Posted on

وقتی صحبت از سفر و گردشگری می شه همه چیز قشنگ و لذت بخش به نظر می رسه! به درستیً سفر تجربه ی لذت بخشیه اما بعضی وقتا مشکلاتی رو تجربه می کنین که ممکنه شما رو به طور کاملً دلسرد کنه. مشکلاتی مثل حملات فروشنده های دوره گرد، گداها و کلاهبردارها و دزدهای محلی می تونه نظر شما در مورد گردشگری رو کلا عوض کنه. در این مقاله می خوایم شما رو با ۴۰ مورد از عادی ترین این مشکلات آشنا کنیم.

در خیابون

مُچ بند دوستی:

friendship_bracelet

کسی به شما نزدیک می شه و یه مچ بند دوستی رو به سمت شما می گیرد. بی توجه به این که شما چی می گویید، طرف دست شما رو می گیرد و با اصرار می خواهد مچ بند رو دور مچ تون بندازد و بعد طلب پول کنه. در بین این که شما با فروشنده ی سمج در حال کل کل هستین، یه جیب بر حرفه ای به شما نزدیک شده و جیب تون رو می زند. (پاریس – رم – بارسلونا – قاهره )

گل رُز واسه نامزدتون:

clint-with-tulips-final

مردی که یه دسته گل در دستشه زوج های جوون رو زیر نظر می گیرد. به سمت خانوم میاد و شاخه گلی رو به اون تقدیم می کنه. بعد از مرد جوون طلب پول می‎کنه. این جاست که اگه پول گل رو ندین جلوی نامزدتون ضایع می شید. معمولاً هم دو برابر قیمت باهاتان حساب می کنن که قشنگ نقره داغ شید. (پاریس – رُم – بارسلونا )

حلقه ی پیدا شده:

Gollum-Ring

زنی به شما نزدیک می شه و حلقه ای رو پرت می کنه جلوی شما. بعد به شما می گوید آقا/خانوم حلقه تون افتاد. شمام که آدم با صداقتی هستین می گویید نه حلقه مال من نیس. بعد اون خانوم حلقه رو از روی زمین بر می داره و پس از یه بررسی کوتاه می‎گوید : طلای واقعی هم هست. بعد هم یه قیمتی به شما پیشنهاد می کنه که شما فکر می کنین مفته اما واقعیت این جاست که نه حلقه طلاست و نه قیمت عادلانه س. (پاریس)

پرتاب بچه

Baby-kicked

زنی به سمت شما میاد و یهو پایش پیچ می خورد و بچه ی نوزادش رو به سمت شما پرتاب می کنه (که معمولاً عروسک از آب در میاد). شمام که شوکه شده اید، سریع کیف دستی تون رو روی زمین انداخته و با جفت دست های خود نوزاد رو می گیرد. در حالی که دست های تون بنده، شریک جرم این خانوم از پشت سر نزدیک شده و کیف دستی شما رو می‎قاپد. (رُم)

بازی‎های خیابانی:

روی پیاده روی خیابون مردی رو می ببینن که بساط پهن کرده. چیزی مثل فنجون بازی یا هر گونه ژانگولر دیگری که مردم رو دور خود جمع کنه. در بین جمعیت چند نفر از شریک جرم های اون هم وایس تاده ان که منتظرن تا شما محو تماشای ژانگولر بازی شید و جیب تون رو بزنن. (پاریس و لندن)

کیف پول:

pick-pocket-Red

یه کیف پول که به نظر می رسد دزدیده شده یا همین طوری کف زمین افتاده، در جلوی شما قرار می‎گیرد. شما ناخودآگاه دست در جیب خودتون می کنین که مطمئن شید کیف پول خودتون در جیب تونه و جاش امنه؟ شخصی مثل گرگ در اون نزدیک وایس تاده و به دستان شما نگاه می کنه تا ببینه کدوم جیب رو چک می کنین. سر کوچه وقتی به فردی برخورد کردین و واسه معذرت خواهی کلاهش رو از روی سرش برداشت بدونین که جیب بر حرفه ای کیف پول تون رو زده. (رُم و اوکراین)

