Posted on
  • دخالت نوگرایانه :

    این نوع دخالت ناراحت از نظریه های شهرسازان قرن نونزدهم مثل اوئن ، فوریه ، ریچاردسون ، کابه و پرودونه . هدف از این نوع دخالت ، ارتقای سطح بهداشت و سلامت ، افزایش کارایی و بالا بردن زیبایی در سطح شهره . این نوع دخالت سعید در رفع مسائل و مشکلاتی نظیر : وجود پریشونی در فعالیتای شهری ، نبود نظم در شهر ، وجود تراکمای زیادتر از اندازه مخصوصا در بافت قدیمی شهر ، نبود برخورداری از نور کافی و فضای سبز و نبود زیبایی در مناظر شهری داره . (حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

مشکلات

  • دخالت فرهنگ گرایانه :

این نوع دخالت ناراحت از نظریه های پیش شهرسازان قرن نونزدهم چون راسکین ، موریس ، سیته و ریمون آنونه. هدف از این نوع دخالت ، زنده کردن ارزشای فرهنگی گذشته در شهر ، تکیه بر رشد شهر براساس اشکال قدیمی ، توجه به ارزشای زیبایی شناختی شهرهای قدیمی ، به کمترین حد ممکن رسیدن دخل و تصرف در بافتای با ارزش ، ارزش دادن به کل و بالا بردن جذابیت و آرامش در شهرهاه. (حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

  • دخالت فرانوگرایانه :

این نوع دخالت ناراحت از نظریه های شهر سازی دهه شصت قرن بیستم میلادی به بعده . دخالت فرانوگرایانه می تونه ترکیبی از دخالت نوگرایانه و دخالت فرهنگ گرایانه باشه که از زیاده روی و کوتاهی دو نوع دخالت فوق کم کنه . محور اصلی این دخالت ، حفظ تار و پود  بافت قدیمی در کنار دگرگرنیهای کالبدی – فضایی شهره.(حبیبی ، احمد پور ومشکینی ، ۱۳۸۶ )

  • دخالت مردم گرایانه :

این دخالت ناراحت از نظریه های شهر سازی مشارکتی ده های آخر قرن بیستم میلادیه که هدف اون ، بالا بردن اندازه مشارکت مردم در تغییرات ساماندهی فضایی شهره. این دخالت ، مخاطبان اصلی هر نوع دخالتی رو مردم و ساکنان محدوده های مورد عمل می دونن پس قبل از هر گونه دخالتی ، باید به نظریه های مردم توجه داشت و پس از بررسی اونا ، دخالت در بافت باید با همکاری مردم انجام بشه. دخالت مردم گرایانه ، نظریه موندگاری رو در تکامل می بینه. به سخن دیگه سر در گذشته و رو به آینده داره و بیشتر از طراحی به برنامه ریزی فکر می کنه ، برنامه ریزی که در اون مردم منطقه اساسی رو در ساماندهی شهری بازی می کنن. از این رو میشه نتیجه گرفت هر چند در هسته مرکزی شهر دخالت از نوع مردم گرایانه ، جهت تعمیر و بهسازی بافت فرسوده صورت میگیره. (اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

برنامه ریزی

    • مشارکت مردم در مدیریت کامل شهری :

 

مشارکت مردم در زمینه های جور واجور می تونه فضا و زمینه مناسبی رو واسه اجرای موفق مدیریت کامل شهری جفت و جور اورد. به خاطر همین در ادامه به این مهم پرداخته شده.

