Posted on

زیرساختا : شامل تکنولوژیا، متدولوژیا و کلیه پروسه هاییه که باعث می شه صحت ، کیفیت و ایمنی در سازمان حفظ شه.

مالکیت الهی: که شامل علم فنی ، نرم افزارهای تجاری و کسب وکار، کپی رایت ،حقوق مربوط به طرحهای جورواجور ونشانهای تجاریه.

 

شکل ۱-۲- مدل سرمایه فکری بروکینگ

سرمایه فکری
داراییای بازرا
داراییای آدم
دارایی زیرساخت
دارایی مالکیت الهی

 

 

طبقه بندی ارائه شده به وسیله بروکینگ مشابه باطرح ادوینسون ومالونه امادراین طبقه بندی برکینگ ،مالکیت الهی رو ازداراییهای زیر ساختی جداکرده ودریک دسته جدا از هم قرار داده .دیدگاه اونا با اینکه برابر نیستن اما مکمل همدیگه هستن. هدف ادوینسون ومالون توضیح اهمیت ICدرسازمانا بوده وموضوعات مهمی مانند ویژگیای کلیدی ،اندازه گیری رویکردای مدیریت برآنها رادربرمی گرفت.

اونا مدیریت بر IC رو به عنوان گامی پایانی واسه ساخت سازمانهایی با ارزش بالا و سازمانای که میخوان ارزش در اونا به شکل همیشگی زیاد شه معرفی گردند. با اینکه بروکینگ دارای اهداف مشابهی باادوینسون و مالون بود ، اما اون اجزای  [۱]IC رو طوری تعیین کرد که بشه از اون درامر ممیزی هم استفاده کرد و بدین خاطر ایشون روی فرآیندای تعریف ، مستند سازی و اندازه گیری IC تاکید کرده. خانوم بروکینگ عقیده داره که هدف پایانی هر کار و کاسبی ای گرفتن ارزش پولی به ازارء هر جزئی از داراییا هستش. اون تصریع کرده که این واسه شرکتا خیلی با اهمیته که اندازه دارایی هاشون رو آزمایش کرده وازطریق مدیران رو ازمحل وجود ارزشای واقعی درسازمان خبر دار کنن. به خاطر همین اونا نیاز دارن تا شاخصایی واسه آزمایش موفقیت و رشد در دست داشته و مبناهایی رو واسه افزایش احتمال دریافت وام از موسسات مالی به وجود بیارن.

۱۹ -۲- مدل روس و همکاران

روس و روس ، دراگونتی و ادوینسون در سال ۱۹۹۷ شاخص سرمایه فکری رو واسه اندازه گیری IC معرفی کردن. اونا توضیح دادن که دیدگاههایشان دررابطه با IC ،علم محور بوده و اشتباهاتی با مباحث دانشی داره. از طرف دیگه بعدا اونا از مدلی استفاده کردن که مشابه بامدل ادوینسون ومالون بود (اما دقیقا همانندآنها نبود ). اونا SC و HC رو از IC انشعاب داده و این سازه ها رو نماینده منابع شعور و بدون شعور دونستن که بالطبع هرکدوم روش های مدیریتی متفاوتی رو می خواد (شکل ۴-۲).این محققان سرمایه ارتباطی رو به عنوان بخشی ازسرمایه ساختاری (به جای اینکه اونو دردسته سومی قراربدهند)درنظر گرفتن.روس وهمکاران ۱۹۹۷ HC  رو به لیاقت ،نگاه وزیرکی فکری تقسیم کردن.

لیاقت : شامل علم فردی کارکنان ومهرتها ،استعدادها ودانش فنی اوناس .

نگاه : نشون دهنده ارزشیه که نتیجه نوع رفتارکارکنان درمحل کاربوده وتحت تاثیر انگیزه ،رفتارها ورهبریه.

