دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی انگلیس در جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۲

دیپلماسی عمومی و عملیات روانی در عصر اطلاعات۰٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫۲۲۴
فصل سوم:
سایر عناصر موفقیت دیپلماسی عمومی انگلیس و سیاست خارجی آن کشور…………………………۲۴۳
پایگاه دین……………………………………………………………………………….۲۴۳
استفاده از نخبگان گروه های فرهنگی، علمی ،رسانه ای و قومی…………………………………..۲۴۴
پایگاه سیاسی…………………………………………………………………………….۲۴۶ نتیجه گیری نهایی……………………………………………………………………….۲۴۸
مقدمه:
الف- (طرح پژوهش):
دیپلماسی عبارت است از هدایت روابط بین دولتها از طریق نمایندگان رسمی آنها[۱]؛ و به بیان کلی تر امروزه دیپلماسی عبارت است از هنر و مهارت پیشبرد و ارتقای منافع ملی از طریق مبادلات پایدار اطلاعات و ایجاد ارتباطات پایدار بین دولتها،ملتها،و افراد. براساس یک تعریف دیگر دیپلماسی به دو دسته سنتی و عمومی تقسیم می شود.
دیپلماسی عمومی در فرهنگ واژگان روابط بین الملل که در سال ۱۹۸۵ توسط وزارت خارجه امریکا منتشر شده این چنین تعریف می شود:” دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آنها اطلاع رسانی و یا تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی دیگر کشورها است.ابزار اصلی آن نیز انتشار متن،تصاویر،مبادلات فرهنگی ،رسانه های عمومی و اینترنت است.” دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت محقق می شود:۱- به مدیریت سازمآنهای دیپلماتیک رسمی ۲- به صورت خودجوش و در راستای سیاستهای کلان کشور.
اصطلاح دیپلماسی عمومی در دهه ۱۹۶۰ و با هدف ارتباط حکومت امریکا با شهروندان سایر کشورها ابداع شد.دیپلماسی عمومی شامل برنامه های فرهنگی و آموزشی و تبادل شهروندان سایر کشورها و در چارچوب حمایتهای دولتی می باشد.دیپلماسی عمومی می تواند از طریق کانالهای رسمی و یا خصوصی و نیز توسط مؤسسات و یا افراد صورت می گیرد.بنا به نظر دکتر استیون لیوینگستون استاد ارتباطات سیاسی و رئیس مؤسسه دیپلماسی عمومی دانشگاه جرج واشنگتن فلسفه وجودی دیپلماسی عمومی مبتنی بر این واقعیت است که جایگاه یک ملت در افکار عمومی بر سطح روابط آن با سایر ملتها تأثیرگذار است.
هارولد نیکلسون دیپلمات وزارت خارجه انگلیس مقایسه ای تطبیقی از دیپلماسی قدیم و نوین ارائه می کند که بیانگر تغییرات امروزی دیپلماسی باشد.طبق نظرات نیکلسون مشخصات دیپلماسی در معنای سنتی آن عبارت بود از :پنهان کاری ،غیردمکراتیک،روابط دوجانبه ،عمل گرا،و وضعیتی که توسط عده کمی از دولتهای بزرگ اجرا و هدایت می شد.امادیپلماسی نوین درست برعکس آن و با مشخصاتی چون آشکار بودن،دمکراتیک،چندجانبه،اصول گرا،و با مشارکت دول بسیاری از جمله دولتهای کوچک انجام می شود.دیپلماسی نوین در شکل عمومی آن اشاره به مردم دارد و نه دولتها و تاکتیکهای دیپلماسی بیشتر خطاب به مردم است تا دولتها.[۲]
امروزه باید پذیرفت که نحوه هدایت سیاست خارجی کشورهای جهان دچار تغییرات شگرفی شده اند و اکنون قدرت جهانی یک کشور در توان و استعداد دیپلماسی عمومی آن در ایجاد هویت ملی و ارائه تصویر مکمل بین المللی آن نهفته است.دیپلماسی عمومی پدیده اتاقهای دربسته نیست.پدیده ای آشکار است.دیپلماسی رسانه ای یا سایبر دیپلماسی نیز یکی از زیرشاخه های دیپلماسی عمومی و در حقیقت نقش رسانه ها بر روند تأثیر گذاری بر افکار عمومی و هدایت سیاست خارجی است. در واقع این موضوع خود مهمترین چالش دستگاه های دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها در جامعه شبکه ای امروز است که گسترش اطلاعات از طریق فناوریهای نوین ارتباطات و رسانه های نوین و روابط بین دولتها در عرصه منطقه ای،بین المللی و جهانی را که قبلاً توسط دیپلماتها انجام می شد را به روابطی چندجانبه تبدیل کرده است که در آن بیشترین تلاش دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی برقراری روابط با ملتها آن هم براساس دیپلماسی عمومی و از طریق رسانه ها و در فضای مجازی است.به طوری که کارکنان رسانه ها و بازیگران غیردولتی با نفوذ به افشاگری می پردازند و با انگیزه جلب افکار عمومی به دخالت در مسائل می پردازند.این روندها موجب شده که گفتگو و مذاکرات با مقامات برای سفیران و مجریان سیاست خارجی کشورها بسیار دشوار شده است. زیرا آنان باید با بازیگران زیاد و در عین حال گوناگونی تعامل نمایند.آن هم در شرایطی که شاهد تبدیل بازیگران فراوان به بازیگران محدودتر اما هشیارتر مانند سازمآنهای غیردولتی از جمله خود رسانه ها هستیم که با برخورداری از توانایی اتخاذ روش های سازمان یافته و جمعی ،نظم دیپلماتها را در تمام جهان دستخوش تحول کرده اند.
