پایان نامه درباره منابع غذایی، پیش‌فرض‌ها، خاورمیانه

دانلود پایان نامه

………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 94
5-33-2- اشکفت گاوی …………………………………………………………………………………………………………………………….. 95
5-33-3- مرودشت ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 96
5-33-4- ارسنجان ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 96
5-34- میناب ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… 98
5-35- جزیره‌ی قشم …………………………………………………………………………………………………………………………………. 98

فصل ششم: مطالعه فناوری لوالوا در فلات مرکزی، البرز، زاگرس …………………………………………………………. 99
6-1- مطالعهی فناوری لوالوا در فلات مرکزی: میرک ……………………………………………………………………………. 100
6-2- مطالعهی فناوری لوالوا در البرز: چشمه آقا …………………………………………………………………………………… 108
6-3- مطالعهی فناوری لوالوا در زاگرس: فارسان ……………………………………………………………………………………. 114
6-4- مقایسهی تطبیقی سه محوطه ……………………………………………………………………………………………………….. 120
6-5- نتیجهگیری ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 125

فصل اول
مقدمه و کلیات

1-1- تعریف مسئله
فناوری لوالوا (Mode III) در طی پلیئستوسن میانی و جدید در محدودهی جغرافیایی وسیع در تمامی دنیای قدیم یعنی آفریقا و بیشتر قسمت‌های اوراسیا از جمله بخش‌هایی از ایران مورد استفاده بوده و به عنوان یکی از مشخصههای پارینه‌سنگی میانی در نظر گرفته میشود. لوالوا مانند دیگر روشهای تراشهبرداری تحت شرایط مختلف، کارا و ناکارآمد است و میبایست در روند کاهش و کاربرد انواع برداشتههای خاص در طی پارینهسنگی میانی بر اساس الگوی معیشتی (مثل منابع غذایی، الگوی استقراری، رفتارهای فصلی و تأثیرات اقلیمی) و همچنین شرایطی که در آن مورد استفاده بوده، مطالعه شود.
اطلاعات موجود در ارتباط با استفاده از این فناوری در ایران محدود بوده و در محوطههایی مثل بیستون، مرتاریک، میرک و … گزارش شدهاست؛ ولی در رابطه با مفهوم و انواع مختلف آن در ایران بررسیهای دقیقی صورت نگرفته است. در نتیجه با توجه به خلأ موجود، نیازمند پژوهشهای دقیق در این زمینه است. در این پژوهش سعی بر آن است که مفهوم و فراوانی انواع مختلف لوالوا، بهینگی و کارایی آن -که منجر به استفادهی طولانی مدت از این فناوری در محدودهی جغرافیایی بزرگ شده بود-، با تمرکز بر سه سایت پارینه‌سنگی میانی در سه زیست محیط متفاوت، زاگرس (فارسان)، البرز (چشمهآقا) و فلات مرکزی (میرک) مورد بررسی قرار گیرد.
1-2- اهداف:
– شناخت فناوری لوالوا، مفهوم و انواع آن
– تعیین میزان فراوانی انواع مختلف فناوری لوالوا در زیستبومهای متفاوت بر اساس مجموعههای مورد مطالعه

1-3- سؤالات تحقیق:
– چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی در فراوانی انواع مختلف فناوری لوالوا در سه منطقهی زاگرس، البرز و فلات مرکزی دیده میشود؟
– در هر یک از مناطق فوق، میزان دسترسی سازندگان دست‌افزارهای ساخته‌شده با فن لوالوا به ماده خام چه تأثیری بر روی نوع و فراوانی کاربرد این فناوری داشته است؟

1-4- فرضیه‌ها/ پیش‌فرض‌ها:
– به نظر میرسد با توجه به شرایط زیستمحیطی متفاوت در البرز، زاگرس و فلات مرکزی تفاوتهای معنی‌داری میان انواع مختلف فناوری لوالوا در مناطق یادشده وجود داشته باشد.
– به نظر میرسد کاربرد فناوری لوالوا ارتباط مستقیمی با دسترسی سریع و آسان به منابع ماده خام مناسب داشته است.