تندوتیزی فکری :شامل نوآوری کارکنان ،توانایی برابری باشرایط وقابلیت به کار گیری علم ازیک معنی وزمینه به معنی وزمینه دیگراست .ازسوی دیگه ساختاری شامل اجزای زیره :

روابط : به معنی رابطه بامشتریان ،عرضه کنندگان ،شرکاءاستراتژیک و دیگه ذینفعان شرکته .

سازمان : یه سازمان نه فقط دارای سیستما و ساختارهای مشخصه ، بلکه هم اینکه شامل زیر ساخت های نامشهود ،داراییای الهی ، فرآیندا و فرهنگ هم هستش.

تجدید وتوسعه : به عنوان جنبه نامشهود هر چیزی که باعث خلق ارزش درآینده گردیده اما اثرآن حالا مشخص نیس.

شکل ۲-۲- روس وهمکاران ، مدل شاخص سرمایه فکری

 

با اینکه ادوینسون و مالون پیشرفتای زیادی دررابطه با اندازه گیری IC  داشتن اما روس و روس ۱۹۹۷پیشرفتای ملموسی در اتحاد معیارهای IC و حرکت به سمت یه ملاک واحد (راه و روش کل نگربه ارزش) داشتن. اونا در تحقیقی دیگه و در طبقه بندی مثل طبقه بندی ادوینسون ومالون ،IC رو به سرمایه انسانی ،سرمایه سازمانی وسرمایه ارتباطی تقسیم کرده واین سه دسته رادریک سطح افقی قرارداده ان، (Chang,2007) رو این طبقه بندی اجزاسرمایهای فکری باجزئیات بیشتری معرفی شده: سرمایه ساختاری :فرهنگ شرکت ،ساختار،فرآیندا ورویهای کاری سرمایه انسانی :شامل علم فنی، مهارتها ، ویژگیای رهبری مدیران ارشد، نوآوریا، انگیزه (بعد مالی وغیرمالی ) و توانایی سازگاریه. سرمایه رابطه ای : رابطه بامشتری جهت اطمینان ازمیزان رضایت اونا ازمحصولات وخدمات ارائه شده ،رابطه با تامین کنندگان جهت اطمینان ازارائه مواد اولیه با کیفیت، (Brennan,2000).

شکل ۳ -۲ طبقه بندی سرمایه های فکری

 

۲۰ -۲- مدل استیوارت

استیوارت درسال ۱۹۹۱و در مجله فورچون IC رو عبارت از دانشی که از راه تبدیل مواد خام به کالاهایی که اونا رو  مهم ترمی سازه معرفی کرده. استیوارت هم مثل محققان قبلی IC رو ترکیبی از دو دسته HC  و SC دونسته و سرمایه سازمانی رو زیر یه سری از SC  محسوب کرده. اون عقیده داره که هر شرکتی هر سه سرمایه نامبرده رو داره اما براساس شرایط متفاوت، تاکید بیشتری بروی یکی از این سرمایه ها می کنه .ازاین دید استیوارت اجزای سرمایه فکری عبارتند از:

سرمایه انسانی : که اشاره به مهارت ها و علم فردی کارکنان شرمت داره.

سرمایه ساختاری :شامل مالکیت الهی ،متدولوژی ،نرم افزار،اسناد ومصنوعات دانشی دیگه.

سرمایه مشتری :به معنی رابطه بامشتریان وعرضه کنندگانه .