  • سیر تغییر مشارکت مردمی در برنامه ریزی شهری :

مشارکت هر چند به معنی عام ، از زمان های قدیم با زندگی آدم پیوند داشته به معنی جدید اون در میدون سیاست و برنامه ریزی ، پس از جنگ جهانی دوم شروع شده . هر چند از سالای اول پس از جنگ جهانی دوم ، که برنامه ریزی شهری و جفت و جور برنامه های شهری در کشورای صنعتی اروپا و آمریکا رواج پیدا کرده بود ، همیشه ضرورت نظر خواهی از مردم و مشارکت اونا در برنامه ریزی مطرح بوده، ولی ضعف موجود در شیوهی نظرخواهی و گاه بی اعتقادی بعضی از طراحان و برنامه ریزان به فواید اون ، دلیل شد که مشارکت شهروندان با کیفیت مطلوبی در برنامه ریزیا تحقق نیابد . در نتیجه ، برنامه هایی که جفت و جور می شد کم تر با نیازای جامعه برابری داشت و کم تر به اجرا و عملنزدیک می شد . از اواخر دهه ۱۹۵۰ م ، معنی مشارکت به معنی معنی مهمی در مباحث پیشرفت اقتصادیو به دنبال شکست برنامه های اقتصادی مطرح شد و در نتیجه ازریابی برنامه های اجرا شده ، مشخص شد که از دست دادن مشارکتای مردمی در طراحی ، اجرا و آزمایش برنامه ها ، زمینه شکست اونا رو جفت و جور کرده و برنامه پیشرفت بیشتر از اون که در خدمت محرومان و نیازمندان باشه که گروه های هدف حساب می شن ، در آخر به شدید شدن فقرو نابرابری دامن زده. (اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

اقتصادی

پس معنی مشارکت در عکس العمل به نارساییدر برنامه های شهری ،به صورت جدی مورد توجه قرار گرفت ؛ چون که در واقع تا دهه ۱۹۶۰ م. وسایل اولیه واسه توانمندی عموم واسه بیان نظر از راه جریانات عادی نمایندگان مردم که از طرف اونا بیان منافع در دولت مرکزی محلی انتخاب می شدن ، انجام شد. در این دوران نظر خواهی از مردم درباره برنامه های شهری،در مرحله پایانی و پیشرفته کار نجام می گرفتکه البته در اون مرحله اعمال تغییرات اساسیدر برنامه خیلی سخت می کرد.

از دهه ۱۹۶۰ همراه با گسترش افراطی و غیر اصولی شهرها ، نیاز به سازوگار موثر مشارکت علاوه بر روشای سنتی قبلی ، زیاد شد ، در این دوره قوانین زیادی بر اساس مشارکت مردم تصویب شد که وجود فرآیندای اراده کردن شهری رو عوض کرد. معنی مشارکت در نیمه اول دهه ۱۹۶۰ م. در انگلستان و آمریکاصورت رسمی به خود گرفت . در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ ، به دنبال انتقادات بر اساس بی توجهی به نیازای واقعی شهر و مردم شهر در برنامه ها ، منشاء اصلی اونقدر نارضایتیایی بازم بی توجهی به مشارکت مردم در مراحل جور واجور جفت و جور و اجرای برنامه ها بود ، اینجوری ، نقش مشارکت مردم در پیشرفت جوامع به عنوان موضوع اساسی مورد توجهتصمیم سازان و تصمیم گیران قرار گرفت. امروزه در بیشتر کشورها مشارکت شهروندان جزء جدانشدنی پروسه برنامه ریزی شهریه و این اتفاق نظر هست که به دلیل پیچیدگیا و مختلفی در روش زندگی مردم ، نهادهای مردم سالار جامعه امروز که به عنوان بخشی از پروسه دوران نوباوری بوجود اومده ان ، لازمه با مشارکت مستقیم شهروندان تکمیل شن و نقش حضور مردم رو در پروسه اراده کردن وبرنامهریزی اثبات کنه. (سعیدیان ، ۱۳۸۸)

اراده کردن

پس بهترین کار اون هستش که مردم در مراحل اراده کردن برنامه های شهری و در واقع در تعیین سرنوشت خود حضور و دخالت آگاهانه داشته باشن ؛ چون که امروز مشارکت مردمی ازالزامات زندگی شهری هستش.