1-5- مواد و روش انجام تحقیق
مواد: دستافزارهای سنگی محوطه‌های فارسان، میرک و چشمهآقا
روش انجام تحقیق: آزمایشگاهی (مطالعه دست‌افزارهای جمعآوری شده) و کتابخانهای (مطالعه منابع موجود)

فصل دوم
انسان در پارینه‌سنگی میانی

2-1- کشف
پارینه‌سنگی میانی تقریباً همزمان با ظهور و پراکندگی انسان نئاندرتال در حدود 200 -250 هزار سال پیش تا حدود 40 هزار سال پیش آغاز میگردد که همزمان با دوره‌های یخچالی طولانی و سرد و چندین دورهی کوتاه گرم و میان یخچالی است.
نخستین کشف گونهی نئاندرتال 3 سال پیش از انتشار کتاب خاستگاه گونههای داروین رخ داد. در تاریخ 4 فوریه 1857، هرمان شافهاوزن1، پرفسور کالبدشناسی دانشگاه بن2، در خصوص نمونههای یافت شده در غار فلدهوفر اظهارنظر کرده و پس از آن سال، در تاریخ 2 ژوئن، به همراه فولهروت3 جزئیات سنگوارههای کشف‌شده در دره نئاندر را منتشر کردند (Trinkaus and Shipman, 1993).
داستان نئاندرتال آن گونه که ترینکاوس4 و شیپمان5 (1993)توصیف کردهاند در درهی نئاندر در نزدیکی دوسلدورف6 آلمان آغاز گردید. کار معدن در غارهای آهکی فلدهوفر7، حدود بیست متر بالاتر از رودخانهی دوسل8 منجر به کشف فسیل مهمی شد (Cela-conde and Ayala 2007: 272).
در آگوست 1856، ورودی غار برای استخراج مواد ساختمانی منفجر شد و هنگام تمیز کردن دورریزها، چندین فسیل ا
ستخوان ظاهر شد که شامل قسمت فوقانی جمجمه (Skullcap)، استخوان لگن(Hipebones)، دندهها(Ribs) و قسمتی از بازو بود که به نظر میرسید متعلق به جانوری تنومندتر نسبت به انسان کنونی باشد. کارگران معتقد بودند که این بقایای خرس غارنشین بوده و آن‌ها را به آموزگاری به نام یوهان فولهرت9، در مدرسهی البرفرد10 نشان دادند. وی، آن‌ها را متعلق به انسانی ابتدایی و قوی جثه دانست. در 1864 و طی جلسهای با انجمن بریتانیایی ترویج علم11، ویلیام کینگ12، پرفسور ایرلندی کالج کویین13، بقایای این انسان را با عنوان انسان نئاندرتال14 طبقهبندی نمود (King 1864). به عقیدهی کینگ با وجود تفاوتهای قابلتوجه میان این موجود و انسانها، گونهای جداگانه ایجاد نشده ولی آن‌ها، دو جنس (Genus) مجزا هستند. در حقیقت او معتقد بود که گونهی نئاندرتال شباهت زیادی را به شامپانزه نشان میدهد (Cela-conde and Ayala 2007: 273).

مطلب مرتبط با این موضوع :  منبع تحقیق درموردحق مالکیت، جریان ثبتی، قانون مدنی، ماهیت حقوقی