شکل ۴-۲- مدل سرمایه های فکری استیورات

ارزش بازار
داراییای نامشهود
داراییای مشخص
سرمایه انسانی
سرمایه ساختاری
سرمایه مشتری

 

 

 

 

 

 

۲۱ – ۲- مدل سالیوان

سالیوان یکی ازپایه گذاران وشریک تجاری گروه مدیریت سرمایه های فکریه .گروه مدیریت سرمایه های فکری یه شرکت مشاوره ایه که فعالیت هاش برایجاد وتولید ارزش سرمایه های فکری متمرکز شده. براساس نظریه این گروه، از کنار هم گذاشتن دورکن اساسی سرمایه انسانی و داراییای فکری میشه به معنی وجایگاه سرمایه های فکری رسید. برابر این مدل ، سرمایه های فکری ازسه جزء تشکیل شدن: منابع انسانی: دراین منابع هوش وخرد کارکنان سازمان رادرنظرگرفته می شن.منابع انسانی منشاءفن، تخصص وحافظه سازمانی درخصوص موضوعات مهم وحائز اهمیت واسه سازمان هستن.منابع انسانی ،شامل تجارب جمعی ،مهارت وفوت وفن عمومی تموم کارکنان بنگاهه.

داراییای فکری : علم مشخص طبقه بندی شده ویاتوضیحات فیزیکی از علم خاصی راشامل می شه که سازمان می تونه ادعای مالکیت اون رانموده وبدون ایجاد مشکلی درحقوق الهی ،آنهارابه سادگی خرید وفروش کنه .هرتکه ای ازدانش سازمان،که معمولابه شکل مستند کاغذی یا کامپیوتریه ،به عنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد پشتیبانی وحفاظت قرارگیرد. داراییای فکری منشاءایدها ونوآوریایی هستن که شرکتا وبنگاها آنهارا تجاری می کنن.

مشکلی

مالکیت الهی :مالکیت الهی یه نوع دارای فکریه که به شکل قانون توانایی پشتیبانی ،حفاظت وپیگیری رو داراس. ازموارد مالکیت الهی میشه به حق اختراع ،حق تالیف ،علائم ونشان تجاری واسار ورموزتولید تجاری اشاره کرد. الگوی سالیوان واسه تجسم ونمایش تصویری سرمایه فکری ،به صورت زیره :

شکل ۵ – ۲- الگوی سرمایه فکری سالیوان

 

            دارایای فکری
متدولوژیاسنادومدارک

تصاویر

طراحیا

برنامه هااختراعات

فرایندها

پایگاه هایداده

              مالکیت معنویحق اختراع

حق تالیف

نشون تجاری

رموز تجاری

خلاقیت

  سرمایه انسانیتجربه

فوت وفن

مهارت

خلاقیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲۲  ۲ – مدل بونفرر

بونفرر۲۰۰۳ باور به این داره که باید ما بین چهارجزء سرمایه فکری سرمایه شامل سرمایه انسانی ،سرمایه ساختاری ، سرمایه نوآوری تفاوت قائل شد .

سرمایه انسانی : یه سری از دانشها فنی وروتین موجود درتفکرات کارکنانه .

سرمایه ساختاری : همه آیتمای نامشهود از علم ضمنی که قابل تفکیک هستن راشامل می شه.

سرمایه بازار: استعدادهای سازمانی در رابطه با جهان خارج (به نظر بونفر این شامل پایگاه داده ،سهم بازار، معروفیت و اعتبارو اجناس و خدمت جدیده) است. سرمایه نوآوری : قابلیتای نوآوری سازمان رادربرمی گیرد.

شکل ۶-۲- ارزش سرمایه فکری بونفر ۲۰۰۲

از طرف دیگه ایشون در راه و روش ارزش جست و خیز  IC، شاخصای ویژه های رو روش زوم کرده که برروی بعد پویا و سازمانی کارکرد اجتماعی – اقتصادی[۲] تمرکز کرده و تحت شرایط مختلفی درسطوح خرد وکلان اقتصادی قابل اجرا هستش. ایشون در روش جست و خیز IC ، چهار بعدی که منتهی به توانمندی رقابتی شدن سازمان می شه  رو با همدیگه کامل کرده (شکل ۸-۲) منابع به عنوان ورودیا: که اشاره به منابع لازم فرآیندای تولیدی شامل منابع مشخص ، اندازه سرمایه گذاری در R & D و اکتساب تکنولوژی مناسب و…. داره.