لکه روی کت:

pickpocket-CoolGuy

کسی به صورت اتفاقی چیزی رو روی کت شما می پاشد (از سس کچاپ بگیر تا عَن کفتر). بعد به شونِه شما می زند و می گوید آهای آقا/خانوم، این جا روی لباس تون چیزی ریخته بذارین کمک تون کنم پاکش کنین. این افراد انقدر دست های فرزی دارن که شما متوجه نمی‎شید کی لباس تون رو تمیز کردن و کی محتویات جیب تون رو خالی کردن. (بوینوس آیرس و ریو دو ژانیرو)

کفش برق انداختن:

Shoe-Shiner

مردی بُرس کفشش رو جلوی شما پرت می کُند روی زمین. وقتی خم می شید و اون رو برمی دارین تا به اون بدین، اون مرد با برق انداختن کفش تون از شما تشکر می‎کنه. در حالی که فکر می‎کنین این کار رو مفت انجام می دهد، پس از این که بُرس زدنش تموم شد دستش رو واسه پول دراز می کنه. (استانبول)

پیرزن گُل فروش:

FLowers

پیرزنی یه شاخه گل رزماری، که نشونه ی دوستیه، به شما تعارف می‎کنه. بعد دست شما رو می‎گیرد و فال تون رو واسه تون می خواند. بعد دستش رو جلو می آورد و پول خدماتی که ارائه داده رو طلب می کنه. اگه پولش رو ندین شروع می کنه اونقدر قیل و قالی راه می اندازد که شلوارتان رو خیس می کنین. (مادرید و دهلی نو)

عکاس:

Photo

معمولاً وقتی یه زوج جوون به مسافرت می روند دوست دارن دست گردن هم کنن و عکس های چیک تو چیک بگیرن. اما واسه این کار باید یکی از رهگذران رو صدا کنین و ازشون بخواین که زحمت عکاسی رو واسه شما بکشن. در بعضی کشورها، بعد از گرفتن عکس اون رهگذر طلب پول می‎کنه و یا بدتر این که دوربین به دست جیم می شه. (اروپا)

نوازنده دوره گرد:

Musician-street

همین طور که در حال چرخ زدن هستین، هنرمند خاکی و پرانرژی ای که کنار پیاده رو گیتار می‎زند، چشم تون رو می گیرد. کافیه به اون نگاه کنین تا از شما بخواد که به آهنگ هاش گوش کنین. هنوز ۲ ثانیه از آهنگش نگذشته که یه CD به ظاهر مجانی از آهنگ ‎هاش رو به سمت شما دراز می‎کنه و از شما می‎خواهد که در حقش لطفی کرده و آهنگ هاش رو به زادگاه خود ببرین و در اون جا پخش کنین تا هنر اون جهانی شه. دست تون رو که دراز کردین و CD رو گرفتید نوازنده خیابانی مبلغی که باید به اون بپردازید رو اعلام می کنه تا غافلگیر شید. اگه رودربایستی داشته باشین این CD در پاچه تون میره. (نیویورک سیتی)

دوا فروش:

Taxi

راننده تاکسی های تایلندی در آینه ماشین شون نگاه می‎کنن ببینن چه جور آدمی روی صندلی عقب نشسته س. بعضی های‎شون به مسافران مواد مخدر تعارف می کنن. اگه مسافر خر شه و اون بسته رو بگیره و در جیبش بزاره یهو ۵۰ متر جلوتر یه پلیس قلابی جلوی ماشین رو می گیرد و به مسافر می گوید که شیش و هشت می زند و باید جیب هاش رو خالی کنه. البته از قضا، این پلیس رشوه گیره و مسافری که از ترس زندان رفتن حاضره پول بده طعمه خوبی براش حساب می شه. (تایلند)

حمل و نقل

تاکسی عوضی:

tuk-tuk-thailand

بعضی از راننده های تاکسی از کم اطلاعی مسافران آخر استفاده رو می‎برند. از قصد مسیرهای دورتر رو انتخاب می کنن تا تاکسی متر بیشتر کنتور بندازه. اگه به شون اعتراض کنین که “این کوچه پس کوچه ها کجاس که منو آورده ای؟” به شما می گن که راه میانبره. حتی بعضی های شون انقدر قالتاق هستن که خود تاکسی متر رو هم انگولک می ‎کنن تا عددهایش سریع تر بچرخد و پول تاکسی بیشتر شه. (همه دنیا)

