پایان نامه درباره ناسازگاری

دانلود پایان نامه

ثابت بودن طول و سطح مقطع آن‌ها میشود (Ranove 1995).
نخستین توصیف از روند تولید لوالوا را کومو (Commont 1909: 122-126)، ارائه کرده است. در تعریف او، تراشههای لوالوا نتیجهی یک روند خاص شناخته‌شده و همچنین وی آمادهسازی خاص سکوی ضربه سنگ‌مادر و سکوی ضربهی برداشتهها82 و همچنین حباب ضربهی بزرگ را از ویژگیهای این فناوری دانست.
در 1950، بورد تعریف معروف خود از برداشتهی83 لوالوا را بیان کرد و یک چهارچوب کلی برای شکل و یا نوع اصلی تراشه اولیه لوالوا ارائه داد (Bordes 1950). توجه به ویژگیهای انواع مختلف دستساختههای سنگی، با عنوان لوالوا، شبه لوالوا84و غیر لوالوا، نقطهی آغازی بر پژوهشهای جدید بود (Van Peer 1992). شمارش سادهی گونههای مختلف دستافزارها و محاسبهی شاخصهایی چون شاخص لوالوا، اساس توصیف مجموعهها بوده و برای مقایسههای درون مجموعهای و میان مجموعهای به کار میرفت. در واقع روش بورد، روشی ساده و آسان برای بررسی دست‌ساخته‌هایی است که از نظر کمی در مجموعه ثابت بوده و تنوع درونیشان به آسانی قابل‌ ردیابی است.
در سیستم فرانسوا بورد، تراشههای لوالوا (که مبتنی بر فناوری و ریختشناسی85 بود) ، برای طبقهبندی پارینهسنگی میانی و قدیم، دستهای جداگانه در نظر گرفته میشود (Bordes 1947). در ابتدا بورد لوالوا را فن آمادهسازی سکوی ضربه86 تعریف کرد ولی پس از آن اظهار داشت که تراشههای لوالوا ممکن است سکوضربه‌ی ساده نیز داشته باشند (Bordes 1947:25)؛ با این حال، کماکان آسانترین ویژگی برای تشخیص این فن، سکوی ضربه باقی ماند. در 1950، او به طور قطع فناوری لوالوا را از سکوی ضربهی پرداخت‌شده87 جدا نمود. همچنین وی بر آمادهسازی سطح رویی سنگ‌مادر تاکید کرده و معتقد بود میان سنگمادر و ریختشناسی تراشه ارتباط وجود دارد. در کنار الگوی آمادهسازی مرکزگرا، الگوی دو سویه و الگوهای خاص آماده سازی نیز توصیف گردید که همهی این الگوهای متفاوت در یک تعریف کلی خلاصه شد: «تراشهی ازپیش‌تعیین‌شده که با آمادهسازی سنگ‌مادر پیش از برداشت، حاصل می‌شود»، که همان تعریف لوآلوآی «کلاسیک» است (Bordes 1950).
چهارچوبی که بورد طراحی کرد سالها مورد استفاده بوده و تنها کمی اضافات داشت (Bordes 1980). اگرچه مفهوم «سنگ‌مادر آمادهسازی شده» پیش از بورد نیز استفاده میشد ولی پس از وی عمومیت یافت که تا کنون در تعریف لوالوا حضور دارد. ولی این اندیشه که تنها یک برداشته (تراشه، تیغه و تیزه)، هدف اصلی این فناوری بوده است، با کارهای مارکس88( Marks and Volkman 1987)، بوئدا89( Boeda 1986)، ونپیر90(Van Peer 1992) و دیگر پژوهشگران بازنگری شده است.
همزمان، برویل91و لانتیه92 (Lantier 1951:70) علاوه بر اینکه حضور سکوی ضربه پرداخت‌شده را ضروری دانستند، زاویه را نیز به آن افزودند. زاویهی سکوی ضربه توسط کلی93 نیز مهم تلقی شد (Kelley 1954). برگن94 (Bourgon 1957:28) نیز به عملکرد جای برداشتهها بر سطح رویی سنگمادر لوالوا تاکید کرد.