  • تعریف مشارکت مردمی :

مشارکت درگیری داوطلبانه مردم در ساخت و اخذ همه تصمیماتیه که مستقیماً زندگیشون رو تحت تاثیر قرار میده هم اینکه در کلیه فعالیتهایی که خونواده های کم درآمد یا بدون کمک دولت واسه بهتر شدن وضع زندگی خود انجام میدن . (شیخی ،  ۱۳۷۶ )

مشارکت عمومی یه حس واقعی و اصیل مسئولیت جمعی و حس وابستگی به جامعه رو خلق می کنه و این به نوبه   خود دلیل درگیر شدن فعالانه مردم در مشارکت و اجرای طرحا می شه.

در تعریف بانک جهانی از مشارکت اینجور آمده : مشارکت فرآیندیاست که از راه اون  بهره وران کنترل خود رو بر روند برنامه های پیشرفت و تصمیمات و منابعی که مربوط به برنامه س با هم تقسیم می کنن . به تعبیری مشارکت روشی واسه دفاع از منافع گروه های مردمی و افراده و ابزاری واسه برآورده ساختن احتیاجات آنانیه که معمولاً سازمانای بزرگ ، موسسات دیوان سالاران اونا رو مورد توجه نمی گیرن . مشارکت یه خرید و فروش اجنماعی دو طرفه میان مردمه و نه روش قبولوندن اندیشه های مسئولان بالادست .( مک مگان ، ۱۳۷۷ ، به نقل از منصوری ، ۱۳۸۴ )

  • ضرورت مشارکت مردمی در روند مدیریت کامل شهری :

شری آر نشتاین[۲]از جمله اولین کسائی بود که کوشید معانی مربوط به مشارکت با بهره گرفتن از کنایه نردبون هشت پله ای مشارکت روشن سازه . در این کنایه درجات جور واجور تاثیر با قدرت مستقیم مردم بر اراده کردن تعیین شده . واسه برنامه ریزان خوبه که جای مخفی شدن پشت عبارات مبهم ، تو ذهن خود روشن کنن که چه نوع مشارکتی عرضه شده ،یا تحت شرایط خاص درخواست شده.

جدول شماره ( ۲-۱) نردبون مشرکت عمومی

 اندازه قدرت شهروندنظارت شهروند
قدرت تعویض شده ( نمایندگی )
همکاری
اندازه نمونه  فضایی( انجام بخشی از خواسته ها واسه خاموش کردن اعتراض و دست دست کردن در انجام بقیه

 

دلجویی
مشاوره
اطلاع رسانی
درمان
 نبود مشارکتسوء استفاده

( ماخذ : غمامی ، ۱۳۸۴ )

  • راهبردهای مشارکت مردمی در مدیریت کامل شهری :

مشارکت یه معنی دچار درگیری و چالشه . به خاطر انجام یه گفتگوی اساسی منظم در مورد موضوعات جور واجور ، یه روش مشارکت لازمه . ابعاد کلیدی اینجور راهبردی به توضیح زیر هستن : نوع مسائل مورد بحث : یه جور مسائلی که طرح می شن عامل مهمی واسه هر روش بخصوصه.به جاست که دو عامل اینجا ذکر شن :۱- اندازه علم فنی که مردم واسه     درک و مشارکت نیاز دارن ۲- مدت زمان و محسوس بودن یافته های  تا وقتی که تکنیکا و مدت زمان مناسب استفاده کرده شن مردم می تونن در مسائل بسیار فنی  هم همکاری کنن . طول مدت زمان موضوع دیگه س . معمولاً می گن برنامه ریزی راهبری که برنامه ای بلند مدته واسه همه مردم فوریتی برابر نداره. عملی کردن مشارکت فعال مردم در موضوعات راهبردی سخته . مردم در بحث درباره آینده قطعه زمینی ، احساس راحتی بیشتری می کنن تا گفتگو در مورد اهداف راهبردی واسه کل یه محدود داشته باشن. (الوندی ، ۱۳۸۸)

۲-۱۴- اهداف مشارکت مردم در مدیریت کامل شهری :