2-2- منشأ
به احتمال زیاد نئاندرتال از نیاکان اروپاییاش در طی پلیئستوسن میانی یعنی انسان راست قامت (Homo erectus) نشأت گرفته است (Stringer and Gamble 1993: 65). اگرچه فسیلهای درهی نئاندر از نخستین نئاندرتالهایِ شناخته‌شده بودند، ولی برخی گونههایی که در این ردهبندی (Taxon) جای گرفتند، سه دهه پیشتر کشف‌شده که در آن زمان جزء نئاندرتالها طبقهبندی نشده بودند. در 1829، فیلیپ چارلزشمرلینگ15 پزشک بلژیکی و آناتومیست 3 جمجمه در غار اِنجی16 بلژیک یافت. اولی بسیار تخریب‌شده و متعلق به انسان مدرن بود، اما سومی متعلق به یک نئاندرتال 2 یا 3 ساله بود (Conroy 1977) که بسیار خوب باقی مانده بود. دیگر جمجمه کامل نئاندرتال که در زمان خودش تشخیص داده نشد در 1848 در معدن سنگ فوربز17 یافت شد (هموکالیپیکوس18؛ Keith1911). پس از کشف فلدهوفر، دیگر نئاندرتالهای اروپایی در موراویا، کرواسی، فرانسه، آلمان، ایتالیا و اسپانیا یافت شدند. در مناطق شمالی قاره اروپا، استقرار نئاندرتال دیده نمیشود. قلمرو آن‌ها شامل اروپا، بخشهایی از آسیا و بخشهایی از منطقهی سیبری است. همان‌گونه که انتظار میرفت، نمونهها متعلق به چندین گونهی مختلف بودند (Homo primigenius, Schaaffhausen, 1880;Homo transprimigenius, Forrer, 1908; Homo breladensis; Marett, 1911). نئاندرتالهای خاورمیانه نیز، نخستین بار در 1929 توسط دوروتی گارود کشف شدند(Cela-conde and Ayala 2007: 274).
قدیمترین گونهی شناختهشدهی نئاندرتال –صرفنظر از نمونههای سیمادولوزوئز19 – از ارینگسدورف20 در نزدیکی وایمر21 آلمان کشف شده است. گونههایی که در این محوطه در خلال سال‌های 1908و 1927 کشف شدند شامل جمجمه، فک پایین و چندین قطعهی اندامی (post cranial) بوده که متعلق به افراد مختلف است که حداقل یکی از آن‌ها کودک (infant) بوده است (Weidenreich 1927).یکی از جمجمهها که توسط وایدنرایخ22 بازسازی شد، ویژگیهای مشترک زیادی با نئاندرتال یخبندان وورم23داشت ولی پیشانیاش صاف و کشیده بود که به نظر برخی متخصصان مثل کندی24 (1980) این تفاوت ناشی از بازسازی نادرست است. تاریخ گذاری ESR و Uranium series نشان داد که فسیلهای ارینگسدورف حدود 230 هزار سال قدمت دارند (Cook et al, 1982; Grun and Stringer, 1991). این تاریخ را استرینگر25 و گمبل26 (1993) تاریخ جداسازی نئاندرتال و مدرن در نظر گرفتند. کالین گرووز27 (1989) گونهی ارینگسدورف را نئاندرتال دانست که مورد پذیرش همگان قرار نگرفت. کونروی28(1997) این فسیل را یک انسان هوشمند”باستانی”29 در نظر میگیرد. پیوریه30(1987)، به نزدیکی میان نمونهی ارینگسدورف، سوانسکومب31و اشتاینهایم32 اشاره کرده و درعین‌حال تاکید دارد که گونههای ارینگسدورف شباهت بیشتری با نئاندرتالهای جدیدتر دارد.
به طور کلی، روشها و راههای مختلفی برای دیدن منشأ نئاندرتال وجود دارد: (Cela-conde and Ayala 2007: 274-5)
1- پیدایش نخستین: اگر که فسیل‌های “باستانی”(Archaic) اروپایی که به مراحل اولیهی دورهی میان یخبندانی میندل-ریس33و یا گونههای پیشتر از آن، نئاندرتال در نظر گرفته شوند.
2- پیدایش میانه: اگر که گونهی ارینگسدورف و شاید گونههایی از دیگر سایتها (با قدمت مشابه مثل پونتنیوید34 در ولز35 انگلستان (Green et al., 1981) و یاساکوپاستوره36 در ایتالیا (Condemi, 1988)، به عنوان نخستین نئاندرتالها در نظر گرفته شوند.
3- پیدایش پایانی: اگر که نئاندرتال “کلاسیک” به عنوان انسانریخت (Hominine) هایی که در جنوب و شرق اروپا در آغاز یخبندان وورم زندگی میکردند، در نظر گرفتهشوند؛ این دیدگاه توسط کلارک هاول37 (1952و 1957) مطرح شد و به عنوان یک دیدگاه سنتی در نظر گرفته میشود.

مطلب مرتبط با این موضوع :  منابع پایان نامه ارشد دربارهفضای مجازی، عقد اجاره، انتقال مالکیت، قانون حاکم

2-3- پراکنش نئاندرتالها
نئاندرتالها در طی پلیئستوسن میانی و جدید در اکثر نقاط اروپا مستقر شده بودند و تا حدود 60000 سال قبل در آب و هوای فصلی دشتهای روسیه و یا کوهستانهای مرتفع زندگی نمیکردند. سکونتگاههای مناسب برای آن‌ها دشتهای غربی (جایی که تنوع فصلی دما ملایم بوده است، همانند اقلیم اقیانوسی امروزی) و فلات مرتفع در ارتفاعات کم بوده است، چه در دشتهای شمالی فرانسه، بلژیک، انگلستان و آلمان و یا در درههای جنوب غرب فرانسه، جنوب آلمان و مرکز اروپا؛ در حقیقت، محوطهها در مکانهایی که گلههای حیوانی متنوع و بزرگ که نئاندرتالها به آن‌ها وابسته بودهاند قرار داشته است. توالیهای استقراری طولانی مدت در محوطههایی مثل موستیر38 و یا کومبگرونال39 در درهی دوقدوین 40، که از نظر ابزارهای سنگی غنی هستند، در طی قرنها و هزارهها شکل‌گرفته‌اند و نشان‌دهنده‌ی استفادهی مکرر از چنین مکانهایی است.
اگر به صورت عرضی، از شمال به جنوب ا

دیدگاهتان را بنویسید