مکبرنی95 و هی96 سکوی ضربهی پرداخت‌شده97 را به عنوان ویژگی ضروری برای تراشهی لوالوا مطرح کردند(Mcburney and Hey 1955: 146). اوکلی98 نیز بر اساس حباب ضربه، تراشهی لوالوا را تعریف کرده و معتقد بود که این تراشهها معمولاً مسطح بوده و حباب ضربهی بزرگ دارند که شاید به دلیل نیرویی بوده که هنگام پرداخت گسترش یافته است (Oakley 1949: 51).
در اواخر دهه شست و در طی دهه هفتاد پژوهشگران پارینهسنگی میانی شرق نزدیک به بررسی برداشتههای بدون روتوش پرداختند. کرو99 تراشههای بدون روتوش لوالوا را بررسی کرده و در مورد تنوع الگوی جای برداشتهها بر سطح رویی تراشهی لوالوا پژوهشهایی انجام داد(Crew 1972, 1975a, 1975b). این تنوع پیش از این نیز توسط بورد تشخیص داده و توصیف شده بود. بورد هم چنین میان روشهای لوالوا برای تراشهها، تیزهها و تیغهها تمایز قائل شده بود (Bordes 1961). کرو با در نظر گرفتن الگوی آمادهسازی برای تراشهی لوالوا، معتقد است در موستری لوانت، اگر اصطلاح تراشهی لوالوا تنها به تراشههایی با آمادهسازی شعاعی و یا مرکزگرا محدود شود، باعث میشود که بسیاری از تراشههای لوالوا (که در بسیاری جنبههای دیگر شاخص‌اند) را، لوالوا در نظر نگیریم (Crew 1975b:11).
در 1986، پرپیه100 نتایج جالبی را منتشر کرد. او مجموعهی آلت101 در شمال فرانسه با 198 تراشه که توسط سه متخصص پارینه‌سنگی (توفرو، پرپیه، بوئدا) مطالعه شده بود را مجدداً مطالعه نمود. این مجموعه به سه گروه دستافزار تقسیم شد: لوالوا، غیر لوالوا و نامشخص. نتیجهی جالب این بود که تنها 69 درصد از نمونهها در دستهبندی مشابه قرارگرفته بودند که نشاندهندهی پیچیده بودن تشخیص تراشهی لوالوا است. برای حل این مسئله، وی پیشنهاد میکند که از ویژگیهای شاخص کمی، برای تعیین ویژگیهای لوالوا و یا غیر لوالوا استفاده شود (Perpère 1986).
مسئله دیگر، تشخیص و تفکیک تراشه (تیغه یا تیزه) لوالوا است. در رابطه با متد لوالوا برای تیغهها، به نظر میرسد برای این شکل خاص فناوری اتفاق نظر وجود ندارد. پایه و اساس تعاریف مختلف برای تراشهی لوالوا، قابلیت تولید یک تراشه در هر توالی کاهش بود؛ اما این ویژگی که ویژگی اصلی کاهش لوالوا محسوب میشد، در تعریف روش لوالوا برای تیغهها وجود نداشت.
آمادهسازی سنگ‌مادر تیغهی لوالوا، به صورت دوسویه و با برداشت تراشههای بلند و باریک (تیغهها)، انجام میشود (Bordes 1961: 88)؛ برداشتههای بعدی سنگمادر از دو سکوی ضربهی مقابل هم ایجاد میشوند. تیکسیه102، آماده سازی سنگ‌مادر تیغه لوالوا را به صورت چهارگوش و متقاطع توصیف کرد که تمامی تیغهها از دو
سکوی ضربهی مقابل هم جدا میشود. پس از برداشتهای بیشتر، الگوی جای برداشتها بر روی تیغه از متقاطع به دو سویه تغییر میکند. در اینجا، تیغهها هم تولیدنهایی هستند و هم آمادهسازی برای مراحل بعدی (Tixier et al. 1980: 50).