اقتصادی

فرایندا : که نقش اونا در صف آرایی و استفاده اون دسته از راه های هدف دار پویاییه که برمینای فاکتورهای نامشهود بوجود اومده ان.

سرمایه فکری : بوسیله ترکیبی ازمنابع نامشهود ساخته شده ومی تونه به یافته های خاصی مانند علم جمعی، حق ثبت و اختراعا، علامت تجاری ، معروفیت ، روش های عادی خاص و شبکه های همکاری منجر شه.

سطح خروجیا : کارکرد سازمانا (سهم بازار، کیفیت اجناس و خدمات) به صورت سنتی از راه تحلیل موقعیت بازار اجناس و خدمات اندازه گیری می شه، (chang,2007).

 

شکل ۷-۲-چارچوب ۴ بعدی سرمایه های فکری بونفر

سرمایه فکری
خروجیا
منابع و توانمندیها
فرایندها

 

 

 

 

 

 

 

بونفر چهار بعد رادریک چهرچوب کامل تبدیل کرده ویک رابطه بین ورودیا (منابع )،روند ها،دارائیهای نامشهود شرکت مطرح کرد.

مدل بنتیس درسال ۱۹۹۸ و به دنبال نظریه های قبلی خود ، سرمایه های فکری رام تشکل از سه جزء سرمایه مشتری ، سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی دونست.  از دید ایشون بخش کلی سرمایه انسانی رو علم ضمنی افراد تشکیل میده. این علم شامل مهارتای تجاری هستن که خیلی راحت نمیشه اونا رو به شکل بندبه بند گفت. بونتیس عقیده داره که سرمایه انسانی مهم بسیار زیادیه چون که منبع اصلی خلاقیت و نوآوری حساب می شه. ایشون سرمایه ساختاری رو شامل مکانیزما و ساختارهای سازمانی دونسته که در رسوندن کارکنان به ماکزیموم کارکرد ، نقشی پشتیبان دارن. بنتیس این اجزاء رو شامل فرهنگ، سیستمای اطلاعاتی ، R & D ، فرایندها، امور جاری و کارایی هر کدوم از اونا می دونه. سرمایه مشتری هم از دید بنتیس شامل شناخت کانالای بازاریابی و علم رابطه با مشتریاس که هر کدوم از این دو نقش بسیار مهمی رو تو یه سازمان رو دوش دارن. علاوه بر این جنبه های دیگری مانند رابطه با رقبا و تامین کنندگان رو از اجزاء مهم این سرمایه بر شمرده س، (Bollen,2005).

۲۳  ۲- مدل هانس و لاواندال

طبقه بندی دیگری که باید از اون نام برد طبقه بندی هانس والاواندال[۳] ۱۹۹۷ه. در این طبقه بندی منابع شرکت به دو دسته مشخص و نامشهود تقسیم می شه. در این منظور از منابع نامشهود ICه که این دو محقق اونا رو به دو دسته اصلی منابع ارتباطی و لیاقت تقسیم کردن. شایستگیا به توانایی واسه اجرای یه کارخاص میگن و به دو سطح فردی (علم، مدل هانس ولاواندال مهارتها، استعداد و توانمندیا) و سازمانی (اطلاعات محورها، پایگاه ها ، تکنولوژی و روش ها) تقسیم می شه. منابع ارتباطی هم اشاره به معروفیت شرکت ، وفاداری مشتریان ، و ارتباطات شرکت با مشتریان داره.

 

 

شکل ۸-۲-مدل هانس و لاواندال۱۹۹۷

 

منابع
نامشهود
مشخص
 ارتباطشهرت

وفاداری

-ارتباطات

لیاقت اطلاعات محورها-مهرتها   تواناییها   توانمندیها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعدا لاواندال دو بحث رابطه و لیاقت رو براساس اون که کارمند محور و یا سازمان محور باشه به دو گروه فرعی فردی و جمعی تقسیم کردن. این تقسیم بندی کمک می کنه تامابین منابع IC که وابسته به افراده و منابع IC که وابسته به سازمانه تفاوت قائل شیم، (Pew tan el,2008).