از دهه های گذشته تاکنون دو کشوری که بیشترین استفاده و سود را از دیپلماسی عمومی برده اند کشورهای امریکا و انگلیس هستند.این دو کشور به شکلی ساختاری دیپلماسی عمومی را به خدمت گرفته اند و در این میان مدل بکار گرفته شده توسط انگلیس عملیاتی تر می باشد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میلیونها نفر را قادر ساخت تا آزادانه به جریان اخبار و اطلاعات دست یافته و بتوانند تصمیم لازم را در خصوص آنچه به راستی بایستی باور داشته باشند اتخاذ نمایند.در همین اثنا انتقال نمابرها،تلفنهای همراه،اینترنت،شبکه های تلویزیونی ماهواره ای مقادیر زیادی اطلاعات ارزان قیمت را به افراد ارائه نمود و جهان بدین سان ناگهان با فروپاشی مرزهای اطلاعاتی مواجه گردید.حتی تجارت و بازرگانی از این رهگذر دستخوش تغییر گردیده و از حالت رسمی به شیوه های غیررسمی و شخصی مبدل گردید و به این منظور اداره امور خارجی و کشورهای مشترک المنافع (وزارت خارجه انگلیس)بر آن شد که زمان بهبود چهره خارجی بریتانیا در فراسوی دریاها فرارسیده است و دیپلماسی عمومی(مردمی) به عنوان مناسب ترین ابزار و شیوه ای که بتواند منظورفوق را تأمین نماید؛ برگزیده شد.[۳]
لازم به ذکر است که تلاشهای اطلاعاتی سنتی به عنوان شیوه های فرسوده و منفعل نگریسته نشد بلکه این پنداشت جدید معرفی شد که اغلب شیوه های کسب اطلاعات و نفوذ اطلاعات کارایی لازم را جهت ارتقای معرفی بریتانیا در خارج از کشور از دست داده است.به این منظور وزارت خارجه انگلیس دیپلماسی عمومی را به عنوان هسته اصلی فعالیتهای خود برگزیده و استراتژی متمرکزی را طراحی نمود و بخش دیپلماسی عمومی (PDD) به عنوان مرکز مشترک نخبگان در شهر لندن با در اختیار گرفتن چهار اداره اصلی امور خارجی و کشورهای مشترک المنافع که در جهت ارتقای مناسبات خارجی فعالی می نمودند کار خود را آغاز کرد.این ادارات عبارتند از ادارات اخبار و اطلاعات،روابط پارلمانی و روابط فرهنگی که موظف به شکل دهی سیاستهای مورد نظر گردیدند.جهت هماهنگی طرح دیپلماسی عمومی در سطح ملی لازم بود تعریف جامعی از دیپلماسی عمومی به عمل اید تا بر مبنای آن طرح عملیاتی پیاده شود.[۴] بر این اساس تعریف ذیل ارائه گردید: “دیپلماسی عمومی (مردمی) آن بخش از دیپلماسی است که فراتر از سطح مناسبات دولت می باشد و هدف آن تأثیرگذاری بر ذهن سازان و تصمیم گیران اصلی دیگر جوامع از طریق انتقال پیامهای کلیدی در خصوص بریتانیا است.”[۵] اما در نقش و اولویت دیپلماسی عمومی در سیاستگذاری خارجی برخی کشورها از جمله امریکا و انگلیس می توان به موارد عینی از نظرات سیاستمداران آن کشورها اشاره داشت که بر اهمیت و میزان تأثیرگذاری دیپلماسی عمومی تأکید داشته اند. لرد دیوید ترایزمن از معاونین وزارت خارجه و رئیس هیئت امنای دیپلماسی عمومی انگلیس طی یک سخنرانی بر جلب افکار عمومی از طریق دیپلماسی عمومی تأکید کرد و آن را از ساز وکارهای اصلی دولت جدید کشورش در سطح بین المللی ذکر کرد.
ترایزمن با اشاره به گزارش تفصیلی سال۲۰۰۵‬لرد “پاتریک کارتر” درباره ضرورت بازنگری در سیاست‌گذاری و کارکرد بلند مدت دیپلماسی عمومی انگلیس گفت: “باید در روش‌های ریشه‌یابی مسایل، شیوه‌های سنتی نفوذ در اذهان عمومی بین‌المللی و ارائه چهره‌ای پویا، خلاق و پراستعداد از جامعه انگلیس در سطح جهانی تجدید نظر اساسی صور گیرد.” به گفته معاون وزارت خارجه انگلیس، “نبرد با طالبان در افغانستان بیش از آن که یک مناقشه نظامی باشد،یک جنگ عقیدتی است و برای ایجاد افغانستان دمکراتیک، تلاش‌های سرویس پشتوی شبکه جهانی بی.بی.سی که مورد حمایت وزارت خارجه انگلیس قرار داشته، مهم بوده است”. [۶]
