Posted on

تأثیر یک نوآوری بر قابلیت ها و دارایی های دیگر نقش آفرینان درزنجیره نوآوری از مشخصه های عمده شکست یا موفقیت نوآوری دربازار می باشد . در بسیاری از محصولات با تکنولوژی بالا و پیچیده لازم است که کاربران وقت و پول خود را صرف یادگیری نحوه استفاده از محصولات نماینده نوآوری از یک سو دانشی را که مشتری اندوخته است برهم می زند و از سوی دیگر دانش و دارایی ها را افزایش می دهد و بر این اساس با احتمال کمتری موفق می شود . ماشین برقی نمونه خوبی از این موضوع است ، تویوتا پریوس یک نوآوری اساسی برای شرکت های خودرو سازی محسوب می شود ( ماریوس چارلز ، 1389  ) .

 

نوآوری محصول شامل چندین جنبه اساسی است .

  • جستجوی نیازها برای محصولات ، فرایندها و خدمات جدید
  • تعیین مدیریت مناسب و تطبیق محصولات جدید
  • استقرار برنامه ریزی مناسب برای کل سیستم مدیریت در جهت توسعه تجاری سازی محصولات جدید
  • انتخاب فرصتهای محصول جدید برای سرمایه گذاری
  • تقویت توانایی های سازمانی جهت خلق محصولات جدید موفق
  • تولید محصول جدید و برنامه اجرای توسعه محصول جدید

نوآوری محصول یک بازسازی پویا است که نیازمند رهبری و تجربه سازمانی و مدیریتی می باشد که دارای شرایط گسترده ای است و نخستین قدم با پیشرفت های تدریجی یا حتی رادیکالی در زمینه سهام تولیدی موجود جایگزین محصولات فعلی با محصولات جدید ، با توسعه محصولات جدید جهانی برای مزیت مشتریان فعلی یا جدید آغاز می شود . هدف اساسی توسعه محصول نوآورانه ایجاد ارزش برای سازمان ،مشتریان صاحبان سهام و تمام بخش های درگیر می باشد . مشتریان موجود و بالقوه موجود به دنبال نتایج مثبت و با ارزش می باشند .دستیابی به نیاز های مشتری و ارائه مزایای استثنایی ، اساس ایجاد ارزش و توسعه محصول جدیدمی باشد . در زمینه ایجاد ارزش ، فرایند توسعه محصول جدید باید جنبه  های مثبت را ارتقا داده و از جنبه های منفی بکاهد و همچنین مزایا را افزایش داده و متعاقباً معایب ، سختی کارکردن و هزینه های مرتبط با هر محصول را کاهش دهد ( قاسمی نژاد ، شاهمیری ، 1392) .در نظام جدید منافع بسیار نصیب شرکت هایی می شود که مدل ها و ایده های جدیدی خلق نمایند.این ایده ها و مدل ها ارزش آفرین مبتنی بر تغییر تکنولوژی ،تغییرات جمعیتی و ذایقه مصرف کنندگان پدید می آیند.با تعریف مدل های تجاری جدید که مدل های پیشین را از بین می برند،هیچ شرکتی در امان نیست .نظام جدید مبتنی بر خلق ایده های رادیکال و بنیادی و نیز جستجوی فرصت های جدید می باشد،ایده های رادیکال در صورت هدایت صحیح می توانند منجر به انقلاب در یک صنعت گردند .شرکت هایی که می خواهند همزمان با تغییرات ،خود را به شیوه اساسی دوباره تعریف کنند وجهت پیشتازی در آینده ،الگو های کسب و کار را تعیین نمایند ،بایستی به تولید ایده های بنیادی اهتمام ویژه ای داشته باشند .پیشتازان بازارها پس از شناسایی و به چالش کشیدن باورها و مفروضات اساسی حاکم بر کسب وکار از طریق از طریق ایده های انقلابی ،باورهای جدید ی را ارائه می کنند و مسیر آینده را به نفع نفع خود تغییر می دهند وبه تعبیری از این طریق برای خود فرصت سازی می کنند (علی احمدی والهیاری،1382،صص 115-116).

 

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه مدیریت دانش و نوآوری محصول در شرکت های صنعتی استان گیلان