شکل ۹-۲-مدل لاواندال ۱۹۹۷

        لیاقت            فردی         گروهی       علم       پایگاه داده      توانمندی   توانمندی        استعداد-مهارت  فرهنگ-مهارت
          رابطه            فردی       گروهی        معروفیت     معروفیت         وفاداری   وفاداری     ارتباطات  ارتباطات
مشخص
نامشهود
منابع

         

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۲۴-۲- مدل لین

لین درسال ۱۹۹۸ سرمایه های فکری راتحت عنوان ایده های مهم و توانایی واسه نوآوربودن تعریف کرد .تجربه نشون داده که این دوفاکتور درصورت محقق شدن جزوءمهمترین فاکتورهای هستن که آینده یه سازمان راتضمین می کنه ایشون سرمایه های فکری رامتشکل ازسه جزءسرمایه انسانی ،سرمایه ساختاری وسرمایه مشتری (ارتباطات) دونسته. در زیر اجزای که ایشون واسه هر کدوم از این سه جزء در نظر گرفته رو به خلاصه برسی می کنیم. سرمایه انسانی : سرمایه انسانی شامل فاکتورهای انسانی مانند هوش ، مهارت، تخصص، تجربه و تواناییای یادگیریه. این سرمایه کامل و به افراد موجود در درون یه سازمان متکیه و نمی تونه تحت مالکیت سازمان در بیاد.

ایده

سرمایه ساختاری : لین اصطلاح روش وامور جاری کاری رو جانشین عنوان سرمایه ساختاری دونسته وآن رو شامل هدف ،فرهنگ، سستمای اطلاعاتی و نرم افزارهای اختصاصی شرکت می دونه.

سرمایه مشتری : مثل بونتیس ایشون هم سرمایه مشتری رو شناخت کانالای بازاریابی و علم رابطه بامشتریان دونسته و جنبه های دیگه مانند رابطه با رقبا و تامین کنندگان رو از اجزای مهم این سرمایه برشمرده. برخلاف بونتیس ، لین عقیده داره که سرمایه مشتری بخش پایانی و هدف پایانی در بحث سرمایه های فکری به حساب نمیاد بلکه داراییای الهی این بخش رو بردوش دارن که انگار مشهودترین جزء IP هستش، (Bollen,2005).

۲۵-۲- شباهت موجود درتعاریف واجزای مدلهای سرمایه فکری:

این مدلهاحداقل شامل موارد زیره :

    1. علم وتجربه قرارگرفته شده درافرادهم بطور رسمی وهم بطورغیررسمی
    2. سیستمای وفرآیندهای سازمانی
    3. تکنولوژی ونوآوری

 

  1. روابط تجاری مثل روابط بامشتریان ،عرضه کنندگان وشرکاءاستراتژیک

وقتی که ادبیات تحقیق سرمایه فکری برسی می شه ؛به نظر مکه بیشتر مدلای سرمایه فکری تلاش کردن یا داشتن که سه جزءرابایک سری ویژگیای مشترک واسه رمایه فکری درنظر بگیرن.

-بعد انسانی سرمایه انسانی یکی از مهمترین وبه عبارتی مهمترین نوع داراییهای دانشی یافکری درسازمانه بخاطر اینکه ؛این داراییها منبع خلاقیته .این نوع داراییها دانشی ضمنی درافراد داخل یه سازمان هستش که یکی ازعوامل حیاتی موثر برروی کارکرد هرشرکتیه .اما باید توجه داشت که وجود این داراییهای دانشی به تنهایی واسه تحقق کارکرد یه شرکت کافی نیس .هدف شرکت هاباید این باشه که این نوع داراییها دانشی ضمنی رو به صورت وشکل علم روشن واسه همه سطوح سازمان تبدیل کنن درغیر اینصورت امکان وجود وخلق هیچ گونه ارزش سازمانی وجود نخواد داشت .سرمایه انسانی ترکیبی