تا اینجا تمرکز اصلی تمامی تعاریف بر جنبهی ریختشناسی برداشتههای تولیدشدهی لوالوا بوده است. از ریختشناسی منظم آن‌ها میتوان استنباط کرد که با راهبُرد ویژهای تولید شده بودند ولی خود این راهبرد بسیار کلی بررسی شده بود؛ یعنی اگرچه تراشههای لوالوا از نظر شکل کنترل شدهبودند، چگونگی این کنترل مشخص نبود. تنها برگن به این مسئله اشاره میکند که محل تقاطع وجهها، خطوط راهنمای برداشتههای بعدی هستند؛ اما او نیز در تعریف لوالوا تنها به توصیفات ریختشناسی اشاره میکند (Bourgon 1957).
بازسازی تیزههای بکرتاشیت103 در نقو104 برای مطالعهی استراتژی کاهش سنگ‌مادر، نشان‌دهنده‌ی متد لوالوا با دو سکوی ضربهی مقابل هم و خاص بود که این‌گونه توصیف شده است (Marks and Volkman 1987: 13-14):
1- آمادهسازی اولیهی قلوه‌سنگ کاملاً مشابه سنگ‌مادر کلاسیک لوالوا.
2- آماده سازی ستیغ بر یک سمت سنگ‌مادر تخت.
3- آمادهسازی دو سکوی ضربه بر هر انتهای ستیغ.
4- برداشت تیغههای ستیغدار.
5- برداشت تعدادی تیغهی کوتاه از سکوضربههای مقابل هم.
6- برداشت شمار جدیدی تیغهی کوتاه، این بار از سکوی ضربهی مقابل.
7- مرحلهی آخر با برداشت تیزهی لوالوا به پایان میرسد که از نظر ریختشناسی با الگوی جای برداشتهایی که توسط برداشت تیغهها ایجادشده مشخص میگردد.
چنین توالی کاهشی، به ویژه برداشتهایی که از کنارههای سنگمادر تخت ناشی میشوند (شکل 1)، کاملاً متفاوت با کاهش کلاسیک لوالوا هستند؛ با این وجود، تولید نهایی این نوع کاهش، تیزهی لوالوا نامیده میشود. برای نمونه، در لایهی چهار بکرتاشیت، تیزههایی که از نظر ریختشناسی مشابه هستند، تیزهی لوالوا در نظر گرفته نشدند چرا که آن‌ها از توالی کاهش دیگری به دست آمده بودند که هدف آن‌ها تولید خاص این نوع برداشتهها نبوده است. مارکس105و ولکمن106 معتقدند که لوالوا تنها محصول نهایی آمادهسازی سنگ‌مادر است (Marks and Volkman 1987).
همانطور که قبلاً اشاره شد تمامی تعاریف لوالوا بر تولید نهایی یعنی تراشهها، تیزهها و یا تیغههای لوالوا تأکید دارند. چنانچه در مثال تیغهی لوالوا اشاره شد، تعریف کلی استراتژی کاهش، از ویژگیهای ریختی تولید نهایی استنباط شده و تمامی جنبههای این فناوری را شامل نمیشود؛ بنابراین، فناوری لوالوا باید از زوایای مختلفی نگریسته شود. این امر همراه با آغاز مطالعات شناخت فناوری برای پارینهسنگی میانی و اعمال فن‌هایی همانند بازسازی و کارهای تجربی بوده است که دید ما را به این فناوری به میزان زیادی تغییر داده است.
پژوهشهای بعدی بر اساس روند کاهش پویا انجام گرفتند و این پرسش را مطرح کردند که آیا اصولاً روشی ویژه، تحت عنوان لوالوا وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد شاخصههای فنی آن چیست. این امر تغییری در رویکردهای پیشین در توجه به تراشههای لوالوا (و یا تیغهها و تیزهها) بود. در این تعریف نیز اندیشهی “ازپیشتعیین‌شدن”107 کماکان حضورداشته و تولید چندین برداشتهی ازپیشتعیینشده108 از یک سنگ‌مادر، یک روند رایج دانسته شد.
