Posted on

صرفنظر از اینکه شهرداریهای جور واجور در نقاط متفاوت جهان چه وظائفی رو به انجام می رسونن ً سیر تحولی جوامع اجرای وظائف و تعقیب اهداف خاصی رو واسه مدیریت شهری بطور عام و شهرداری بطور خاص اجباری کرده یا دست کم مورد توجه و تاکید قرار داده. این اهداف و وظائف بیشتر بوسیله سازمانهای وابسته به سازمان ملل تحلیل، معرفی و گسترش می شن . در واگذاری وظائف تعیین شده به شهرداریها باید به صورت کم کم و همگام با تامین و تخصیص امکانات لازم (قانون، سازمانی، مالی و نیروی انسانی) و چگونگی پخش این امکانات بین شهرداری و سازمانهای دولتی براساس دستورالعملهای مشخص انجام بشه .(احسانی ، ۱۳۸۹)

در بخش زیر کلی ترین وظائف مدیریت شهری و شهرداریها گفته شده که در پنج گروه طبقه بندی شده:

۱- آماده ساختن زیرساختهای اساسی واسه کارکرد کارامد شهرها؛

۲- آماده ساختن خدمات لازم واسه پیشرفت منابع انسانی، بهبود بهره وری و بهبود استاندارهای زندگی شهرنشینان؛

  • تنظیم فعالیتهای بخش خصوصی موثر بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی شهروندان؛

۴- آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم واسه پشتیبانی فعالیتهای تولید کننده و عملیات کارامد و موسسات خصوصی در نواحی شهری؛

۵ – برنامه ریزی هدف دار

برنامه ریزی

امروزه شهرداری در جهت حفظ محیط زیست، مقابله با فقر و محرومیت و انحرافات به وجود اومده توسط فقر و برتری فرهنگ شهرنشینی تلاش می کنه و به عنوان نهادی مدنی و برخاسته از مردم در جهت پیشرفت پایدار و پیشرفت انسانی قدم برمی داره. در تموم این میدون ها شهرداریها نه فقط در ایجاد زیربناهای مربوط بلکه در برنامه ریزی، مدیریت و پیشرفت این میدون ها هم نقش دارن.

محیط زیست

کنترل و هدایت گسترش کالبدی شهرها هم از جمله وظائف مدیریت شهری شمرده می شه. سیاستها و تصمیمات نهادهای مدیریت شهری در مورد واگذاری زمین و مقررات ساخت و ساز، در گسترش شهرها بی تاثیر نیس. در این رابطه تدوین و ارائه قوانین و مقررات شهرسازی و ساختمانی واسه ساخت و ساز، پذیرش نقشه شاختمان، ارسال پروانه ساختمون، تامین زیرساختهای اساسی شهری، تامین مسکن و سرویس دهی شهری (ترافیک، امنیت و … )، چگونگی به کار گیری اراضی شهری، کنترل قیمت زمین، مالیات بر زمین و ساختمون، تعیین کاربری اراضی و ساختمون طبق پروانه های ساختمانی صادر شده، ارسال پروانه نظارت واسه مهندسان ناظر، نظارت بر ساخت و ساز، فروش تراکم، اجرای پروژه های انبوه سازی و چگونگی تفکیک اراضی در گسترش کالبدی شهرها مهم هستن.(اکبری زاده ، ۱۳۸۸)

پس رشد و گسترش آینده شهرها، چه از دید گذربندیها، کاربری اراضی، مکانیابی تاسیسات کلی شهر و چه از نظر وضع و اجرای اسلوبا و روش های درست  اداره امور خدماتی و سرویس رسانی به همه نقاط مسکونی شهر، برنامه سازی و اجرای دقیق و پیگیری اونا به وسیله مدیران شهری در گسترش کالبدی شهرها از اهمیت خاصی برخورداره.

  • ساختار سازمانی مدیریت شهری

ساختار سازمانی مدیریت شهری در کشورای جور واجور دارای الگوهای بسیار متنوعی هستن. این الگوها به پیروی از نوع روابط مدیریت شهری با حکومت مرکزی تو یه طیف به طور کاملً تمرکزگرا تا به طور کاملً غیرمتمرکز قابل طبقه بندی هستن. در مورد شکل های جور واجور این الگوها و کارایی سازمانی اونا، یافته های و تجارت زیر حاصل شدن:

الف – الگوهای پخش قدرت اجرایی در سیستمای مدیریت شهری: سه الگوی ذهنی اصلی در این مورد به توضیح زیر قابل تشخیص هستن: (۱) قدرت اجرایی متمرکز در دست یه شهردار اجرایی منتخب از طرف مقامات مافوق (الگوی برزیل)، (۲) قدرت اجرایی پراکنده در میان کمیته های شورای شهر (اگلوی اوگاندا و زیمبابوه) و (۳) قدرت اجرایی پراکنده میان شوراها، کمیته ها و ماموران انتصابی دولت (الگوی هندوستان).
هندوستان