سیاستمدار انگلیسی تأکید کرد که تنها از طریق دیپلماسی عمومی است که می‌توان کار در افغانستان را آسان کرد و شرایط را بر طالبان سخت کرده و بهشت امن آنان در افغانستان را برهم زد. وی همچنین فعالیت‌های بی.بی.سی اردو را در جهت مبارزه با تروریسم و تغییر دیدگاه افکار عمومی در پاکستان و افغانستان بسیار مهم و سازنده دانست. ترایزمن ادامه داد: در رویکرد جدید دیپلماسی عمومی انگلیس تلاش شده تا با رد عملی نظریه برخورد تمدنها این تصور که انگلیس دشمن مسلمانان است از اذهان مسلمانان جهان زدوده شود. وی از مساله تغییرات زیست محیطی و جوی کره زمین به عنوان یکی دیگر از موارد همکاری‌های بین‌المللی یاد کرد که توانسته در تغییر دیدگاه جهانیان در خصوص انگلیس مؤثر واقع شود.
ترایزمن بار دیگر با تکیه بر اینکه در دیپلماسی عمومی تکیه بر دولت‌ها و سیاستمداران نیست، گروه های فشار، مؤسسات خیریه، مؤسسات خصوصی اقتصادی، سازمآنهای مدافع حقوق بشر، گروه‌های اجتماعی و مذهبی و رسانه‌های دیگر کشورها را از همکاران بالقوه انگلیس در زمینه دیپلماسی عمومی معرفی کرد.یکی از موارد بحث برانگیز در تعریف دیپلماسی عمومی همردیف کردن آن با زمینه هایی از قبیل جنگ اطلاعاتی و یا عملیات روانی است که معمولاً دوران جنگ نظامی را در برمی گیرد. برخی نویسندگان مدعی هستند که راهبردهای جنگ اطلاعاتی و یا عملیات روانی تأثیراتی سطحی داشته و در شرایطی مانند جنگ بهره وری دارند در حالیکه دیپلماسی عمومی بر لایه های بسیار عمیق تر تأثیرگذار بوده و نتایج بعضاً بلند مدت تر خواهد داشت.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
عموماً زمانی که دیپلماسی عمومی در شکل سنتی آن که ارتباط با مراجع رسمی کشور هدف است با مشکل مواجه می شود،کشور مبدأ تلاش می کند تا راه های دیگری را برای نیل به اهداف منافع ملی خود بیابد. در هر حال هدف غایی کشور مبدأ دستیابی به اهداف منافع ملی خود است؛که می تواند با بهره گرفتن از دیپلماسی عمومی در راستای تأثیرگذاری بر بخشهای مختلف جامعه کشور هدف در آن کشور فضاسازی،جریان سازی و تأثیرگذاری کند و آن را در بخشهای مختلف جامعه کشور مورد نظر خود شکل عملی و اجرایی به خود بگیرد.در این راستا ابزار دیپلماسی عمومی و ارتباط با ملت و مردم کشور هدف کاربرد تأثیرگذاری دارد.
مثلاً دیپلماسی عمومی از دیدگاه امریکایی همانا تزریق ارزشها و چارچوبهای فکری حاکم بر جامعه امریکا به شهروندان کشورهای دیگر است تا از این طریق و به صورت خودکار سیستم موجود در آن کشور متأثر و همراه با سیاستهای ایالات متحده گردد.در حالیکه دیپلماسی عمومی و کاربست آن را از نگاه انگلیسی ها می توان به شکل ذیل خلاصه کرد که در کشورهایی نظیر ایران که بنا بر دلائل مختلف دیپلماسی در شکل رسمی و سنتی آن (ارتباط با دولتها و دستگاه های رسمی کشور) پاسخگوی نیازها و اهداف سیاست خارجی انگلیس نیست؛آن کشور تلاش می کند با بهره گرفتن از ابزار دیپلماسی عمومی و ارتباطات گسترده با مردم و سازمآنهای مردم نهاد از یک سو خلأهای ناشی از عدم روابط رسمی را بپوشاند و از سوی دیگر مجاری لازم را برای نیل به اهداف سیاست خارجی خود باز نگهدارد.[۷]
سابقه فعالیت انگلیس در ایران از گذشته های دور نشان می دهد که آن کشور تبحر خاصی در این حوزه داشته و حوزه فعالیت خود را پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گسترش داده و حتی پس از کاهش سطح روابط دیپلماتیک با دولتهای دوره های مختلف در ایران، دیپلماسی عمومی بسیار فعالی داشته که این امر نتایج مثبت و چشمگیری برای انگلیس در حوزه های اقتصادی ،سیاسی ،فرهنگی و اجتماعی داشته است. در این پژوهش فراز و نشیب های بکارگیری دیپلماسی عمومی و میزان کارامدی آن در مورد ایران را برای انگلیسی ها از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ میلادی مورد بررسی قرار می دهیم.
عکس مرتبط با اقتصاد
داشتن اطلاعات و بکارگیری آن توسط دولتهای مختلف یکی از راه های توسعه کشورها است.به هر میزان که اطلاعات در زمینه های مختلف افزایش افزایش یابد به همان میزان بر توسعه و آبادانی افزوده می شود و هر ملت و دولتی که عزم و سربلندی ،اقتدار و پیشرفت داشته باشد باید برای دستیابی به اطلاعات و بهره گیری از آن در سامان دادن زندگی برنامه ریزی و تلاش نماید.اطلاعات یکی از مهم ترین ابزارهای حفظ و توسعه قدرت سیاسی اقتصادی و فرهنگی هر جامعه است. رسانه های گروهی اعم از نوشتاری،رادیو و تلویزیون،تئاتر،ماهواره،اینترنت،و خبرگزاریهای تحت عنوان ناقل و انتقال دهنده اطلاعات و خواسته ها فعالیت می کنند.