اتوبوس آخر شب:

HauntedBus

اگه وارد کشوری شدید و به شما گفتن که بهتره واسه از این شهر به اون شهر رفتن با اتوبوس آخر شب برید تا پول کمتری بپردازید حسابی حواس تون رو جمع کنین چون امکان داره این سفرها واسه شما گران تر از حالت عادی اش هم تموم شه. به چه دلیل؟ توریست های زیادی بعد از این سفرهای آخر شب ساک و چمدون شون رو باز کرده ان و گزارش سرقت اموال شون رو به مقامات داده ان. (تایلند)

حقه انداختن و برداشتن:

money-change

راننده های تاکسی، گارسون های رستوران ها و مغازه دارهای خبیثی هستن که به شکل به طور کاملً ” اتفاقی! ” پول خُرد شما رو روی زمین می ریزن و وقتی که می‎خواهند اون‎ رو از روی زمین جمع کنن و به شما تحویل بدن مقداری از این پول آب می‎رود. (آسیا)

پنچری:

Rental-Cars

ماشین های کرایه ای خیلی تابلو هستن و دله دزدهای محلی خیلی راحت اون ها رو تشخیص می‎ بدن و لاستیکش رو پنچر می کنن. بعد که از ماشین پایین اومدید و واسه کمک دست تکون دادین تعدادی فرشته مهربون به کمک تون می آیند و دور تا دور ماشین تون جمع می شن تا یه لاستیک عوض کنن. در همین هاگیر واگیر یه نفرشون از پنجره ماشین به داخل خم می شه و بند و بساط با ارزش تون رو می پیچوند. (تایلند)

جیب برهای قطار:

Train-pick-pockets

قطارهای شلوغ یکی از زیست گاهْ های طبیعی این موجودات موذیه. جای نشستن واسه همه نیس و بعضی ها مجبورند که بایستند و دست شون رو به میله یا دستگیره ای بگیرن تا بر اثر ترمز قطار پرت و پلا نشن. همین امر موقعیت بسیار مناسبی رو در اختیار اون هایی می گذارد که دست های تر و فرزی دارن. (اروپا)

بازم تاکسی:

وقتی که از فرودگاه به هتل رسیدید، راننده تاکسی چهره اش رو مثل خرس مهربون می‎کنه و چمدون های تون رو از صندوق عقب در می آورد اما در عین حال طوری رفتار می کنه که یعنی خیلی عجله داره و باید سریع بره. چیزی نمی گذره که سریع می‎پرد پشت فرمون و گاز ماشین رو می‎گیرد. دِ برو که رفتی. تا شما بخواین بفهمین که یکی از کیف های کوچیک تون که معمولاً شامل وسایل گران‎بهاست، به لقاء الله پیوسته س، راننده تاکسی عزیز کیلومتر‎ها از شما دور شده. (لاس وگاس)

دست انداز انسانی:

road-lie

نصفه شبه و با ماشین کرایه ای خود در حال عبور از منطقه ای خطرناک هستین که می ببینن فردی کف جاده روی زمین افتاده. اگه تخته گاز از کنار اون فرد عبور نکنین و به سرتون بزنه که کمی سرعت تون رو کم کنین تا ببینین که چه اتفاقی افتاده، یهو تعداد زیادی آدم از درون تاریکی به دور ماشین شما حمله می بیارن و تا بیایید به خودتون بجنبید شیشه ماشین رو خُرد کرده ان و به داخل ماشین حمله آورده ان و حتی شلوارتان رو هم از پای تون کنده ان و اَل دِ دو دَر. (قاره آفریقا)

مغازه ها و خدمات

صندوق دار گوشی به دست:

Cashier

وارد فروشگاهی می شید و موقعی که می‎خواهید حساب کنین و خارج شید، کسی که پای صندوق وایس تاده همون طور که داره قیمت اجناس خریداری شده از طرف شما رو حساب کتاب می کنه، با گوشی خودش هم ور می‎رود. در واقع صندوق دار در حال گرفتن عکس از کارت اعتباری شماس تا بتونه بعداً اون رو جعل کنه. (بارسلونا)

شمارش آهسته:

Money-counting

صندوق دار انقدر پول خرده های تون رو آهسته می‎شمرد که شما کفرتان در بیاد و بگید بده بیاد همینی که شمردی رو. اما افسوس از این که مبلغ خیلی از پولی که باید دریافت کنین کسر می شه. (اروپا)