ب – شکل های جور واجور ساختارهای دورن سازمانی شهرداریها: در این مورد هم چهار الگوی زیر قابل تشخیص هستن: (۱) تمرکززدایی اداری و اجرایی، (۲) حکومتهای درون سازمانی شهرداری، (۳) شهرداری یا حکومت شهری تحت نظارت سازمانهای منتخب و نمایندگان جامعه محلی، (۴) انجمنهای محلی جداگونه

ج- ضرورت وجود یه هیئت رئیسه قوی: در سطح محلی و مخصوصا در حالت تقسیم بندیهای عملکردی، به دلیل توانایی اون واسه وکالت منافع محلی در مقابل موسسات عمومی و دولتی و معامله بین اونا، می تونه بسیار به درد بخور باشه. در صورت نبود وجود حکومت شهری قوی و عزم سیاسی لازم واسه تدوین سیاستها و برنامه ریزیای مربوطه، حصول به راه حلهای جزیی و محدود به مراتب مشکلتره .

راه حل

  • مدیریت شهری کامل در کشورای پیشرفته

نظام  مدیریتی و اداره شهر در هر کشوری تابعی از نظام سیاسی حاکم بر اون کشوره. در نظامهای سیاسی و غیر متمرکز که الگوی حکومت در کشورای شماله، اداره امور شهرها هم به صورت غیرمتمرکز و بوسیله نهادهای محلی انجام می شه. پایه حکومت در این کشورها بر مبنای مردم سالاریه. این ویژگی در نظام اداره شهرهای اونا هم حاکمه. یعنی مقامات مدیریت شهری براساس انتخاب تعیین می شن و نظارت بر جریان اداره امور شهر از راه شوراهائی انجام می شه که نمایندگان مردم در اونا عضویت دارن . در خیلی از کشورای پیشرفته و حتی در تعدادی از جوامع در حال پیشرفت با شدت و شفافیت کمتر، امور محلی و مدیریت شهری یه رده حکومتی خاص و تقریباً جداگونه در کار نظام حکومتی حساب می شه. بر این پایه رابطه اون با دولت مرکزی به شکل روابط دوطرفه و از راه کانالهای قانونی بر اساس رسمیت جایگاه و وظائف حکومت محلی برقرار می شه .

بررسی کوتاه از سیستمای مدیریتی در شهرهای بزرگ دنیا، مثل شهرهای کشورای دنیای سرمایه داری و یا سوسیالیستی نشون دهنده آنست که اکثراً مدیریتی مقتدر، جداگونه و مردمی بر این شهرها حکومت می کنه. بررسی چارتهای سازمانی در این کشورها نشون میده که مدیریت شهرها حتی در شهرهای کوچیک هم واسه اداره شهر از هیچ نهاد خاصی دستور قبول نمی کنه (مرکز تحقیقات و برنامه ریزی شهر تهران، بی تا، ۸۳). در کشورای مدرن، نخبگان و شهروندان به طور همزمان درباره امور شهر تصمیم می گیرن و اگه مشارکت در سطح کلان وجود نداشته باشه، تصمیما بی معنی میشه و گروه نخبه موردقبول عمومی قرار نمی گیرن .مدیریت شهری در این جوری جوامع بیشتر حالت یه دولت محلی کوچیک رو داره که دارای استقلال زیادی در اداره امور زندگی اجتماعی و اقتصادی کامل شهری خود هستن. بنابر این مسئولین اداره شهر خود رو در برابر شهروندان مسئول می دونن، تا اینکه بخوان در مقابل حکومت جوابگو باشن. به دلیل اتحاد داخلی بسیار قوی بین عناصر سیستم شهر، یعنی مدیریت، جامعه و کالبد، این نظام در برابر تغییرات محیطی مثل سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی ثابت و مقاومت خیلی از خود نشون میده و تغییرات رو خیلی راحت جذب و هضم می کنه.(ابراهیم زاده ، ۱۳۸۹)

نظام مدیریت شهری در کشورای شمال درونگرا و به صورت دوطرفه با بقیه عناصر در رابطه و رد و بدل کردن اطلاعات و ارزشها هستش . مدیریت شهری بوسیله قانون پشتیبانی می شه و در مباحث دموکراتیک هدف قانونی از یه طرف تقویت موقعیت نظام منتخب مردم سالاری (یعنی موقعیت شورای محلی) و از طرف دیگه پیشرفت فرمهای جدید مشارکت مستقیم شهروندانه . هم اینکه حکومتهای شهری جداگونه با دایره بزرگی از اختیارات، اداره شهر رو از جنبه های جورواجور رو دوش دارن و زمینه واسه مشارکت مستقیم مردم و بخش خصوصی در چگونگی مدیریت شهر جفت و جوره .. بطور مثال در خیلی از کشورای اروپایی و آمریکایی سرمایه گذاری و اداره و جفت و جور خدماتی چون آب، برق، تلفن، گاز و امور ترابری مسافر و بار و … پارکهای تفریحی و احداث جاده بردوش شرکتهای خصوصه و از این نظر شهرداری باری رو تحمل نمی کنه.