رسانه های گروهی در شکل دادن افکار عمومی و اعمال فشار بر مواضع کشورها در اقصی نقاط جهان نقش مؤثر و تعیین کننده ای ایفا می نمایند.رسانه های گروهی غالب جهان در قبال رقبای خویش به صورت گزینشی با موضوعات و مسائل مختلف برخورد نموده و بر ابعاد جنجالی ،احساسی و منفی جریانات تأکید می کنند.رسانه های گروهی غرب از جمله انگلیس به دلیل وابسته بودن به احزاب سیاسی،مراکز پول و قدرت و از همه مهمتر مجهز بودن به تخصص بالایی از علم تبلیغات در تحت فشار قرار دادن حکومتهای خود جهت اجرا نمودن برنامه های مورد نظر از هیچ کوششی کوتاهی نمی کنند.وزیر خارجه انگلیس در سخنرانی سالیانه خود در سال ۲۰۰۶ میلادی بر نقش دو سازمان اصلی در دیپلماسی عمومی و راهبردهای سیاست خارجی انگلیس در خارج از کشور تأکید کرد که از سازمان هایی بنام شورای فرهنگی و آموزشی بریتانیا و شبکه جهانی بی بی سی نام برده و نقش ان را در اجرای سیاستهای دیپلماسی عمومی را بسیار اصلی و مهم برشمرد.[۸]
برگزاری همایشهای مستمر برای اساتید،دانشجویان،فرهیختگان،سیاسیون دستگاه های اجرایی و دولتی در کشور انگلیس از جمله اقدامات آن کشور در تأثیرگذاری بر افکار عمومی ایران بوده که از سالیان گذشته تاکنون در پیگیریهای سیاست خارجی انگلیس ادامه داشته است.سالیانه تعداد زیادی از نخبگان و تحصیل کردگان دانشگاه های برتر ایران جذب سازمآنهای انگلیسی می شوند و افراد زیادی نیز برای ادامه تحصیل به ان کشور می روند که بسیاری از آنها دیگر تمایلی به بازگشت به کشور از خود نشان نمی دهند.طی سالهای اخیر بواسطه تبلیغات گسترده انگلیسی ها در حوزه های آموزشی و پژوهشی فرایند عزیمت افراد از ایران به انگلیس به نحو چشمگیری افزایش داشته است. در اینجا در مورد سابقه تأثیر رسانه های انگلیس در فرایند سیاستگذاری های خارجی آن کشور بر روند امور در ایران به ذکر همین نکته اشاره می شود که چندی قبل به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مردادماه طی برنامه ای در شبکه چهار بی بی سی(در مورخ ۱/۶/۸۶) بر نقش این رسانه در موفقیت کودتا تأکید شد. بر اساس اسناد اسناد مطروحه توسط مصاحبه شوندگان،مدیران وقت بی بی سی از ابتدی جنبش ملی شدن نفت درایران آگاهانه علیه دولت وقت ایران با مسئولین امنیتی و دولت انگلیس همکاری می کردند و یکی از اقدامات اصلی بی بی سی ارائه گزارشاتی برای القای دیدگاه های دولت انگلیس بر مردم ایران بود که این خود حاکی از موفقیت و پیشبرد سیاست خارجی انگلیس در آن زمان است.[۹]
سالها است که رادیو بی بی سی دارای شنوندگان زیادی در ایران بوده و سایت اینترنتی فارسی آن از پربیننده ترین سایتهای شبکه جهانی است که پوشش کاملی از اخبار ایران را دارد و دائماً نظرات مخالف دولت ایران را منعکس می نماید؛ و اخبار و گزارشات القایی متعددی را در مورد موضوعات گوناگون در ایران منتشر می سازد. به واسطه همین مؤثر و کارامد بودن بر افکار عمومی ایران است که تلویزیون فارسی بی بی سی نیز طی ماه های گذشته برای مخاطبین ایرانی آغاز بکار کرد . بودجه سرویس جهانی بی بی سی و بخش فرهنگی آن کشور هم چنان از سوی وزارت خارجه آن کشور تأمین می شود.به عبارت دیگر انگلیس بر این نکته وقوف یافته که سیاست خارجی خود را در مورد ایران بیشتر حول ارتباطات غیررسمی و رسانه ای با اتباع ایران به پیش ببرد و مراوده با مقامات رسمی و دولتها در ایران را چندان پیگیری نکرده است
در عرصه بین المللی مؤثر و کارامد بودن سیاست خارجی انگلیس توسط نهادهای خاص و مشخصی دنبال و رصد می شود. سازمان فرهنگی انگلیس(بریتیش کانسل) در بیش از یکصد کشور دنیا در راستای اهداف سیاست خارجی انگلیس در حال فعالیت است که در جای خود به عمق و گستره تأثیرگذاری آن در جهان و ایران اشاره خواهد شد.در نتیجه می توان پرسید که چه عواملی در این کامیابی سیاست خارجی انگلیس و دیپلماسی عمومی آن کشور در ج.ا. ایران دخیل بوده است؟[۱۰]
با توجه به مطالب فوق می توان ادعا کرد که کاربست اصول دیپلماسی عمومی بوسیله انگلستان در ایران بویژه طی سنوات گذشته در پیشبرد سیاست خارجی آن کشور در ج.ا. ایران بسیار موفق بوده است.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