حقه بُز خری:

Jewels

دوباره راننده تاکسی پدر سوخته ای نصیب تون می شه که به شما می گوید مقصد تون الان بسته س و بهتره به جای این که علاف شید، اجازه بدید اون شما رو این وسط به جای دیگری ببره. مقصد دیگه شایدً گوشه ی میدانیه که یه مرد خوش برخورد دیگه وایس تاده و ادعا می کنه که از مغازه های ناشی محلی سنگ های گران بها رو با قیمتی بسیار پایین می ‎خرد و وقتی به کشورش برگشت به قیمت بسیار خوب می‎فروشد و حسابی سود می‎کنه. توریست ساده دل هم گول می‎خورد و راغب می شه تا نگاهی به سنگ های قیمتی بندازه و به خیال خود بز خری کنه. افسوس از این‎که می‎خواهند سنگ های کم ارزش رو دولا پنج لا در پاچه اش فرو بکنن. (بانکوک و دهلی نو)

دکتر قلابی:

doctor-arrest

در یه تیکه از لابی هتل محل اقامت تون نشسته اید و دارین بروشور مناطق توریستی محلی رو مطالعه می‎کنین که آدم خوش تیپی که لفظ قلم صحبت می کنه، پیش شما میاد و بعد از سلام و احوال گرم به شما می‎گوید که دکتره و خودش هم واسه تعطیلات آمده.بعد با زبون چرب و نرم به شما می‎گوید که می تونه واسه شما یه استعلاجی ظاهری بنویسه مبنی بر این که به خاطر غفلت مسئولان تور شما دچار یه مریضی شده اید (که هیچ دکتر دیگری هم نمی تونه خلافش رو بگه) تا بتونین از بیمه شرکت جهانگردی خسارت بگیرین. اما شرکت بیمه خیلی زرنگ تر از این حرف هاست که بخواد گول دکترقلابی رو بخوره. این وسط توریست خوش خیال ضرر می‎کنه (دهلی نو)

پلیس قلابی:

Cops-not-really

پلیس قلابی خیلی سریع مدارک خود رو نشون شما می‎دهد و با لحنی به طور کاملً راضی کننده به شما می گوید که در این منطقه پول تقلبی کشف شده و اون باید منطقه رو واسه پیدا کردن منشاء اون جستجو کنه. پس از شما درخواست می کنه که کیف پول تون رو به اون بدین. بعد از یه جستجوی ساده در کیف شما اون رو به شما پس می ‎دهد و از شما معذرت خواهی می‎ کنه. اما در عین حال کیف پولی که به شما پس داده می شه سبک تر از قبلشه! پلیس به دلایل زیادی می تونه شما رو نگه داره و ازتون پرس و جو کنه، پس حواس تون رو جمع کنین که اول اینکهً پلیس واقعی باشه، دوم اینکهً پول یا مدارکی که به اون داده اید رو بدون کم و کاست پس بده. اگه گناهی نکرده اید بی خود مرعوب نشید. (مکزیکو سیتی – بوگوتا – بخارست – بانکوک)

بلیت قلابی:

Ticket-seller

در صف طولانی ای واسه دریافت بلیت وایس تاده اید و یه نفر که لباس های رسمی بر تن داره به شما می گوید در ازای قیمتی بالاتر می‎تونه بلیت رو خارج از صف به شما بده. مطمئناً تلف شدن وقت آدم در صف طولانی خیلی زجرآوره اما فهمیدن به این که کسی بلیت قلابی به آدم انداخته بیشتر آدم رو می‎سوزوند. (پاریس و لندن)