برنامه ریزی شهری هم در این جوری کشورها از دهه ۱۹۶۰ به بعد تغییر اساسی پیدا کرده و مخصوصا در بیست سال آخر قرن بیستم دامه و عمق این تغییرات بیشتر شد. طوریکه به جای به کار گیری الگوهای طرحهای کامل – تفصیلی که بر اساس اهداف کالبدی و مقررات منطقه بندی تاکید داشتن، از طرحهای ساختاری- راهبردی و روند دموکراتیک در برنامه ریزی شهری استفاده می کنن. این کشورها در برنامه ریزی واسه شهرها به غیر از بعد کالبدی، مسائلی مثل پیشرفت پایدار، کیفیت زندگی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی رو مورد توجه قرار میدن .در نتیجه مدیریت نظام شهری با بهره گرفتن از اختیارات و منابع دریافتی از جامعه تلاش می کنه .(ابراهیم زاده ، ۱۳۸۹)

فعالیتهای لازم رو از راه کالبد شهر، واسه سرویس دهی و رفع نیازای شهروندان انجام داده و در صورت نیاز دخالت و اصلاح لازم رو در کالبد شهر به عمل آورد تا بیشترین فایده رو واسه خود و شهروندان تامین کنه. بنابر این مدیریت شهر تلاش می کنه تا از راه تنوع بخشیدن به خدمات قابل ارائه از راه کالبد و فعالیتهای سازمان خود، بیشترین حد پشتیبانی سیاسی رو واسه اثبات قدرت خود به دست آورد. یعنی فایده ای که مدیریت شهر از کالبد توقع داره، فایده سیاسی – اجتماعیه .(ابراهیم زاده ، ۱۳۸۹)

تو یه نتیجه گیری کلی باید گفت مدیریت شهری در کشورای پیشرفته شفاف، جوابگو، مشارکت پذیر، محاسبه پذیر و شهروندمداره و کارکرد خود رو براساس خواسته های شهروندان تنظیم می کنه. رابطه ای دوطرفه بین جامعه و مدیریت شهر هست و نهادهای مدنی، بخش خصوصی و دولت در بوجود آوردن یه نظام شهری پویا با هم مشارکت و همکاری دارن.

  • چالشهای مدیریت شهری کامل

رشد سریع شهری در کشورای رو به پیشرفت مشکلات کلی اقتصادی، اجتماعی و فیزیکی بوجود آورده و شهرهای کشورای جهان سوم رو دچار مسائل و مشکلات جدی مثل آلودگیهای زیست محیطی و مریضی در شهرها، افزایش فقر و شهرها، ایجاد زاغها و مسکنهای غیر قانونی، دسترسی کم به مسکن و خدمات اصلی شهری، غریبگی شهروندان از همدیگه، کمبود شدید تاسیسات و زیرساختهای شهری و مهاجرت گسترده و از داهات به شهر کرده . بی فکر نبود توجه به این بحث شهرهای جهان سوم رو در مقابله با چالشهای آینده فراراه، ضعیف میسازه. پس عکس العمل کارامد در برابر موضوعات و مشکلات شهرها چالشیه که مدیریت شهری با اون روبرو شدن. تو یه نگاه کلی مشکلات نظام مدیریت شهری و در کشورای جنوب رو میشه در سه زمینه مسائل محیطی و کلی نظام مدیریت، مسائل اداری و سازمانی و مسائل اقتصادی و مالی طبقه بندی کرد که واسه شناخت بیشتر مسائل و مشکلات مدیریت شهری و چالشهایی که پیش رو داره، در جدول زیراین چالشها در دو سطح کلان و خرد بررسی شده.تو یه جمع بنی میشه چالشهایی که در مورد نظام برنامه ریزی فضایی و مدیریت گسترش شهری در کشورای رو به پیشرفت هست، رو این جوری گفت:

– چالشهای اقتصادی – اجتماعی که درخشش بزرگی در شهرنشینی و شهر سازی دارن، مثل رشد سریع مهاجرت و پیشرفت شهرنشینی، کمبود و گرانی زمین و مسکن، تخریب محیط زیست و اراضی زارعی در شهرها، نابودی بافتهای تاریخی، افزایش آلودگیها، رشد اسکان غیررسمی و …

این عوامل هر گونه آینده نگری و برنامه ریزی واسه هدایت و نظارت پیشرفت کالبدی- فضایی و ساماندهی سکونتگاه های شهری و دهاتی رو با یه عالمه از نامعلوم ها و اختلافات مواجه میسازن.

– چالشهای سازمانی و مدیریتی که در مورد تصمیم سازی و اراده کردن وجود دارن، مانند خیلی از قوانی و مقررات و یه سری از سازمانها و نه هاده ها که در مورد پیشرفت و عمران ملی، منطقه ای و شهری بوجود اومده که هر کدوم طوری در تحولات گسترش فضایی شهرها و مدیریت پیشرفت شهری و دهاتی دخالت دارن.(ابراهیم زاده ، ۱۳۸۹)

– چالشهای روش جفت و جور طرحهای پیشرفت و عمران، روند جفت و جور این طرحها از بالا به پایین و به صورت متمرکز و با نقش اساسی دولت انجام می شه و مخالف با اصول دموکراتیک و وجود پویای شهرها می باشه.