  1. بررسی ادبیات و نظرات موجود در مورد پژوهش:

 

در این بخش به برخی مطالعات که در مورد موفق بودن سیاست خارجی انگلیس و کارامدی دیپلماسی عمومی و نقش آن در سیاست خارجی انگلیس برخی کشورها از جمله انگلیس و امریکا صورت پذیرفته و میزان و نوع بکارگیری آن توسط دولتهای مذکور اشاراتی می شود.
۱- دکتر حسام الدین آشنا طی مقاله ای [۱۱] در فصلنامه دانشگاه امام صادق به ارائه مدلی برای دیپلماسی عمومی و نقش آن در سیاست خارجی این دو کشور به طور خلاصه و اجمالی و توصیفی پرداخته است. در بخشی از این مقاله وی می گوید که سیاست خارجی از تحلیل اقدامات یک دولت در قبال محیط خارجی و شرایط معمولاً مؤثر در تعیین اقدامات مذبور؛ و دیپلماسی عمومی مدیریت روابط کشورها با یکدیگر و میان کشورها و دیگر بازیگران بین المللی برگرفته شده است؛ که این بازیگران شامل گروه ها ،سازمآنها، و افرادی هستند که در کنار دولتها دیپلماسی عمومی را به عنوان نظامی اطلاعاتی برای بیان و دفاع از منافع و اعلان تهدیدات و اولتیماتومها بکار می برند.
وی سپس به این نکته اشاره می کند که انگلیس طی سالیان گذشته در بسیاری از کشورهای خاورمیانه در مواقع بروز مشکلات با دولتهای منطقه،از دیپلماسی عمومی در راهبردهای سیاست خارجی خود به شکل موفقی بهره برده است؛به عبارت مشخص این نویسنده سیاست خارجی انگلیس را در منطقه و ایران موفق ارزیابی کرده است. اما وی به صورت مشخص و برجسته به بررسی نقش دیپلماسی عمومی انگلیس در ایران نپرداخته است. دکتر آشنا در جای دیگری از مقاله خود چنین می گوید:[۱۲] ” در مورد رابطه بین فرهنگها و سیاست خارجی و بهره گیری از دیپلماسی عمومی باید گفت فرهنگ همان چیزی است که هویت ملی از آن ریشه می گیرد و کشورها بنا بر درک خود در جایگاه قدرت جهانی نسبت به اقدامات دیپلماتیک فعال می شوند.” بنابراین فرهنگی ملی در دیپلماسی سیاسی بازتاب دارد چه از طریق دولتمردان که فرزندان آموزش و پرورش و همین فرهنگ هستند و چه زمانی که ابزارهای فرهنگی سیاست خارجی برای تأثیرگذاری بر دیپلماسی استفاده می شود.
این استاد دانشگاه پس از بیان مقدمات مذکور درمورد دیپلماسی عمومی می گوید:”دیپلماسی عمومی برنامه ریزی استراتژیک و اجرای برنامه های آموزشی توسط کشور مبدأ برای ایجاد محیط مناسب افکار عمومی در کشورهای هدف است تا این کشورها را قادر یا وادار به اقدام در جهت منافع کشورهای مبدأ نمایند.” وی از این دیپلماسی به عنوان دیپلماسی مردمی نیز یاد می کند . دکتر آشنا می افزاید که این دیپلماسی محرمانه نبوده و آشکارا با هماهنگی و همکاری کشورهای هدف صورت می پذیرد.هدف این دیپلماسی تلاش برای رسیدن به منافع و امنیت ملی کشور مبدأ از طریق تأثیر گذاری بر مردم سایر کشورها از یک طرف؛ و گسترش گفتگو میان شهروندان و مؤسسات کشورهای مبدأ به همتایانشان در سایر کشورها از طرف دیگر است.اساس این دیپلماسی مردم کشور هدف است.
بنابراین باید در وزارت خارجه به مقامات عالی در مورد چگونگی افکار عمومی خارجی و جلوگیری از تصمیمات غلط مشاوره داده شود. این دیپلماسی آشکار بوده و مخاطب آن مردم کشورهای هدف هستند ؛در حالیکه دیپلماسی رسمی ،پنهان و مخاطب آن تنها دولتها و دیپلماتها می باشند.همان طور که مشاهده می شود وی در پژوهش خود عمدتاً به ارائه تعاریفی از دیپلماسی عمومی پرداخته و به نقش آن در شکل گیری سیاست خارجی انگلیس اشاره ای نکرده است. توماس گرولینگ استاد دیپلماسی در فلچر طی بررسی خود در مورد دیپلماسی عمومی و نقش آن در سیاست خارجی امریکا به آنها نگاهی تاریخی دارد و می گوید که اصطلاح دیپلماسی عمومی برای اولین بار توسط ادموند گولیون رئیس مدرسه حقوق ودیپلماسی فلچر در سال ۱۹۶۵ در دانشگاه تافت و همراه با تأسیس مرکز ادوارد مورو برای دیپلماسی عمومی بکار گرفته شده است.این مرکز در یکی از بررسی های خود دیپلماسی عمومی را تأثیرگذاری بر نگرشهای عمومی برای شکل دهی و اجرای سیاستهار خارجی و شامل ابعادی از روابط بین المللی می داند که فراتر از دیپلماسی سنتی است.[۱۳]
تأثیر بر افکار عمومی بوسیله دولت امریکا در کشورهای دیگر؛ تعامل گروه های خصوصی و منفعتی یک کشور با نظایرشان در کشورهای دیگر؛ گزارش مسائل خارجی و تأثیر آن بر سیاست خارجی ،ارتباط بین فرهنگی،از جمله این ابعاد است.بر مبنای این دیدگاه در دیپلماسی عمومی محوریت با جریان فراملی اطلاعات و عقاید است.همان طور که مشخص است گرولینگ نیز به سابقه و تاریخچه دیپلماسی عمومی درسیاست خارجی امریکا می پردازد و نگاهی تاریخی و نه پژوهش علت و معلولی را دنبال کرده است وبیان دیگر شکل توصیفی و نه تبیینی از کار خود ارائه می کند.
۲- چارلز کیگلی استاد روابط بین الملل از امریکا،در بررسی سیاست خارجی امریکا و نقش دیپلماسی عمومی در آن ابزارهای نفوذ یک کشور بر کشور دیگر را به دو دسته رسمی و غیررسمی تقسیم می کند.او دخالت آشکار نظامی را زیربخش نفوذ رسمی و کمک اقتصادی ،کمک نظامی،دخالت پنهان اطلاعاتی و در نهایت نفوذ آشکار یا دیپلماسی عمومی را زیر بخش نفوذ غیر رسمی برشمرده است.کیگلی دیپلماسی عمومی را مؤدبانه تر برای تبلیغات و به معنای گسترش نظام مند اطلاعات به منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی بیان می کند.
