فوریه 27, 2021

پیش بینی قابلیت سود آوری شرکت ها با استفاده از نسبت های مالی شرکتهای بورس

سودآوری شرکتها همواره مورد توجه مدیران، صاحبان شرکتها (سهامداران بالفعل)، سرمایه گذاران (سهامداران بالقوه)، اعتبار دهندگان مالی (بانکها و موسسات مالی)، بستانکاران و… می باشد. طرق مختلف برای ارزیابی سودآوری شرکتها تا به حال بکار رفته است. یکی از آنها نسبتهای مالی است که از اوایل قرن بیستم برای پیش بینی ورشکستگی شرکتها و همچنین ارزیابی و برآورد سود مورد استفاده قرار گرفته است. در این تحقیق سعی شده است که با استفاده از نسبتهای مالی بتوان دورنمای وضعیت شرکتها از نظر سودآوری برای افراد ذینفع اعم از صاحبان شرکتها، سرمایه گذاران، اعتباردهندگان مالی، بستانکاران و بخصوص برای مدیران و… ارائه گردد تا صاحبان(سهامداران) نسبت به نگهداری یا فروش سهام خود و سرمایه گذاران (سهامداران بالقوه) نسبت به خرید یا عدم خرید سهام شرکت اقدام نمایند و همچنین اعتباردهندگان و بستانکاران نسبت به دادن اعتبار و یا برگشت سرمایه خود تا حدی اطمینان حاصل کنند. در تمام موارد. تصمیم گیری مربوط به اینده است. تصمیم گیری مناسب و منطقی نیازمند اطلاعات دقیق ومربوط و صحیح است می باشد تا افراد با اخذ تصمیم به نتایج مورد انتظار دسترسی پیدا کنند. یکی از وظایف اصلی مدیران تصمیم گیری است تا سازمان بتواند در آینده به اهداف خود نائل گردد. در شرکتهای انتفاعی یکی از مهمترین اهداف سودآوری شرکت یا به عبارتی به حداکثر رسانیدن سود است. بنابراین پیش بینی سودآوری به انواع تصمیم گیری های مدیر در ارتباط با سودآور نمودن شرکت کمک قابل توجهی خواهد کرد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

1-2- بیان مساله تحقیق

مقایسه نسبت های مالی شرکت ها با نسبت های متوسط صنعت یک روش رایج برای تحلیل عملکرد یک شرکت است. از دیرباز مشخص شده است که نسبت های مالی شرکتهای عضو یک صنعت به دلیل نیروهای رقابتی به میانگین های آن صنعت گرایش دارد. این مفهوم مبتنی بر این تصور است که میانگین های صنعت نشان دهنده ی نوعی ساختار عملیاتی بهینه است. بر این اساس تحلیلگران مالی میانگین صنعت را معیار مناسبی برای قضاوت در مورد یک شرکت می دانند. (پالپو، هیلی، برنارد، 2000). با این وجود اگر چه استفاده از شاخص های صنعت یک روش رایج در عمل است، اکثر پژوهش های دانشگاهی انجام گرفته درباره ” گرایش به میانگین ” نسبت های سودآوری، آشکارا بر این فرض بوده اند که یک شاخص عمومی در اقتصاد وجود دارد که نسبت های سودآوری کلیه شرکتها را با آن معیار می توان ارزیابی نمود (بروکس و باکمستر 1976 ؛ فریمن، اوهلسن و پنمن1982؛ پنمن 1991؛ لایپ و کورمندی 1994؛ فاما وفرنچ 2000 ؛ نیسیم و پنمن 2001) لذا نتایج این پژوهش ها در انطباق با تئوری اقتصاد بر این تصور تاکید کرده اند که بر اثر رقابت، بازده سرمایه گذاری در کلیه صنایع به یک نرخ برابر گرایش دارد و از این جهت تعدیل نسبت های سودآوری بر اساس صنعت را غیر مفید می دانند. بر این اساس می توان پیش بینی کرد که اگرچه معیارهای سودآوری همچون بازده خالص دارایی های عملیاتی (RNOA)به یک شاخص های عمومی، در کل اقتصاد گرایش دارد. با این حال اجزای نسبت (RNOA) براساس تحلیل دوپانت (نسبت گردش دارایی های عملیاتی۲ (ATO ) و نسبت حاشیه سود۳ (PM ) )لزوما به میانگین های این نسبت ها در کل اقتصاد گرایش نخواهند داشت. یک دلیل این تفاوت مرتبط به این است که، صنایع مختلف ساختار عملیاتی ویژه ای دارند که موجب می شود نسبت ها ی مالی آنها در یک گروه صنعتی طبقه بندی شود.