تجمعی ازدانش عمومی وحرفه ای کارکنان وتواناییهای رهبری وتواناییهای حل مشکلات وریسک پذیریه .چیزی که ازاین تعریف مشخصه اینه که امتحان این نوع سرمایه بااین اجزاخیلی مشکله. این نوع سرمایه دریک شرکت ؛خلاقیت عملیاتی داراییهای مشخص (لوازم وابزاره) رو ارتقامی دهد و دارایی نامشهود رو فعال می کنه .درشرکتهای موفق به خاطر افزایش وبهبود بینش وتواناییهاوتجربیات واسه رقابت در محیط متغیر امروزی ؛سرمایه گذاریهایی بروی کارکنان به صورت می گیرد .باید این نکته رو اضافه کرد که مالکیت این نوع سرمایه دراختیار شرکته نیس وخروج افراد ازسازمان منجربه ازدست رفتن حافظه سازمانی می شه که یه نوع تهدید واسه سازمان حساب می شه، (Bontis et al.,2000)  تجربه نشون داده که افزایش تواناییا و قابلیتای کارکنان دارای اثرمستقیمی بروی یافته های مالی شرکته وهمچنین سرمایه با کارکرد شرکت رابطه مستقیمی داره، (Becker et al.,2001)

تعریف دیگه ونامای دیگربرای سرمایه انسانی:

–  سرمایه انسانی نمایانگرونشان دهنده ذخیره علم یه سازمانه که به شکل کارکنان سازمان تجلی پیدا میکنه. هم اینکه سرمایه انسانی ؛هم به صورت توانایی جمعی یه سازمان واسه استخراج بهترین راه حلها ازدانش افراد اون هم تعرف شده کارکنان یه سازمان سرمایه فکری راازطریق شایستگیا وطرز فکرهایشان وزیرکی فکری تولید می کنن که این شایستگیای سازمان شامل مهارتها وتحصیلاته وطرز فکرهای کارکنان که اجزای رفتاری کارکنان راپوشش میده.زیرکی یه فرد راقادر می سازه تاعملیات راتغییر دهد وراه حلهای نوآورانه رابرای مشکلات سازمانی درنظر گیرد.

– هدسون[۴] سرمایه انسانی رو به شکل ترکیبی ازوراثت ژنتیکی وتحصیلات وتجربه وطرز ف۶کرهای کارکنان درباره زندگی و کسب وکار تعریف می کنه .

– سرمایه انسانی به شکل پتانسیلای بلقوه واساسی یه سازمان هم تعریف شده .

– بعد ارتباطی سرمایه ارتباطی (مشتری) عبارتست ازمجموع همه داراییهایی که روابط شرکت با محیط راترتیب دهی ومدیریت می کنه واین سرمایه شامل رابطه شرکت بامشتریان وسهامداران وعرضه کنندگان ورقبا ودولت وموسسات دولتی وجامعهه .با اینکه مهمترین قسمت سرمایه ارتباطی ؛روابط مشتریه ولی نباید فقط این روابط مورد توجه قرارگیرد .این سرمایه ارتباطی درواقع درخشش وبازتابی ازشرکته .اندازه گیری سرمایه ارتباطی بااین موضوع که چیجوری محیط ؛ شرکت رو درک می کنه ربط داره .سرمایه ارتباطی شامل برنده ها ومقیاسای وفاداری مشتری وشهرت شرکت وعرضه کنندگان وسیستمای بازخور مشتری وغیره س . منکا[۵] میگه که سه قدم واسه ایجاد روابط با محیط هست:

  1. درک محیط
  2. همگام شدن با محیط
  3. ایجاد روابط با محیط

تو یه زنجیره ارزش؛ تعهدی که واسه شرکتا هست اینه که با همه بخشای محیط از مشتری گرفته تا عرضه کننده روابطی برقرارکنند. تحقیقات بسیاری نشون داده که توجه به بازار؛ دارای اثر مستقیمی روی اندازه سود بیاری داره و سهم بازار شرکت رو زیاد می کنه.