اهداف مشارکت بسته به الگوی مردم سالاری ، شامل رابطه دولت – جامعه در اندازه کلانه . اما پشت اون ، ممکنه اهداف دیگری  باشن ، مثل مشارکت در آموزش مردم یا به دست آوردن جمعیت مردمی در مورد یه سیاست که قبلاً به وسیله متخصصین تنظیم شده.    برنامه ریزان باد قبل از عمل به اینجور وظایفی ، از خود سوال کنن با کمک پروسه مشارکت چه  میخوان بکنن و چیزی که میخوان در انجامش به بقیه کمک کنن چیه؟

از دیدگاه استقرایی ، الگوی مشارکت در جهان ، میشه اونا رو به سه دسته تقسیم بندی کرد :

الف – مشارکت در اراده کردن و مدیریت

ب- مشارکت در تامین مالی هزینه انجام طرحا

ج- مشارکت در تامین نیروی انسانی

از این نظر مشارکت مردم در پروسه برنامه ریزی  و طراحی در گروه الگوی اول قرار میگیره.

یعنی وقتی سخن از مشارکت مردم در جفت و جور طرحا و برنامه های شهری به میان میاد منظور مشارکت مردم در تعیین هدفها ، گرفتن تصمیمات و نابود کردن مشکلات و مشکلاته . لازم مشارکت مردم در پروسه برنامه ریزی و جفت و جور طرحای ساماندهی ، نوسازی و بهسازی بافتای فرسوده به وجود این طرحا برمیگرده . طرحای ساماندهی بافت فرسوده در گروه طرحای تفصیلی خاصی اس که می باید براساس اصول و مبانی حاکم بر پروسه طراحی شهری جفت و جور و اجرا شه . از مهمترین سازه ها وویژگیای این جوری طرحا ، بررسی و تعیین دقیق  سرنوشت اوناس. و اینکه تا چه حد میشه مردم رو در برنامه ریزی و جفت و جور طرحا مشارکت داد به ظرفیت مردم در گسترش سازی در مورد مسائل و مشکلات بافت مورد مطالعه برمیگرده. سه عامل فرهنگ مردم ، اندازه جفت و جور بودن مقتضیات مدیریتی مشارکتی ، قوانین و قوانین حاکم بر زندگی مردم ،در توفیق یا نبود توفیق مشارکت مردم تاثیردارن. عامل اول (فرهنگ مردم ) از یه سو به اندازه اطلاع و آگاهی اونا از موضوعات و از طرف دیگه اندازه باور به بحث مشارکت ، باور به موفقیت در انجام کارها در صورت استفاده ازروشای مشارکتی و با به تاثیر گذاری اعمال ودیدگاههای ایشون در روند برنامه ریزی و جفت و جور طرحه. (ربانی ، ۱۳۸۷)

در صورت جفت و جور بودن شرایط در بخش های ( ساختار ، جهت گیری و وجود فعالیت ) موفقیت مدیریتی مشارکتی بیشتر از قبل زیاد می شه:

الف – ساختار  : هر چقدر محدوده مورد مطالعه طرح ساماندهی در اندازه کوچیکتری  سازمان یابد ، امکان به کار گیری مدیریت مشارکتی در اون زیاد می شه .

ب- جهت گیری : انتخاب یه مجموعه هماهنگ از مشارکت کنندگان با نوع نگاه و روش کارکرد هم جهت و علاقمندی هماهنگ ، به ارتقا یافته های مشارکت کمک زیادی می کنه.

ج- وجود فعالیت : دوری از فعالیتای پنهونی ، بسیار تخصصی و پیچیده و یا در مقابل

فعالیتهای بی ارزش ، انگیزه مشارکت رو زیاد می کنه.

شناخت سومین عامل ( قوانین حاکم بر زندگی مردم ) شامل احکام اخلاقی ، رسوم و قوانین و چگونگی تعامل و به کار گیری اونا بر چگونگی مشارکت موثر میشه.  ( موسوی ، ۱۳۸۷ )

[۱]participation

[۲]Sherry Arnstein