیست بلکه انواع چیزهایی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن‌ ها جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند که واکنش‌های معین عوامل اقتصادی را در این ساختار تسهیل می‌کنند (کلمن، ۱۹۹۸ و ص ۵۹۸).
سرمایه اجتماعی عبارت است از محیط و شرایط اجتماعی و سیاسی که منجر به توسعه و بهبود هنجارها شده و ساختار اجتماعی را شکل می‌دهد (فیلدمان، آصف، بانک جهانی: ۱۹۹۹)
آنچه از تعاریف متعدد سرمایه اجتماعی برمی‌آید این است که این مفهوم دربردارنده مفاهیمی همچون اعتماد، همکاری و روابط متقابل بین اعضای یک گروه بوده به‌نحوی‌که گروه را به سمت دستیابی به هدفی که بر مبنای ارزش‌ها و معیار رایج در جامعه مثبت تلقی شود هدایت می‌کند. لذا آنچه از این تعریف استنباط می‌شود این است که هرچند ممکن است سرمایه اجتماعی به دلیل تقویت نیروهای جاذبه بنی اعضای یک گروه و نیروهای دافعه بین گروه‌های متفاوت لزوماً عامل مثبتی در جامعه به شمار نیاید ولی قطعاً برای پیشبرد و سهولت در عملکرد اقتصادی، اجتماعی آن‌ ها، جامعه یک عامل ضروری به شمار می‌رود.
بنابراین میزان سرمایه اجتماعی در یک جامعه می‌تواند نشان‌دهنده شکاف موجود بین آن جامعه یا یک جامعه برخوردار از یک نظام دموکراسی با حداکثر کارایی در نظام اقتصادی، اجتماعی باشد.

 

دیدگاه‌ها و تئوری‌های سرمایه اجتماعی

 

 

سرمایه اجتماعی از دیدگاه فرانسیس فوکویاما

 

فوکویا ما در کتاب پایان نظم در رابطه با پیشینه مفهوم سرمایه اجتماعی اشاره به آثار کلاسیک می‌کند و می‌نویسد: تا آنجا که من آگاه شده‌ام، این اصطلاح نخستین بار در اثر کلاسیک جین جاکوب، مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی ۱۹۶۱ به‌کاررفته است که در آن توضیح داده بود شبکه‌های اجتماعی فشرده در محدوده‌های حومه‌ی قدیمی و مختلف شهری گونه‌ای از سرمایه اجتماعی را تشکیل می‌دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایت خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خودشان می‌دهند. در تعریف سرمایه اجتماعی، فرانسیس فوکویا ما چنین می‌گوید. سرمایه اجتماعی مجموعه معین از هنجارها یا ارزش‌های غیررسمی است که اعضای گروهی که همکاری و تعاون حیانشان مجاز است، در آن سهیم هستند که البته مشارکت در ارزش‌ها و هنجارها به‌خودی‌خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی‌گردد، چراکه این ارزش‌ها ممکن است ارزش‌های منفی باشند. فرانسیس فوکویاما سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی می‌داند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و موجب پایین آمدن هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌گردد. فوکویا ما سرمایه اجتماعی را به‌عنوان یک پدیده جامعه‌شناختی موردتوجه قرار می‌دهد. به نظر او سرمایه اجتماعی با شعاع اعتماد ارتباط تنگاتنگی دارد. هر چه قدر شعاع اعتماد در یک گروه اجتماعی گسترده‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز زیاد خواهد بود. و به تبعیت از آن میزان همکاری و اعتماد متقابل اعضای گروه نیز افزایش خواهد یافت (فوکویاما، ۱۹۹۹).
فوکویاما منابع ایجادکننده سرمایه اجتماعی را این‌گونه مطرح می کند:
۱-هنجارهایی که خودجوش هستند و بر خواسته از کنش‌های متقابل اعضای یک جامعه هستند.
۲-ساخت­مندهای برون‌زاد که بر خواسته از اجتماعی غیر از اجتماع مبدأ خودشان هستند. و می‌توانند از ایدئولوژی، فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک نشأت بگیرند.
۳-هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته‌شده‌اند و منتج از نهادهای رسمی مانند دولت و نظام‌های قانونی هستند.
۴-هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفته‌اند مثل خانواده، نژاد و قومیت (فوکویاما، ۱۳۷۹، ۱۰۷-۸۷).
فوکویاما در رابطه با سرمایه اجتماعی، هنجارهای اجتماعی را به دو قسمت تبدیل می‌کند: ۱-هنجارهای مولد سرمایه اجتماعی ۲-هنجارهای غیر مولد

 

سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو[۱۹]

 

بوردیو سه نوع سرمایه شناسایی نمود که شامل سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می‌گردد. از دیدگاه بوردیو سرمایه اجتماعی به ارتباطات و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می‌تواند به‌منزله ابزاری برای دست‌یابی به سرمایه‌های اقتصادی مورداستفاده قرار گیرد. از این منظر، سرمایه اقتصادی، شکل غالب سرمایه‌گذاری است و انواع دیگر سرمایه اجتماعی و فرهنگی را دربر می­گیرد.
به‌منزله ابزاری برای حصول به سرمایه اقتصادی مفهوم پیدا می‌کند. بنابراین می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که دیدگاه بوردیو در زمینه سرمایه اجتماعی یک دیدگاه ابزاری صرف است؛ به عبارتی اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود کاربردی نخواهد داشت.

 

سرمایه اجتماعی از دیدگاه کلمن[۲۰]

 

کلمن برخلاف بوردیو از واژه‌های متفاوتی برای تعریف سرمایه اجتماعی استفاده کرده است، وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد گوناگون بررسی نموده است. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی به نقش و کارکرد آن توجه کرده است و تعریفی کارکردی نه ماهوی، از سرمایه اجتماعی ارائه داده است (الوانی و سید نقوی، ۱۳۸۱: ۵-۴).
کلمن معتقد است که سرمایه اجتماعی باکارکردش تعریف می‌شود: سرمایه اجتماعی شیئی واحد نیست و بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند؛
الف) همه آن‌ ها جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی را شامل می‌شوند،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

چالش های یکپارچه سازی آیند ه نگری و ارزیابی استراتژی توسعه صنعتی و سیاست گذاری ها1- قسمت 3

زمان پیش بینی تحقیقکشورهای درگیرموضوع واقدامات موثرمشکلات بالقوه نتایج این بررسی نشان دهنده برتری ژاپنی ها در شش زمینه تکنولوژی زیر می باشد:1-فناوری اطلاعات وارتباطات ولوازم الکترونیکی و…2-علم زندگی,مراقبت های پزشکی موادغذاییو…3-علوم زمینی وفناوری های محیط زیستی4-تکنولوژی مواد5-ساختاروفناوری های مدبریتی مانندتولید,توزیع وکسب وکار6-زیرساخت های اجتماعی مانندفناوری های شهرسازی ترافیک خدمات اجتماعی و…همانطورکه برایحوزه های مهم […]

حمایت حقوقی و قضائی از معلولان در نظام حقوقی ایران و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت- قسمت ۸

در مقایسه بین بند (۱) ماده ۱۰ میثاق و ماده ۷ آن، می‌توان گفت که بند (۱) ماده ۱۰، اعمال و شرایطی را که از شدت و دخالت کم‌تری برخوردارند، مورد توجه قرار داده است و از طرف دیگر تفاوت مهم بین این دو ماده، با توجه به بند (۲) ماده ۴ میثاق این است […]