تعاریف و اسمای دیگه واسه سرمایه ارتباطی:

سرمایه مشتری علم شامل ارزش فعلی و آینده روابط یه سازمان با مشتریان خوده و نشون دهنده پتانسیل یه سازمان بخاطر نامشهودای خارج ازسازمانه. سرمایه بازاری به لیاقت سازمان واسه مدیریت و ترکیب روابط خارجی باسهامداران خارجی میگن، (Seetharaman et al, 2002).

بعد سازمانی:

بعد سازمانی درسرمایه فکری به شکل سرمایه سازمانی (ساختاری) تعریف می شه. سرمایه سازمانی به صورت کل داراییایی تعریف می شه که توانایی خلاقیت سازمان رو شدنی می کنه. ماموریت شرکت ؛ چشم انداز؛ ارزشای اساسی و روش های هدف دار سیستمای کاری و پروسه های داخلی یه شرکت می تونه در گروه این نوع دارایی شمرده شه. سرمایه سازمانی یکی از اصول پایه ای واسه خلق سازمانای یادگیرنده س. حتی اگه کارکنان یه سازمان دارای تواناییا و قابلیتای کافی وبالایی باشه اگه ساختار سازمانی ازیکسری قوانین وسیستمای ضعیفی تشکیل شده باشه نمیشه ازاین قابلیتا واستعدادهای کارکنان واسه خلق ارزش وداشتن کارکرد خوب سازمانی استفاده کرد .البته باید این نکته توجه کرد که اگه سازمان سرمایه گذاری شدیدی بروی تکنولوژی کنه ولی کارکنان توانایی استفاده ازاین تکنولوژی رو نداشته باشن این سرمایه گذاری وبه دنبال اون سرمایه سازمانی به درد بخور وموثر نخواد بود.

در آخر باید این نکته رو اضافه کرد که این سه سرمایه با همدیگه می تونن برروی کارکرد سازمانی تاثیر بذارن. پس وجود روابطی بین اونا ازاهمیت بالایی برخورداراست .سازمانا نباید فقط به فکر پیشرفت و بهبود جداگونه این سرمایه ها باشن.

تحقیقات انجام شده شده در کانادا؛ مالزی، تایوان و چند کشور دیگه هم این مطلب رو تایید می کنه. درادامه بعضی ازاین روابط بین اجزای سرمایه فکری و روابط بین سرمایه فکری و کارکرد سازمانی (تجاری) در یه سری مدلای علی آورده می شه.

تعاریف و اسمای دیگه واسه سرمایه سازمانی (ساختاری ):

سرمایه :ساختاری شامل همه مخازن علم غیر انسانی دریک سازمانه که شامل پایگاه داده هاوچارتهای سازمانی ودستورالعملای فرآیندی واستراتژیا ویاشامل هرچیز دیگری که به سازمان ارزشیبیشتر ازمواد ان میده. سرمایه ساختاری به صورت اون چیزی که درسازمان باقی می مونه وقتی که افراد شب به به خونه هاشون می رن تعریف شده وازفرایندا وروالهای سازمانی برمی پاشه.

سرمایه ساختاری به صورت افزارها و پایگاه داده ها ووساختارسازمانی و حق اختراعا ومارکای تجاری و بقیه تواناییای وقابلیتای سازمانیه که بهره وری کارکنان پشتیبانی می کنه .

[۱] Intelectual Capital

[۲] socio- economic performance

[۳] Hans and lavandal

[۴] Hudson

[۵] Mckenna