همچنین پژوهش های پیشین (وایت، سوندی و فراید 1998 ص190)و(نیسیم و پنمن 2001) نشان می دهند که یک رابطه منفی بین نسبت ها ی گردش دارایی ها و نسبت حاشیه سود وجود دارد که نشان می دهد اگر چه اکثر صنایع نرخ RNOA مشابهی دارند، این نسبت برای آنها با ترکیب معکوسی از نسبت حاشیه سود ( PM ) و نسبت گردش دارایی های عملیاتی (ATO ) بدست آمده است. بنابر این می توان گفت اگر چه نسبت RNOA یک شرکت ممکن است به میانگین آن در کل اقتصاد گرایش داشته باشد، نسبت های حاشیه سود و گردش دارایی های عملیاتی آن شرکت به احتمال قوی به شاخص های صنعت گرایش بیشتری خواهد داشت(وایت؛ سوندهی و فرید1998).

بر این اساس پرسش اصلی این تحقیق این است که ایا دو نسبت حاشیه سود و گردش دارایی های عملیاتی همبستگی قوی تری با میانگین آنها در کل اقتصاد دارد یا خیر و آیا میانگین صنعت این نسبت ها می تواند معیار و شاخص مناسب تری نسبت به میانگین این نسبت ها در کل اقتصاد باشد. همچنین پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد آیا استفاده از شاخص های صنعت در کنار تحلیل دوپانت، پیش بینی بازده خالص دارایی های عملیاتی آتی را بهبود خواهد بخشید؟ بر این اساس در این تحقیق نسبت های حاشیه سود و گردش دارایی های عملیاتی هر شرکت بر اساس میانگین های صنعت به دو جزء میانگین صنعت و جز غیر عادی تقسیم می شوند. همانطوری که پیش تر اشاره شد نسبت های مالی در یک صنعت گرایش به میانگین های آن صنعت دارد. پس با کم کردن میانگین های صنعت از نسبت های حاشیه سود و گردش دارایی های عملیاتی جزء غیر عادی این نسبت ها حاصل می شود

د – اهمیت و ضرورت انجام تحقیق (شامل اختلاف نظرها و خلاءهای تحقیقاتی موجود، میزان نیاز به موضوع، فواید احتمالی نظری و عملی آن و همچنین مواد، روش و یا فرآیند تحقیقی احتمالاً جدیدی که در این تحقیق مورد استفاده قرار می‏گیرد:

یکی از موضوعات مهم پیش بینی سودآوری آتی شرکت های پذیرفته شده است. پیش بینی سودآوری موضوع بسیار مهمی است که ذهن تحلیل گران مالی را به خود معطوف ساخته است. یکی از تکنیک های تجزیه و تحلیل مالی که تحلیل گران در این زمینه از آن بهره می گیرند تکنیک استفاده از نسبت های مالی است که از میان کلیه نسبت های مالی نسبت های سود آوری از اهمیت ویژه ای برخوردارند. از این رو تصور می شود نسبت فعالیت و نسبت سودآوری ارتباط زیادی برای پیش بینی سودآوری آتی شرکت ها داشته باشد.

1-3- اهداف تحقیق

اهداف تحقیق را می توان به شرح زیر خلاصه نمود:

    • کمک به سرمایه گذاران. صاحبان شرکتها( سهامداران). اعتبار دهندگان مالی. بستانکاران و… در جهت تعین ارزش شرکت با استفاده از پیش بینی وضعیت سودآوری شرکت.
    • کمک به مدیران در جهت انجام وظایف خود و ارزیابی وضعیت شرکت از طریق پیش بینی سودآوری شرکت و همچنین یاری رساندن به آنها برای تصمیم گیری مناسب.
    • تشخیص و معرفی نسبتهای مالی موثردر ارزیابی سودآوری شرکتها (کاهش نسبتها به تعداد اندک) تا از این طریق مدیران و افراد ذینفع برای تجزیه و تحلیل وضعیت مالی شرکت ناچار به محاسبه تعداد زیادی از نسبتهای مالی نباشند.

1-4- سوالات تحقیق

سؤال اصلی تحقیق: آیا بین نسبتهای مالی و قابلیت سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟

سؤالات فرعی تحقیق:

آیا بین نسبت سود خالص به فروش و قابلیت سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین نسبت سود عملیاتی به فروش و قابلیت سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟

آیا بین نسبت سود خالص به متوسط دارائیها و قابلیت سودآوری رابطه معناداری وجود دارد؟