تحقیق رایگان درمورد سازمان ملل، استفاده از زور، سفارتخانه

دانلود پایان نامه

در جلوه‏ها و احکام آن است.
الف. بیان مسئله
با بررسی اجمالی در تاریخ معاصر، بندرت جنگ ها با توافق ساده آتش بس و قطع عملیات خصمانه پایان پذیرفته اند. زیرا در این مورد همواره این مسئله حقوقی مطرح است که آیا جنگ خاتمه یافته تلقی می شود یا خیر و از چه زمانی و تحت چه شرایط و ضوابطی طرفین درگیر در جنگ و کشورهای ثالث بیطرف که منافع آنها به نحوی با جنگ گره خورده است باید با مسئله برخورد کنند.
از نظر حقوق بین الملل سنتی، قطع عملیات جنگی و فراهم آمدن شرایط استقرار صلح در یک چهارچوب قانونی در شکل موافقت نامه عملی می گردد. ترک مخاصمه یکی از مواردی است که به صورت کلی در مواد 36 و کنوانسیون 1907 لاهه پیش بینی شده استن. ترک مخاصمه که معمولا با میانجیگری یا مساعی جمیله سازمان یا دول ثابث انجام می شود عبارت است از تعلیق موقت و قراردادی مخاصمات که طی قراردادی بین دولتهای متخاصم درگیر در جنگ عملی می گردد.
در این پژوهش ابتدا اشاره مختصری به چگونگی پیدایش حالت جنگی و نتایج مترتب بر آن خواهیم پرداخت. سپس به بررسی این موضوع می پردازیم که چه هنگامی و تحت چه شرایط و ضوابطی این وضعیت جای خود را به صلح خواهد داد؟ و سرانجام نقش سازمان ملل را در کاهش بحرانهای بین المللی و برقراری آتش بس و ترک مخاصمه بررسی خواهیم کرد. در این مسیر واژه ها و اصطلاحاتی از قبیل “آتش بس” ، “ترک مخاصمه” و “انعقاد قرارداد صلح” را بررسی خواهیم کرد.
ب. پرسش های پژوهش:
1- آیا معاهدات سیاسی و معاهداتی که راجع به صلح و پیمانهای سیاسی و نظامی باشد، پس از وقوع جنگ از اعتبار ساقط می شوند؟
2- سازمان ملل متحد دو طرف متخاصم را به استفاده از چه شیوه هایی ، ترغیب کرده است ؟
3- آیا وظایف حافظان صلح و امنیت بین المللی، نظارت بر آتش بس و ترک مخاصمه و عملیات پیشگیرانه می باشد؟
ج. فرضیات پژوهش
فرضیه 1- معاهدات سیاسی و معاهداتی که راجع به صلح و پیمانهای سیاسی و نظامی باشد، پس از وقوع جنگ از اعتبار ساقط می شوند
فرضیه دوم- سازمان ملل متحد دو طرف متخاصم را با استفاده از شیوه های دیپلماتیک مانند شرکت در مذاکرات بجای توسل به اسلحه، ترغیب کرده است.
فرضیه سوم : وظایف حافظان صلح و امنیت بین المللی، نظارت بر آتش بس و ترک مخاصمه و عملیات پیشگیرانه می باشد.
د. اهداف تحقیق:
هدف کلی تحقیق:
بررسی آتش بس و ختم مخاصمه فعال در حقوق بین الملل
اهداف جزیی:
بررسی نقش سازمان ملل متحد و تلاش برای حفظ صلح و امنیت بین المللی
بررسی نقش سازمان ملل و کاهش بحرانهای بین المللی
هـ. روش تحقیق :
روش تحقیق این پژوهش ، روش کتابخانه ای و گردآوری اطلاعات میدانی بوده که با بررسی و مطالعه کتب و مقالات موجود در خصوص موضوع پرداخته شده است.
و. نوع تحقیق :
این تحقیق یک تحقیق نظری است. و در عین حال بسته به نیاز مراجع علمی مربوطه می تواند قابلیت استفاده کاربردی و تخصصی داشته باشد.

ز. ساختار تحقیق :
این پایان نامه در قالب دو بخش کلی تنظیم گردیده است.
در بخش اول این پژوهش به بررسی در خصوص جنگ و مخاصمه ، مفهوم جنگ و آثار جنگ بر معاهدات و غیره می پردازیم.
در بخش دوم پژوهش به بررسی در خصوص آتش بس ، ترک متارکه و مخاصمه و وظایفی که بعد از آتش بس بر عهده دولتهای متخاصم است می پردازیم و در بخش سوم به نتیجه گیری این موضوعات پرداخته ایم.

فصل اول :
تعاریف و مفاهیم

1-1. تعریف جنگ
آیا می توان تعریفی جامع و مانع از جنگ ارائه داد و یا اینکه تعریفها نسبی هستند. اپنهایم1 جنگ را عبارت از جدل بین دو دولت از طریق قوای نظامی، با هدف تفوق و غلبه بر دیگری و اعمال شرایط دلخواه طرف پیروز می داند.2
به نظر می رسد که این تعریف امروزه، حداقل در قسمت آخرین خود، یعنی اعمال شرایط دلخواه طرف پیروز ، مهجور شده باشد. به علاوه ، وی روشن نمی سازد که در چه زمان معینی جنگ واقع می شود.
بعضی دیگر ، مانند ودوس3 ، جنگ را چنین تعریف می کنند.
” جدلی مسلحانه بین دولتها، که در آن کلیه روابط صلح آمیز معلق شده باشد.”4
تعریف فوق هم نمی تواند به بحث حاضر کمکی قطعی کند. زیرا از سویی امروزه لزوما دولتها نیستند که به جنگ توسل می جویند. به علاوه، اگر بتوان پذیرفت که حفظ بعضی از روابط صلح جویانه به رغم استفاده از زور، موجد حالت جنگ نیست، بسیاری از جنگها از جمله مخاصمه 1965 پاکستان و هندوستان، از جرگه جنگ خارج می شوند. 5 همچنین در جنگ هشت ساله ایران و عراق، چون در چند سال اول جنگ، سفارتخانه های دو کشور در پایتختها دایر بودند، بنابراین جنگی شروع نشده بود. برایرلی6 وجود اعمال زورمندانه در مدت طولانی را موجب پیدایش ” حالت جنگ” می داند. او می گوید در صورتی که چنین حالتی وجود داشته باشد و طرفین از پذیرش حالت جنگ استنکاف ورزند، برعهده جامعه بین المللی است که وجود حالت جنگ را اعلام کند. 7
وجود قصد و نیت جنگ تا چه حد در تعریف جنگ و یا شروع آن می تواند کمک کند؟ کوینسی رایت8 می نویسد:
” جنگ هنگامی آغاز می شود که دولتی نیت خود را برای توسل به جنگ ، از طریق اعلام جنگ یا ضرب الاجل، اعلام می دارد.”
به عبارت دیگر، از دید وی، وجود جنگ ارتباطی به شکل و نوع اقداماتی که متخاصمین انجام می دهند، ندارند. 9 البته وی بعدها نوشت که در صورت عدم پذیرش متحاربین به وجود جنگ، وضعیت جنگ حادث نخواهد شد
، مگر آنکه دول ثالث ” حالت جنگ” را شناسایی کنند. 10
مشکلی که تعریف رایت دارد، یعنی مسئله ورود دول ثالث و اینکه چگونه نیت و قصد آنها می تواند بر شناسایی یا عدم شناسایی حالت جنگ تاثیر داشته با شد، روشن نیست.
همچنین وجود نیت و قصد را می توان در گزارش ” وضعیت حقوقی ناشی از اعمال فشارهای اقتصادی در ایام صلح”11 نیز یافت، در این گزارش دبیرکل جامعه ملل اظهار داشت که از نظر حقوقی وجود حالت جنگ بین دو دولت بستگی به قصد آنها، نه طبیعت عملشان، دارد. بدین ترتیب، اتخاذ معیارهایی، هرچند خشونت آمیز، اگر با قصد جنگ همراه نباشد و از دید کشورهایی که آن معیارها در مورد آنان اتخاذ می گردد، جنگ تلقی نشود، از نظر حقوقی موجب ایجاد رابطه جنگ بین دول مربوطه نخواهد بود. چهارسال پس از حادثه کانال کورفو نیز دبیرکل جامعه ملل همین نظر را ابزار داشت.
بعضی دیگر، با تفسیر وسیع از معنای جنگ، از تعریف سنتی آن خارج شده، ضرورت وجود برخورد مسلحانه را از جنگ حذف کرده اند. آنها استعمارگری و سلطه اقتصادی و تخاصم بین مفروضات بنیادین فکری را ” جنگ منجمد”12 و ” جنگ سرد”13 تلقی می کنند. 14
با آنکه می دانیم و می پذیریم که جنگ دارای بار حقوقی خاصی است، ولی باید اذعان داشت که بسیار مشکل و شاید هم غیر محتمل باشد که بتوان تعریفی آنچنان جامع و مانع ارائه داد که دربرگیرنده تمام مولفه های لازم برای اوضاع و احوال مختلف باشد. لذا به گمان بسیاری هیچ تعریفی از جنگ رضایتبخش نیست؛ وجود ” حالت جنگ ” با توجه به شرایط مختلف، تعریف خاص خود را می طلبد. 15 به عبارت دیگر، باید با توجه به هدفی که دنبال می شود، دنبال تعریف ویژه ای بگردیم و بگوییم جنگ حادث شده است یا خیر؟ در این صورت، جنگ صاحب تعریف های متعددی می شود. این نسبیت معنا که به طور عملی باعث می شود نتوانیم تعریف خاصی از جنگ ارائه دهیم ، خود فرآیند تفارق عظیم گونه های مختلف خشونت مسلحانه است. باید پذیرفت که امروزه ابعاد تعریف جنگ، بسی مشکل تر از نیمه اول قرن بیستم است؛ چرا که جنگهای امروزین لزوما جنگ بین دولتها نیستند. مشخصات قدیمی جنگ، که حتما وجود حداقل دو کشور را لازم می دانست، جای خود را به جنگهایی داده است که در آن عناصر غیر دولتی هم مشارکت دارند. بعلاوه، حالات بینابینی، مثل جنگ سرد- صلح خشونت آمیز16 و یا جنگ صلح آمیز17، نیز مقولاتی در خور تامل اند. 18
با توجه به هدف نوشته حاضر، جنگ در موارد زیر وجود خواهد داشت:
1- حداقل دو گروه متخاصم وجود داشته باشند. 19
2- حداقل یکی از آنها از قوای مسلح استفاده کند ( ارتش، پلیس و یا نیروی چریکی) 20
3- برخورد، هرچند ساده، برای مدت زمان طولانی بین آنها جریان داشته باشد؛
4- هر دو طرف به اندازه معمول، سازمان داده شده باشند.
بنابراین، تعریفهای سنتی، همانگونه که کلازویتس21 ارائه می دهد، و ” جنگ را عملی زورمندانه جهت اجبار دشمن به انجام خواست طرف” تعریف می کند، و آن را ادامه سیاست خارجی با زائده ” عمل زورمندانه” می پندارد، دچار آن چنان دگرگونی شده است که باید از آنها صرف نظر کرد.
1-2. انواع جنگ
در بین علمای حقوق بین الملل، توافقی در خصوص اینکه چه کسانی می توانند به جنگ متوسل شوند، وجود ندارد ، از دید بعضی از نویسندگان مثل اوپنهایم، وبر و روسو تنها منبع دارنده حق توسل به خشونت ” دولت” است.22 بعضی دیگر، در عین اتفاق نظر با این دیدگاه، گروههای شهروند در جنگهای داخلی را نیز تحت شرایطی جزو دارندگان این حق محسوب می کنند. 23
مسلم اینکه بر این دیدگاههای سنتی امروزه استثنائات فراوان وارد است؛ جنگ دیگر لزوم بین دولتها نیست و جامعه بین المللی با جنگهای چریکی، جدایی طلبانه آزادی بخش و غیره مواجه است.
واضح است که هنوز دولتها معمولترین طرفهای جنگ محسوب می شوند و حقوق جنگ نیز این مهم را در نظر داشته است. این تحول مهم در عمل به اندازه ای اهمیت دارد که سنت گرایان نیز با قید شرطهایی، از جمله عملیات منظم و قدرتمند یا شناسایی متحاربان، حق جنگ از جانب غیردولتها را پذیرفته اند. 24
با تحولی که در حقوق بین الملل معاصر درباره برخوردهای مسلحانه رخ داده، مسئله شناسایی اهمیت خود را از دست داده است. به عنوان مثال، کنوانسیونهای ژنو، سخنی از شناسایی به میان نمی آورند، ولی در عین حال می گویند:
” تساوی این حقوق تاثیری در موقعیت قانونی طرفهای مخاصمه نخواهد داشت.”25
بسیاری دیگر از بیانیه ها و معاهدات بین المللی نیز مبین این امر است که حضور جنبش های آزادی بخش و تصویب بعضی کنوانسیونها توسط آنان، به معنای شناسایی آنها قملداد نمی شود.26 با این مقدمه، وارد اصل مطلب می شویم.
1-2-1. انواع جنگ بر حسب کنوانسیونهای 1949 ژنو و دو پروتکل متمم (1977)
با مطالعه عمیق 4 کنوانسیون ژنو دو پروتکل متمم می توان 4 نوع جنگ را شناسایی کرد:
1- برخورد های مسلحانه بین المللی
2- جنگهای آزادی بخش ملی
3- برخوردهای مسلحانه غیر بین المللی بر طبق تعریف ماده 3 مشترک در کنوانسیونهای 1949 ژنو
4- برخوردهای مسلحانه غیر بین المللی بر حسب تعریف پروتکل
مشکل مهم از آنجا نشأت می گیرد که هیچ قدرت فائقه تصمیم گیرنده مستقلی برای تشخیص انواع برخوردهای مسلحانه وجود ندارد. این امر باعث میشود که طرفهای درگیر در مورد اجرای حقوق جنگ به توافق نرسند. در این صورت، بسیاری از قواعد کنوانسیونها و پروتکلها بیاستفاده خواهد ماند. با این توضیح، به شناسایی جنگها طبق کنوانسیونهای 1949 و پروتکلها
ی 1977 میپردازیم.
1-2-2. برخوردهای مسلحانه بین المللی
محدوده چنین برخوردهایی را ماده 2 مشترک کنوانسیون ژنو مشخص می سازد، ماده 2 در قسمت 1 می گوید:
” کنوانسیونهای حاضر در تمام موارد جنگهای اعلام شده و یا سایر برخوردهای مسلحانه ای که ممکن است بین دو عضو یا تعداد بیشتری از متعاهدان به وقوع پیوندد، حتی اگر وضعیت جنگ توسط یکی از آنها شناخته نشده باشد، به اجرا درخواهد آمد.
بنابراین، هنگامی که نیروهای مسلح دو عضو متعاهد در جنگی برابر یکدیگر قرار دارند، کنوانسیونها و پروتکلها خودبخود به مرحله اجرا درمی آیند.
1-2-3. برخورد بین اعضای متعاهدی که یکدیگر را شناسایی نکرده اند
جنگ بین اسرائیل و دولتهای عربی نمونه بارز این نوع برخورد است. در این خصوص، مشکل عدم شناسایی اسرائیل توسط اعراب، مانعی بر سر راه اجرای کنوانسیونهای ژنو به وجود نیاورد. کنوانسیونهای ژنو نیز خود حاوی هیچ نشانی نیستند که بتوان از آن استنباط کرد که کنوانسیون در موارد عدم شناسایی دشمن قابل اجرا نباشد.
حال، مسئله دیگری را مورد بررسی قرار می دهیم، اجرای مواد کنوانسیون در مورد دولتهای دوپاره ای که یکدیگر را به رسیمت نمی شناسند، چگونه خواهد بود؟
جنگ کره (35- 1950) هنگامی به وقوع پیوست که هیچ کدام به کنوانسیون ژنو ملحق نشده بودند. با این وجود ، هر دو طرف در عین عدم التزام اجرای مواد کنوانسیون ژنو، بیانیه هایی مبنی بر رعایت آن به ا مضا رساندند .
کره جنوبی خود را متعهد به ماده 3 مشترک بین کنوانسیونهای ژنو معرفی کرد و برخورد را داخلی قلمداد نمود. کره شمالی اعلام کرد که با جدیت به اصول کنوانسیونهای ژنو بویژه در مورد اسیران جنگی( کنوانسیون 3) پایبند خواهد بود. فرماندهی سازمان ملل متحد نیز بیانیهای را مبنی بر رعایت کنوانسیونهای ژنو صادر کرد و مسئله به صورت عملی حل شد.
در جنگهای دهه 1960 در ویتنام، جمهوری دموکراتیک ویتنام و جمهوری ویتنام هر دو عضو کنوانسیون 1949 ژنو بودند. ویتنام شمالی معتقد بود که مسئله برخوردی داخلی در ویتنام جنوبی است و ویتنام شمالی معتقد بود که مسئله، برخوردی داخلی در ویتنام جنوبی است و ویتنام شمالی در آن شراکتی ندارد. حتی پس از حمله های متعدد هوایی نیروهای آمریکا به قلمرو آن ، اجرای مواد کنوانسیونهای ژنو را در روابط خود با ویتنام جنوبی لازم نمی دانست و خود را درگیر در مخاصمه قلمداد نمی کرد. از سوی دیگر، آمریکا و ویتنام جنوبی مدعی وجود جنگ بین خود ویتنام شمالی بودند و آن را در حکم جنگهای بینالمللی می دانستند. در نتیجه، مسئله قابلیت اجرای کنوانسیونهای ژنو پاسخی قطعی نیافت.
1-2-4. برخورد میان قدرتهایی که جزو متعاهدان نیستند
ماده 2 (3) مشترک بین کنوانسیونهای ژنو بیان می دارد که متعاهدان در خصوص رابطه خود با قدرتهایی که عضو کنوانسیون نیستند، تابع مواد کنوانسیون هستند، ولی به شرط آنکه دولت غیرعضو اجرای مواد کنوانسیون را بپذیرد.
مورد مشابهی نیز در ماده 96 (2) پروتکل 1 (1977) به چشم می خورد. بر طبق مواد پروتکل، کنوانسیونهای ژنو پروتکل 1 به طور خودکار، به محض اینکه دولت غیرعضو بیانیه ای مبنی بر رعایت آن صادر کند، قابل اجرا خواهد بود.
1-2-5. معنای برخورد مسلحانه بر طبق ماده 2 مشترک در کنوانسیونهای ژنو

مطلب مرتبط با این موضوع :  تحقیق رایگان درموردخدمات بهداشتی

دیدگاهتان را بنویسید