وی ادامه می دهد که امروزه دیپلماسی عمومی رسماً به آموزش عالی راه پیدا کرده است . در امریکا یک مرکز اختصاصی به نام : “مرکز مورو برای مطالعات اطلاع رسانی و ارتباطات بین المللی” برای آموزش و پژوهش در باره دیپلماسی عمومی در دانشگاه تافت تأسیس شده است. برنامه ارتباطات بین المللی در مدرسه خدمات بین المللی در دانشگاه امریکن اولین برنامه امریکایی بود که فرهنگ را به عنوان جزء لاینفک روابط بین الملل مورد توجه قرار داد.در پژوهش کیگلی نیز مشاهده می شود که وی تنها مسئله دیپلماسی عمومی و نقش آن در امریکا در برخی کشورها را مطالعه کرده است و بیشتر بر جنبه های آموزشی تأکید کرده و در مورد دیپلماسی عمومی انگلیس مطلبی شایان توجه ارائه نکرده است.[۱۴]
۳- در انگلستان نیز انستیتوی ارتباطی وابسته به دانشگاه لیدز در سطح ارشد درسی بنام دیپلماسی عمومی ،تبلیغات و عملیات روانی تدریس و نشریه ای به همین نام منتشر می گردد. یکی از صریح ترین اسناد در مورد شکل گیری اقدامات فرهنگی و ارتباطی در خدمت سیاست خارجی مربوط به کمیته مرکزی اطلاعات بریتانیا در اوایل ۱۹۵۰ است. در این سند چنین آمده است:” فراهم کردن اطلاعات برای انگلستان (در قالب دیپلماسی عمومی)به گونه ای که سیاستهای خارجی آن درک و پذیرفته شود،همواره بخشی از وظایف هیئتهای دیپلماتیک ما بوده است.”
به این ترتیب کار اطلاع رسانی سابقه ای به درازای خود دیپلماسی دارد. پیش از این کافی بود دیپلماتها خود را با دنیای رسمی کوچک و کسانی که با آنها در تماس شخصی داشتند مرتبط کنند اما مسئله جدید تبلیغات و ضد تبلیغات در شکل ها و اندازه هایی است که اکنون شاهد آن هستیم. توسعه شیوه های توده ای ارتباطات با گسترش تبلیغات توأم شده است و دولتها توانسته اند از این شیوه ها و ابزارها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی در کشورهای دیگر به منظور کسب پشتیبانی از سیاست خارجی خود بهره بگیرند.[۱۵] در اینجا نیز بررسی دقیقی در مورد موضوع صورت نپذیرفته است.
۴- به اعتقاد ادوارد مارو طی پژوهش صورت گرفته توسط وی در مورد دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی امریکا، دیپلماسی عمومی از دیدگاهی امریکایی همانا تزریق ارزشها و چارچوبهای فکری حاکم بر جامعه امریکابه شهروندان کشورهای دیگر است تا از این طریق و به صورت خودکار سیستم موجود در آن کشورها متأثر و همراه با سیاستهای ایالات متحده گردد.از سوی دیگر تفاوتی نیز بین دیپلماسی عمومی و سنتی وجود دارد که به عرصه بکارگیری این دو مربوط می شود.در دیپلماسی سنتی سیاستمداران با هم در تعامل هستند در حالیکه دیپلماسی عمومی به تعاملاتی در سطح افراد و مردم می پردازد .مارو نیز با نگاه بر رویکرد سیاست خارجی امریکا و دیپلماسی عمومی بر جنبه دسته بندی دیپلماسی و ارزشگذاری آن تأکید کرده است و به مسئله انگلیس اشاره ای نکرده است.
۵- جوزف نای در اثر خود با عنوان “پارادکس قدرت امریکا” اولین نشانه های استفاده از دیپلماسی عمومی توسط ایالات متحده را در جنگ جهانی دوم و توسط وودرو ویلسون برای توجیه حضور امریکا در جنگی دانسته که تقریباً ارتباط خاصی با آن نداشت. در این بررسی نای می گوید که ویلسون کمیته اطلاعات عمومی (CPI) را به رهبری جرج کریل تشکیل داد تا حمایت از حرکت امریکا را در داخل و خارج از کشور افزایش دهد.در دوره بین جنگهای اول و دوم جهانی نیز آنچه امروزه بسیار مورد توجه امریکا است یعنی بخش خصوصی بیشترین نقش را در دیپلماسی عمومی بر عهده گرفت.مؤسساتی مانند راکفلر و کارنگی و نیز مؤسسه آموزش بین المللی برنامه هایی از قبیل اهدای کتابخانه،پزشکی و انتقالات دانشجویی را بر عهده داشتند.پژوهش جوزف نای نیز تنها نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی امریکا را بحث می کند و به مورد انگلیس اشاره ای ندارد.[۱۶]
۶- ویلیام دیزارد محقق روابط بین الملل در امریکا طی تحقیقی در مورد دیپلماسی عمومی و بهره گیری از آن در اهداف سیاست خارجی ایالات متحده در بخش هایی از اثر خود می گوید که جنگ جهانی دوم را شاید بتوان دورانی دانست که دیپلماسی عمومی به سمت تبلیغات محض پیش رفت و در همان زمان بود که رادیوی صدای امریکا (VOA) در ۱۹۴۲ تأسیس شد که تا امروزه نیز فعالیت دارد. پایان جنگ و شروع رقابت با کمونیسم ایالات متحده را بر آن داشت تا به طور جدی تری دیپلماسی عمومی را پیگیری کند. برنامه هایی از قبیل فولبرایت(۱۹۴۶)؛قانون امنیت ملی(۱۹۴۷)؛و تعاملات آموزشی و اطلاعاتی (۱۹۴۸)؛با هدف ارائه و نمایش هرچه بیشتر وجوه متعارف و بعضاً جذاب امریکا و رخنه کردن در کشورهای کمونیسم اجرا می شدند و از هنرمندان تا دانشجویان و روشنفکران را شامل می شدند.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
وی ادامه می دهد که دوره پس از جنگ سرد را می توان به دو دلیل دوره رکود و ضعف دیپلماسی عمومی امریکا دانست که با تقسیم آن به دو زیرگروه زمانی دیگرتوضیح آن سهولت بیشتری خواهد یافت.دوره پسا جنگ سرد و دوره جنگ علیه تروریسم .در دوره اول که با غرور بیش از حد دنیای امپریالیسم سرمایه داری همراه شده بود نیاز مبرم نسبت به دیپلماسی عمومی و ارگآنهایی از قبیل سازمان اطلاعاتی ایالات متحده از بین رفت. بنابراین سهل انگاری امریکایی خود یکی از دلائل رکود در بخش دیپلماسی عمومی شد.دوره دوم همانا بعد از یازدهم سپتامبر و آگاهی امریکا از شدت احساسات ضد امریکایی در جهان بویژه در جهان اسلام آغاز شد.در این دوره تلاشهای فراوانی برای دوباره فعال سازی دیپلماسی عمومی صورت گرفت.همان طور که مشخص است،نگاه دیزارد نیز به مقوله دیپلماسی عمومی نگاهی توصیفی و با رویکرد ونگرش به تاریخ دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی امریکا است.[۱۷]
دیزارد نتیجه می گیرد که فشارهای وارده بر دولت بوش باعث شد دفتری در کاخ سفید به نام ارتباطات جهانی ایجاد شود (۲۰۰۲) که هدفش هماهنگی بین پیامهای سیاست خارجی کابینه و نیز حفظ تصویر امریکا در دنیای خارج بوده است.همین طور در اقدامی دیگر دفتر دیپلماسی عمومی وزارت خارجه به ریاست کارن هافس فعال شده و تلاشهایی را از قبیل انتشار نشریه ای با نام Public Diplomacy Update آغاز کرد. بخش دیپلماسی عمومی امریکا در قرن بیست و یکم تلاش نموده تا : ۱- منافع سیاسی خود را بر منافع اقتصادی شرکتها نزدیک نموده و کار دیپلماسی را از طریق و یا با همکاری شرکتهای تجاری مانند Intel پیگیری نماید. و ۲- برنامه ارائه تکنولوژی (مخصوصاً آموزشی،اینترنتی وپزشکی) به کشورهای هدف نیز در دستور کار قرار گرفته است. با بررسی اثر دیزارد بخوبی مشاهده می شود که گرچه وی با نگاهی عمیق تر به مسئله کاربرد دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی پرداخته است؛ اما مشخصاً مورد امریکا را بررسی کرده و نگاهی تطبیقی به سایر کشورها از جمله انگلیس نداشته است.[۱۸]
۷- لرد کارتر بنا به توصیه وزرای خارجه و خزانه داری انگلیس در سال ۲۰۰۴ میلادی بررسی جامعی را در مورد کارامدی دیپلماسی عمومی انگلیس در سیاست خارجی آن کشور با کمک یک تیم متخصصین مربوطه انگلیسی صورت می دهد و به نتایج جالب توجهی می رسد. وی در گزارش نتیجه گیری خود که به عنوان سند رسمی دولت انگلیس نیز منتشر شده است بیان کرده که دیپلماسی عمومی انگلیس در کشورهای هدف که ایران نیز در بین آنها قرار دارد به نحو مطلوبی مؤثر و کارامد بوده ولی جای بهبود و کارامدی هنوز بیشتر است.در این گزارش در بخش کشورهایی که به لحاظ موقعیت جغرافیایی برای انگلیس حائز اهمیت هستند و کشورهای کلیدی اسلامی از ایران نام برده می شود ولی تأکید شده که بنا به فضای سیاسی خاص ایران بکارگیری دیپلماسی عمومی در ایران از حساسیت بالایی برخوردار است.[۱۹]
چنانچه در بررسی ادبیات موجود ملاحظه شد،بجز مورد آخر که گزارش رسمی وزارت خارجه انگلیس و یک بررسی تخصصی صورت گرفته از سوی مقامات انگلیسی است که در آن به نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی انگلیس نسبت به ایران نیز پرداخته شده ؛آثار موجود عمدتاً جنبه توصیفی دارند و در آنها به علل،عوامل و میزان تأثیرگذاری دیپلماسی عمومی و نقش و جایگاه آن در تحولات سیاست خارجی انگلیس نسبت به ایران اشاره نشده است.اصولاً با بررسی های صورت گرفته مشخص گردیده که آثار علمی چندانی در مورد نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی انگلیس نسبت به ایران در دهه اخیر میلادی موجود نمی باشد. به بیان روشن تر،مسئله مهم دیگر فقدان پژوهش های تبیینی متقن در مورد استفاده از دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی انگلیس نسبت به ج.ا.ا است که تلاش می شود در این پژوهش ضمن پر کردن خلاهای موجود ،بر اساس تحلیلی تبیینی علل و عواملی که انگلیس را بر آن داشته تا از دیپلماسی عمومی در روابطش با ایران و نیل به اهداف سیاست خارجی خود به شکلی گسترده استفاده کند و میزان کارایی یا عدم کارایی آن را بررسی نماییم. لذا در مورد معایب بدست آمده از مطالعه ادبیات موجود می توان به این موارد اشاره کرد:
۱- عدم توجه به مسئله ناکارامدی دیپلماسی سنتی انگلیس در روابط با ج.ا.ایران
۲-بررسی یکی دیگر از آثار در این زمینه نشان می دهد که تنها در مورد کشور ایالات متحده و نه انگلستان و بکارگیری دیپلماسی عمومی توسط امریکا بحث شده است که موضوع پژوهش ما نیست.
۳- نادیده انگاشتن میزان کارایی سیاستهای سخت افزاری (جنگ،تحریم،ارعاب،و فشار) انگلیس علیه ایران
۴- کم توجهی به اینکه دیپلماسی عمومی پوششی مناسب و مطلوب برای اجرای برنامه های عملیات(جنگ) روانی علیه ایران و نیل به اهداف سیاست خارجی انگلیس
۵- عدم بررسی ساختار اجتماعی، فرهنگی و…ایران و تجارب گذشته حضور انگلیس و بکارگیری دیپلماسی عمومی توسط آن کشور
۶-هیچ کدام از پژوهشها منحصراً و به شکل قابل توجهی در مورد نقش و کارایی دیپلماسی عمومی انگلیس در ایران مطالبی را بیان نکرده است.

 

 

  1. هدف پژوهش:

 

هدف این پژوهش عبارت است از بررسی آخرین و مهمترین مورد کمبود در ادبیات موجود که در فوق ذکر گردید. یعنی توجه به کارامدی دیپلماسی عمومی انگلیس در موفقیت سیاست خارجی آن کشور نسبت به ج.ا.ایران؛ طی سالهای ۱۹۹۸تا ۲۰۰۸ میلادی است.
الف-دیپلماسی سنتی و پیشبرد سیاست خارجی انگلیس در ایران
ب-دیپلماسی عمومی و پیشبرد سیاست خارجی انگلیس در ج.ا.ا
الف- دیپلماسی سنتی یعنی عمل برقراری ارتباط با ایران از طریق مجاری رسمی و مشخصاً دولت و حکومت در پیشبرد سیاست خارجی خود به چه شکل عمل کرده است.
۱- نظر:

 

 

 

 

 

دیپلماسی سنتی انگلیس و کاربست آن در ج.ا ایران

 

 

 

 

 

پیشبرد سیاست خارجی انگلیس در ایران

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

چالش های یکپارچه سازی آیند ه نگری و ارزیابی استراتژی توسعه صنعتی و سیاست گذاری ها1- قسمت 3

زمان پیش بینی تحقیقکشورهای درگیرموضوع واقدامات موثرمشکلات بالقوه نتایج این بررسی نشان دهنده برتری ژاپنی ها در شش زمینه تکنولوژی زیر می باشد:1-فناوری اطلاعات وارتباطات ولوازم الکترونیکی و…2-علم زندگی,مراقبت های پزشکی موادغذاییو…3-علوم زمینی وفناوری های محیط زیستی4-تکنولوژی مواد5-ساختاروفناوری های مدبریتی مانندتولید,توزیع وکسب وکار6-زیرساخت های اجتماعی مانندفناوری های شهرسازی ترافیک خدمات اجتماعی و…همانطورکه برایحوزه های مهم […]

بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان مدارس متوسطه شهر تهران- قسمت ۴

رفتار شهروند سازمانی [۱۶]: مجموعه‌ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما بااین‌وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقش­های سازمان می‌شوند. (اپل بام و همکاران، ۲۰۰۴، ص۱۹).   تعاریف عملیاتی   سرمایه اجتماعی : مراد از سرمایه اجتماعی نمره‌ای است که هر یک از آزمودنی‌ها در پاسخ به […]