مسائلی که در رابطه با لوالوا و تعاریف آن مطرح است یعنی تعریف تولید تیغهی لوالوا از یک سو و تراشه و تیزهی لوالوا از سوی دیگر و ناسازگاری اینها باهم، تشخیص برداشتهی لوالوا را با مشکل مواجه کرد؛ بازسازی برخی سنگمادرهای تیزه نشاندهندهی روند تولیدی بود که با تصور پیشین از آن تفاوت داشت.
به طور کلی دیدگاههایی که در رابطه با لوالوا مطرح شدهاست را میتوان در دو گروه بررسی نمود: پژوهشگرانی مانند دیبل، لوالوا را روشی معرفی میکنند که منجر به تولید تراشههای زیادی از یک سنگ‌مادر میشود. این دیدگاه کاملاً در مقابل تعریف اولیهی لوآلوآ قرار دارد که تولید یک تراشهی ازپیش‌تعیین‌شده در هر کاهش را ویژگی ضروری برای لوالوا در نظر میگرفت (Dibble 1989: 425).
گروهی دیگر از پژوهشگران مسئله را نه در تعریف لوالوا که در سطح تولیدات و در معیارهای تشخیص تراشه، تیزه و تیغه میدانستند. بعدها با تغییر دیدگاههای تولید دستساختههای سنگی و استفاده از روشهای خاص، تردیدهایی در درستی تعاریف سنتی شکل گرفت؛ اما هر دو گروه این پژوهشگران جنبههای ریخت‌شناسی (سنگ‌مادرها و به ویژه برداشتهها) را بسیار مهم ارزیابی کرده (به این دلیل که وجود استراتژی لوالوا از وجود برداشتههای ویژهی ازپیش‌تعیین‌شده استنباط میگردد) و در مقابل به فناوری تولید اهمیت کمتری میدادند و در نتیجه ارتباطی میان روش های راهبردی و تولیدنهایی مشاهده نکردند (Van peer 1992).
برخی از مهمترین رویکردهای روش‌شناختی لوالوا بدین شرح است:
– بروس بردلی109
بردلی برای فهم استراتژی لوالوا بر پتانسیل کارهای تجربی تاکید کرد. وی معتقد بود که تعاریف سنتی دربارهی تراشهبرداری، کلی صحبت کرده و در مورد فناوری لوالوا بحث نمیکردند. در این روش، برای درک نظری استراتژی کاهش که اجازهی تولید تراشه خاص را میدهد، به صورت تجربی شروع به تولید تراشههای لوآلوآی کلاسیک نموده و از نتیجهی آن برای مقایسه با مجموعهی باستانی استفاده میگردد. در واقع، هدف اصلی او ارائهی تعریف جدیدی از لوالوا بر اساس کار تجربی نبود، بلکه از تجربه برای رسیدن به فهم وسیعتری از تولیدات لوالوا استفاده کرد (Brad
ley 1975).
– اریک بوئدا110
روش مورد استفادهی بوئدا ترکیبی از روش تجربی و ارزیابی الگوی تشخیص برداشتهها111 بود و از این نظر تقریباً مشابه روش کرو (Crew 1975) است. کار تجربی، هم چنین یک چهارچوب برای ارزیابی الگوی تشخیص برداشتهها112 ایجاد میکند. با استفاده از کار تجربی، میتوان مفهوم لوالوا که همان مفهوم حجمی است را قاعدهمند کرد. این مفهوم شامل دو وجه محدب و مقابل هم است که هر کدام عملکردی متفاوت دارند: یکی به عنوان سکوی ضربه و دیگری سطح برداشتهبرداری که برداشته از آن جدا میشود (Boeda 1995). وی شروط فنی که برای تولید تراشههای کنترل شده ضروری بود را به صورت زیر برمیشمارد:
1- سکوی ضربهی ترجیحی113
2- تحدب عرضی و قسمت بالایی سطح لوالوا114
بوئدا دو متد خطی115 (ایجاد یک تراشهی لوالوا در هر آمادهسازی سطح رویی)

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع و ماخذ پایان نامهاثرات ثابت، داده های تابلویی، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون

دیدگاهتان را بنویسید