محلی ها و بچه ها

آدم زیادی مهربون:

helper-local

مردی رو در مملکت غریب می‎ببینن که خیلی آقاست و به زبون شمام بلده صحبت بکنه. شمام می‎خواهید از دستگاه عابربانک پول بگیرین. زبون رو طوری یاد گرفته اید که فقط صحبت کنین نه این که بتونین بخونین و بنویسین. اون مرد به شما می‎گوید اجازه بدین کمک تون کنم و شمام دو دستی کارت بانک تون رو تقدیم می ‎کنین. شماره رمز کارت رو هم به اون می‎بدید تا واسه تون پول بگیره. اون هم پول رو واسه‎تون می‎گیرد و تعظیم کنان خدمت تون تقدیم می کنه و بعد هم به روش ای جانگداز از شما خداحافظی می‎کنه طوری‎که اشک در چشمون تون حلقه می زند. اما خبر ندارین که رفیق جیب برش صد متر پایین تر وایس تاده تا جیب شما رو بزنه و بعد کارت رو به مرد مهربون بده که رمز اون رو حفظه. بعد هم در حالی که قهقهه شیطانی سر میدن پول شما رو بین خودشون تقسیم می‎کنن و شروع می‎کنن به خوندن دعای “زنده باد توریست”. (اروپا)

نقشه فروش:

MAP

یه نفر مثل این دستفروش های مترو نزدیک تون می‎شه و می خواهد به شما نقشه بفروشه. ۴ تای نقشه رو باز می‎کنه و اون‎ رو در چشم شما فرو می‎کنه تا مطمئن شید که همه ی گل خونه های شهرشون رو هم در نقشه علامت زده‎ان. اما در همین بین که شما مشغول هستین، بنده خدایی در حال جارو کردن محتویات جیب شماس. (اروپا)

گدای سمج:

BeggarZ

معمولاً زنی نحیف با یه بچه ی شیر خوره به بغل، انقدر جلوی شما مظلوم نمایی می کنه تا به این فکر فرو برید که نکنه شما مسبب تموم بدبختی‎های جهان هستین! دست در جیب خود می‎کنین و مقداری پول به اون می‎بدید. تا این جاش خیلی بد نبود. اما جیب بر داستان که از قضا شوهر این زنه متوجه می‎شه که شما واسه پول دادن دست در کدوم جیب خود کردین. اگه آدم نکته سنجی باشین، تا این‎جای کار متوجه شده‎اید که به عنوان یکی از قانون‎های ضد سرقت توریستی، نباید در مکان‎های عمومی محل اختفای پول‎های خود رو لو بدین چون جیب بر هر چقدر هم که دست و بال تیزی داشته باشه غیب گو نیس که بدونه پول در کدوم جیب شما قرار داره. اون فقط یه فرصت داره و باید از این تک فرصت آخر استفاده رو ببره. (هند، ترکیه و خیلی از کشورای غیر پیشرفته)

ماساژ مجانی:

ماساژ مجانی

در حالی که کنار دریا دراز کشیده اید و از نسیم خنک و صدای امواج لذت می‎برید مردی قوی پنچه و پهلوان و تندوتیز به شما نزدیک می‎شه و به زبون خارجی می‎ گوید “عزیزم، ماساژ می‎خوای؟” حتی اگه نیمچه مخالفتی بکنین اون روغن ماساژش رو روی کمر شما خالی می کنه و با بیان این‎که ” اولاش امتحانیه ” شما رو خر می‎کنه. بعد از این که استخون‎های شما رو زیر آفتاب سوزان تابستونی قشنگ نرم کرد تازه متوجه می‎شید که مبلغ خیلی بالایی رو به اون بدهکار هستین و تا پول رو نگیره ول کن شما نیس. در مقابل این آدم های سمج اصلاً کوتاه نیایید. (شهرهای ساحلی)

خانوم های اغواگر:

اگه جوونین تنهایی به سفر فرنگ نرید چون بعضی از خانوم های خارجی با کلک زدن توریست‎های خام و جوون تموم پول شون رو از اون‎ها کِش می‏روند … حالا خر بیار و باقالی بار کن. تازه روی تون هم نمی شه به کسی بگید دلیل از دست دادن پول‎های‎تون چی بوده! مگه این‎که از همشهری های ما باشین تا قبل از این که جوگیر بشوید پول تون رو خرج کنین، بگید ” حیفِس” وگرنه باید با خونواده به مسافرت برید تا اگه گیر این شیادان از خدا بی خبر افتادید به موقع با چند عدد آبدولیا چگی نر و ماده حال تون جا بیاد. (یونان)

اخطار واسه جیب برها:

Pickpocket_Travel

جیب برها جانورهای هفت خطی هستن که خودشون رو به شکل آدم‎های خیّر محلی در می‎بیارن و به شما می می گن که مواظب جیب‎برها باشین تا کیف پول و گوشی گران قیمت تون رو ازتون نزنن. بعد شما با خیال راحت لبخند ملیحی می‎زنید و روی شونِه ی اون‎ها می‎کوبید و می‎گویید ” مادر نزاییده”. در همین بین اون هم از فرصت استفاده کرده و جیب شامل پول و مدارک شما رو نشون می کنه و نیم ساعت بعد خودش یا شریک جرمش، طوری داخل اون جیب رو تمیز می کنن که خشک شویی قادر نیس. حتی دیده شده که بعضی از این افراد واسه پرت کردن حواس توریست‎ها تابلوهای “مواظب جیب برها باشین” رو خودشون در نزدیک منطقه تحت نظرشون چسبونده ان. (اروپا)

دوربین شکسته:

broken-lens

کسی از شما می خواهد که از اون و دوستانش عکس بگیرین. دوربین رو به شما می‎دهد اما هر چی دکمه اش رو می‎زنید کار نمی‎کنه. وقتی که می خواهید دوربین رو به اون پس بدین، دستش رو می کشد و دوربین به کف زمین برخورد می‎کنه و به فنای عظمی می رود. کل آدمایی که قرار بود در عکس باشن دور شما رو می گیرند و شما رو به دوربین تبدیل می کنن مگه این‎که پول ۲ تا دوربین رو از شما بگیرن. اگه خیلی پول لازم بودن شاید بعد از گرفتن غرامت، جیب تون رو هم بزنن. (همه دنیا)

عشق زبون انگلیسی:

Sobbing-Theif

دختر کوچولوی خوشگل و معصومی می شنود که شما انگلیسی صحبت می‎کنین و نزدیک شما میاد تا با اون تمرین کنین و انگلیسی اش بهتر شه. بعد از کم یه مدت، کار به این‎جا می‎کشد که دخترک یه داستان غمگین از زندگی اش واسه‎تون تعریف می‎کنه که داستان دخترک کبریت فروش جلویش داستان خنده داره. آخرش هم به این ختم می‎شه که از شما درخواست پول می‎کنه. قدمت این فوت وفن به زمان اختراع چرخ برمیگرده. (چین، شانگ های، خیابون ژنرال سائوسائو، جنب نانوایی بربری، پلاک ۵)

تنقلات مجانی:

Cashew

پشت میز کافه ای نشسته اید که پیرمردی به شما نزدیک می‎شه و با اجازه گرفتن از شما روی صندلی روبرویی می‎نشیند و پاکت بادام هندی که در دستش بود رو روی میز می گذارد و به شما تعارف می‎کنه. حتی مقداری از اون رو هم روی میز می‎ریزد. در واقع اگه دست تون به بادام هندی ها بخوره باید پولش رو تا قران آخر پرداخت کنین. (برزیل)

کارت پستال:

Frenchcartpostal

یه بچه ی فقیر به زور یه کارت پستال و یه خودکار رو در چشم شما فرو کرده و ازتون می‎خواهد که نامه‎ای واسه وطن تون بنویسین. بعد از فقر و فلاکت خود واسه تون می‎گوید و این که دوست داره در آینده خلبان خطوط هواپیمایی مالزی شه. اشک در چشمون شما “حدقه ” می زند و بغض گلو ی تون رو فشار می‎دهد تا یه مقدار پول یامفت در بیارین و به گدا بدین. آفرین به شما که خوب گول خوردید. (رُم)

اعانه:

Pick

یه دسته بچه که همه خودشون رو به ناشنوایی زده ان دورتون حلقه می‎زنند و از شما می‎ خواهند که فرم اعانه رو امضا کنین و مقداری پول واسه بچه‎های ناشنوا خیرات کنین تا در مورد معنویات از همشهری های ‎تون جلو بزنین. اما وقتی که در حال مطالعه ی فرم ساختگی اعانه هستین، مجموعه ی دزدهای کوچیک و ناقلا دستان کوچیک شون رو در همه منافذ لباس شما فرو می‎کنن و معنویات که هیچ، مادیات‎تون رو هم می‎قاپند. (پاریس)

بچه های کولی:

Little-Rascals

یه گروه بزرگ از بچه‎های کولی شما رو در خیابون دوره می‎کنن و انقدر به سر و کول‎تون می‎پرند تا چیز با ارزشی رو از شما بدزدند. شاید این بچه‎ها به شکل روزنامه فروش به شما نزدیک شن اما هدف شون محتویات جیب ‎تونه. (رم، میلان، فلورانس)

هتل

راننده تاکسی دلال هتل:

TukTuk

امان از دست رانندده های تاکسی. (خدا پدر و مادر راننده تاکسی های خودمون رو بیامرزد که تموم آزار و اذیت شون اینه که در روزای بارانی تبدیل به ماشین دربستی می‎شن). راننده تاکسی ملعون داستان، شمای توریست رو راضی می‎کنه که هتلی که دوست دارین در اون اقامت کنین به دلیل تعمیرات تعطیله و اون جای دیگری رو می‎شناسد که از همه جهت بهتره. اما این هتل فقط از این جهت بهتره که وقتی راننده اثاث شما رو در لابی اون خالی کرد و رفت، صاحب هتل یه حق حساب به اون پرداخت می‎کنه. این جور هتل ها عموماً در مناطق پرت و پلایی هستن و قیمت اجاره اتاق های شون بسیار گزافه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین بیشتر هم اسم شون مثل هتل های معروف دنیاست تا توریست از همه جا بی خبر رو به شک بندازه که نکنه تموم عکس هایی که از فلان هتل معروف در اینترنت دیدم همه اش فتوشاپی بوده و این هتل واقعیه. (اروپا)

تماس تلفنی الکی:

Fake-Phone-call

یه دزد نابکار به تلفن اتاق هتل شما زنگ می‎زند و ادعا می‎کنه که از پذیرش هتل تماس گرفته. اون به شما می‎گوید که شماره کارت اعتباری شما روی فرم ناخواناه و لطفاً دوباره اون رو تکرار کنین تا فرم رو تکمیل کنیم. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین نگه می دارن ساعت ۱۱ به بعد به شما زنگ می‎زنند که حال نداشته باشین تا پایین برید و خودتون شخصاً به میز پذیرش سر بزنین. (کل دنیا)

بازرسان قلابی:

Inspectors

دو نفر که ملبس به لباس انتظامات هستن در اتاق شما رو می‎زنند و عنوان می‎کنن که ما واسه بازرسی روتین هتل این‎جا هستیم. لطفاً در اتاق رو باز کنین. یه نفرشون با سؤال کردن از شما حواس‎تون رو پرت می‎کنه و دیگری وسایل گران‎قیمت تون رو یواشکی کف می‎رود. (بارسلونا و مادرید اسپانیا)

منوی قلابی:

Tourist-Food

یه سری کلاهبردار هم هستن که از زیر در اتاق های هتل، منوهای قلابی کافی شاپی رو به داخل اتاق ها می اندازند. توریست فلک زده که حال نداره تا سر خیابون بره از این منو استفاده می‎کنه. اما بعد از ۵ ساعت که گذشت و فهمید خبری از سفارشش نیس حسابش رو چک می‎کنه و می‎بیند که به طور کاملً خالی شده. داستان چیه؟ یادش میاد که تموم اطلاعات کارت اعتباری ‎اش رو پشت تلفن به مسئول کافی شاپ قلابی لو داده. به قول شاعر ” خاک به سر پخش شد باد وزید و همه اسرار عیان شد. ” (آمریکا)

حواستون باشه بیرون مرز کشور که می‎روید همه حولوحوش امر رو رعایت کنین تا پول و مدارک تون رو نزنن. قبل از این‎که وارد هر کشوری شید تا جایی که ممکنه قوانین اون کشور رو بخونین و پول زیادی رو در جیب خود نذارین . اطلاعات پنهونی تون رو به کسی نگید. اصل مدارک تون رو دست کسی ندین و اگه هم مجبور به این کار شدید از اون فرد عکس بگیرین. به افراد ناشناس اعتماد نکنین و اگه هم گندی به بار آوردید مردونگی کنین و بگید که اهل جمهوری دموکراتیک کنگو هستین تا آبروی بقیه ما حفظ شه. خیر پیش.

لیست زیباترین جزایر و سواحل اندونزی

۲۰ جاذبه گردشگری برتر آسیا

بامیلو جهانگردی مطالب باحال روز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *