Posted on

از بسیاری جهات، امسال سال گوگل بود. اول از همه، گوگل در آخر موفق شد تا سلطنت اپل بر بازار تلفنای هوشمند رو با توقف تولید نکسوسا و جانشین کردن شون با برند پیکسل به رقابت بکشه. پس از اون با ظهور پیکسلا، در آخر موفق شدیم تا واقعیت مجازی موبایلی درجه یه رو هم با پلتفرم Daydream تجربه کنیم که از پایه آینده واقعیت مجازی اندرویده.

اما به غیر از این، تکنولوژیای جذاب دیگری هم دیدیم. پرچمدارهای خوش قیمتی مثل وان پلاس ۳ و ۳T رو یادمون نره، یا دوربینای دوگانه ای که ال جی، هوآوی و اپل به کار گرفتن. از سمت دیگه، گلکسی نوت ۷ گوشی موبایل فوق العاده ای به نظر می رسید که با شکست بدی مواجه شد؛ اما سری گلکسی اس ۷ تونست موفقیت بالایی به دست بیاره و سامسونگ رو بازنده جلوه نده.

اگه متوجه اون نشدین، از پایه همه گجتای خوب امسال تلفنای همراه بودن که در کنار اون پوشیدنیا هم قرار داشتن. اما به چه دلیل پوشیدنیا تا این حد در سال ۲۰۱۶ رو به فراموشی رفتن؟ و این اتفاق در مورد آینده اونا چه میگه؟ آینده اسمارت واچا، پایشگرهای سلامتی و دیگه پوشیدنیای هوشمند اونقدر که به نظر می رسه، ترسناکه؟

ماجرا از کجا شروع شد؟

با اینکه پوشیدنیای هوشمند بسیار جدید به نظر می رسن، اما این شاخه از اجناس یکی-بیست سال س که واسه جلب توجه همه مردم در تلاش هستن. ساعتای دیجیتال که دیگه مُد روز نیستن، اولین بار در سال ۱۹۷۲ پا به میدون وجود گذاشتن؛ اونا رو میشه اولین قدم در جهت تولید ابزارهایی نامید که حالا منتهی به ساخت اپل واچ و پوشیدنیای اندرویدی شدن.

با این حال، پس از مدت محدودی محبوبیت، بیشتر خریداران ساعتای هوشمند ترجیح دادن تا از همون وسایل سنتی و قدیمی شون، یعنی ساعتای آنالوگ دوست داشتنی استفاده کنن. سال ۱۹۸۴، ساعت Seiko RC-1000 Wrist Terminal (بله دقیقا با همین نام) عرضه شد و اولین ساعت مچی کامپیوتری اون دوران بود که در واقع یه چیپ کامپیوتری درون خود داشت.

۱۹ سال بعد، شرکت Fossil ساعت Wrist PDA خود رو عرضه کرد که در واقع یه PalmOS PDA روی مچ دست بود. اما هیچ کدوم از دیوایسای امروزی حرف جدیدی واسه گفتن ندارن و فقط محدودیتای فناوری امروز رو یادآور می شن.

می شه گفت اولین دیوایسی که آتیش پوشیدنیای هوشمند رو شعله ور کرد، Pebble بود. یه صفحه کیک استارتر در سال ۲۰۱۳ که ساعتی با نمایشگر مونوکروم و سیستم دلیلی جدید رو به نمایش می گذاشت؛ سیستم دلیلی که می تونست با اندروید و iOS هم رابطه برقرار کنه.

وقتی این پروژه کیک استارتر به موفقیت ختم شد، Pebble از راه فرشگاه Best Buy به دست مردم رسید، اما فقط واسه پنج روز. در همین مدت زمان کم، همه موجودی ساعتایی که پبل ساخته بود به اتمام رسید.

همین باعث شد تا شرکتای بزرگ مثل گوگل، اپل، ال جی، مایکروسافت، سونی و تعداد خیلی زیاد دیگری به پیشرفت ساعت هوشمند خود روی بیارن اما سامسونگ با Galaxy Gear، اولین بود. Galaxy Gear با اندروید ۴٫۲ عرضه شد؛ هرچند بعدا سامسونگ واسه خط ساعتای هوشمند خود سیستم دلیلی به نام تایزن رو آماده کرد.

از اون به بعد، بیشتر شرکتای شناخته شده بخش تکنولوژی، انگار در این جریان مشارکت کردن. ال جی با G Watch، چینیا با هوآوی واچ و اپل هم با ساعت محبوب و گرون اش بازار رو به دست گرفتن.

خیلی با اهمیته که نگاهی کوتاه و کامل به گذشته این دستگاه ها داشته باشیم تا باقی بحث رو بهتر درک کنیم. اول از همه، باید ذکر کنیم که اسمارت واچای ابتدایی، ساخته نشدن تا خواستی که قبل از اون برآورده نشده بود رو برطرف کنن.

تقریبا تموم این خواسته ها رو موبایلامون برآورده می کنن و حتی اسمارت واچا به حد کافی هم در ایجاد رابطه ساده تر تاثیر ندارن. دستگاه ها این پتانسیل رو دارن که به کاربر اجازه بدن تا بدون دست زدن به گوشی موبایل اش، نوتیفیکیشنا رو ببینه اما اینجور مسئله ای زیر سایه حقیقت دیگری قرار گرفت: هنوزم واسه تعاملات ابتدایی با نوتیفیکیشنا نیازمند حضور گوشی موبایل هستیم.

پس، اسمارت واچا فقط یه دریافت کننده اخطار هستن و نه بیشتر. فاصله میان دریافت تا پاسخگویی به اونا به وسیله ساعتای هوشمند خیلی پوشش معقولانه ای نداره و بیشتر این وسیله ها کارایی خاصی از خود به نمایش نمی ذارن.

البته، ساعتای هوشمند تنها نوع تکنولوژیای پوشیدنی نیستن. هدستای بلوتوث، هدستای واقعیت مجازی، پایشگرهای سلامتی و ساعتای ورزشی رو هم باید در این رده در نظر گرفت. دلیل اینکه اسمارت واچا رو مهم ترین کالای این شاخه میدونیم، وسعت کارایی و پوشش نیازای بیشتر نسبت به باقی وسیله ها هستش.

نگاهی به آمار و ارقام

همونطور که بالاتر گفته شد، پبل اولین ساعت هوشمند بود که در اولین سال عرضه اش ۴۰۰ هزار واحد فروخت. در سال ۲۰۱۴، فروش پبل به حدود ۷۰۰ هزار واحد رسید اما اوایل امسال، پبل عزمشو جزم کرد واسه ساخت پبل ۲، پبل تایم ۲ و پبل تایم راند و محصول جدیدی به نام Pebble Core (پوشیدنی هوشمندی با توانایی الکسای آمازون) به کیک استارتر برگرده.

جذب سرمایه دوباره هم با موفقیت انجام شد و بیشتر کالاهایی که نام اونا رو شنیدید همین حالا به بازار عرضه شدن، با این حال Pebble Core هنوز به مرحله عرضه رسمی نرسیده و با وجود فروش ضعیف اجناس شرکت، ممکنه آینده ای شوم در انتظارش باشه.

پبل ممکنه که اولین نام بزرگ شاخه پوشیدنیای هوشمند باشه، اما سامسونگ تونست با فروش تقریبی دو برابر بیشتر در سال ۲۰۱۴ (حدود ۱٫۲ میلیون واحد Gear) خیلی سریع تاج و تخت رو در اختیار بگیره.

بخشی از دلیل موفقیت سامسونگ در این بازار، حمله یهویی کره ایا بود. به جای ساختن یه قطعه واحد، سامسونگ ترجیح داد تا چندین دیوایس جور واجور با چندین کارکرد و سیستم عامل جور واجور عرضه کنه. همزمان با عرضه اولین ساعتای هوشمند Android Wear، سامسونگ ۶ مدل دستگاه داشت: Gear (تایزن)، Gear Live (اندروید)، Gear Fit (تایزن)، Gear 2 (تایزن)، Gear 2 Neo (تایزن) و Gear S (تایزن).

با اینکه سامسونگ در اون دوران غوغایی به پا کرده بود ولی افتخار «اولین دیوایس مجهز به Android Wear» به LG G Watch می رسه که دوران سلطنت بسیار کوتاهی داشت. تقریبا همزمان با اون، Samsung Gear Live و Moto 360 هم عرضه شدن. از تابستون سال ۲۰۱۴ تا آخر سال، حدود ۷۰۰ هزار دستگاه مجهز به Android Wear فروش رفتن.

اما برگ برنده اصلی رو اپل با ساعت هوشمند خود در آوریل ۲۰۱۵ رو کرد و در عرض چند هفته، یه میلیارد دلار درآمد به دست آورد. درست مثل دیگه اجناس اپل، عکس العمل به اپل واچ در هفته های ابتدایی فوق العاده عالی بود. قبل از اپل واچ، میانگین قیمت وسایل پوشیدنی حدودا ۱۸۹ دلار بود و با اومدن اپل واچ، این رقم به بیشتر از دو برابر، یعنی ۲۹۰ دلار رسید.

بدیش اینه، اپل علاقه ای به اعلام آمار فروش دستگاه های خود نداره اما تحلیل کنندگان پیش بینی می کنن که طی سال ۲۰۱۵، اپل تونست ۱۲ میلیون ساعت هوشمند بفروشه. واضحا، تقاضایی واسه ساعتای هوشمند گرون هم هست. نه، بهتره بگیم وجود داشت.

قیاس گزارش مالی گذشته امسال شرکتا با سال گذشته، حکایت از کاهش فروش ۵۲ درصدی این وسیله ها دارن. این گزارش پوشش دهنده همه نوع دستگاه با هر سیستم عاملیه. حتی اپل، که بازار پوشیدنیای هوشمند رو به اشغال خود در آورده بود و همین چند ماه پیش هم نسل دوم ساعتش رو عرضه کرد، تماشاگر افت زیادی در فروش اپل واچا بوده.

طی فصل سوم سال مالی فعلی، اپل فقط ۱٫۱ میلیون ساعت فروخته در حالی که این رقم سال گذشته کمی کمتر از ۴ میلیون واحد بوده. این یعنی کاهش فروشی ۷۲ درصدی واسه شرکتی که مسئول فروش ۷۰ درصد کل وسایل این بخش س.

بسیار زیاد و نه خیلی زیاد

اگه سهم رو به نابودی بازار پوشیدنیا رو در تکنولوژی مصرف کننده-محور دنبال کنین، میفهمید دلیل این فراموشی به طور کامل توجیه پذیره. مثلا، موتورولا که شاید موفق ترین ساعت هوشمند اندرویدی رو ساخته، هیچ دستگاه جدیدی از سری Moto واسه سال ۲۰۱۷ تدارک ندیده. حتی گوگل هم عرضه Android Wear 2.0 رو به سال ۲۰۱۷ انداخت؛ در حالی که ارائه اون واسه پاییز زمان بندی شده بود.

وقتی کمی از بالاتر ماجرا رو ناظر باشین، چند مسئله براتون روشن می شه. اول از همه، دیوایسای پوشیدنی تلاش می کنن جایگاه خاصی از بازار رو به اشغال خود درآورند که قبل از اون به وسیله اسمارت فونا پر شده. موفقیت و پیشرفت اینجور فناوریایی در حالتی خود رو نشون میده که عامل تازه ای واسه رو کردن داشته باشن.

با کارایی کم شون، ساعتای هوشمند هزینه سنگینی روی دست کاربر می ذارن و کسی مایل نیس صدها دلار واسه دستگاهی که فقطً نوتیفیکیشنا رو اعلام می کنه بپردازه، مگه اینکه کاربرد مفیدتری واسه اون پیدا کنه. تقریبا در بیشتر موارد، لازمه تلفن هوشمندتون رو به همراه داشته باشین تا پوشیدنیا درست کار کنن.

حتی ساعتایی که می تونن بدون تکیه به گوشی موبایل تماس بگیرن و پیام ارسال کنن، هنوز نمی تونن تجربه دلچسبی از وبگردی، فرستادن پیام، تماشای ویدیو، تصویر و چندین و چند کار دیگه رو ارائه بدن. وقتی قراره تلفن رو همیشه همراه داشته باشیم، و وقتی تلفن می تونه تجربه بهتری ارائه دهد، به چه دلیل ساعت هوشمند؟

مسئله دیگه، هزینه های یه اینجور دستگاهیه. البته انتظار میره که کم کم، قیمتا کم بشه و اجناس خوش قیمت شن اما کاهش قیمت شک نداشته باشین همراه با ایجاد محدودیت میشه.

پوشیدنیای هوشمند در آینده ما جایی دارن؟

صحبت درباره آینده تکنولوژی پوشیدنی کمی سخته، اما شک نداشته باشین ما هنوز انقلاب پوشیدنیا رو به طور تموم و کمال به چشم ندیده ایم. هرچه نباشه، ساعتای مچی سنتی و آنالوگ بازم جزو ملزومات خیلی از مردم تلقی می شن؛ پس وقتی درباره تکنولوژیای لازم مصرف کنندگان در ساعتای مچی صحبت می کنیم، هنوز پتانسیلای کشف نشده زیادی هست.

امروز روز، ما تماشاگر دو نوع تکنولوژی پوشیدنی هستیم؛ دستگاه هایی که روی عملکردهای جور واجور مبتنی هستن و دستگاه هایی که بر ارائه تجربه ای کاربری تمرکز دارن. پایشگرهای سلامتی و پوشیدنیایی مثل این، قابلیتایی رو ارائه میدن که بیشتر اسمارت فونا از ارائه شون ضعیف هستن؛ پس این نوع از پوشیدنیا شاید هنوز راه درازی در پیش دارن.

در طرف دیگه، ساعتای هوشمندی مانند موتو ۳۶۰ و هوآوی واچ کالاهایی لوکس تلقی می شن؛ اونا قابلیتایی رو ارائه نمی دن که روی نمایشگرهای بزرگتر یا موبایلای هوشمند قوی ممکن نباشه. عوضش، ساعتای هوشمند، کالاهایی گرون هستن که تعداد محدودی از قابلیتای موبایلای هوشمند رو واسه دسترسی پذیری بهتر، به مچ دستان تون میارن.

بعضی از برنده های غیرفعال در بخش تکنولوژی، مانند رویایی و Kate Spade، در حال ورود به بازار پوشیدنیا با دستگاه های هیبریدی هستن. یه ساعت هیبریدی به صورت عادی، طراحی ساعتای مچی آنالوگ سنتی رو به ارث برده اما بازم از اتصال بلوتوث، ویژگیای پایشگر سلامتی و چند توانایی هوشمند دیگه بهره میگیره.

این ساعتا از اون جایی که احتیاجی به انرژی زیادی واسه برق رسانی به نمایشگرهای دیجیتال و پردازندها ندارن، عمر باتری به مراتب بیشتری رو در اختیار کاربر می ذارن. اما عوضش نبود وجود نمایشگر بدین معنا هستش که دستگاه های هیبریدی، قرار نیس واسه نمایش نوتیفیکشنای موبایل شما مورد استفاده قرار بگیرن.

احتمال داره که اینجور ساعتای کاربردی تری تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس، سهم بیشتری از بازار رو به دست آورده و روی دست قشر بیشتری از مردم دیده شن. اما از طرف دیگه، شاید نشونه های دیگری هم باشه که از آینده ای خوش بینانه واسه تکنولوژی پوشیدنیا خبر میده.

وقتی گوگل موبایلای جدید پیکسل رو واسه اولین بار معرفی کرد، از Daydream هم پرده برداشت که پلتفرمی واقعیت مجازی در بطن اندرویده. الان، دستگاه های موافق با Daydream خیلی کم هستن اما قابلیتای عالی این پلتفرم، مطمئناً راه رو واسه عرضه موبایلای اندرویدی موافق بیشتر، صاف می کنه.

هرچه واقعیت مجازی با محبوبیت بیشتری مواجه می شه و Daydream بیشتر از قبل رشد می کنه، احتمال داره که تماشاگر ترکیب ساعتای هوشمند و دیگه پوشیدنیا با تجربه غایی واقعیت مجازی یا واقعیت اضافه باشیم. مثلا به جای یه کنترلر، ممکنه بشه با به کار گیری ساعتای هوشمند به عنوان یه جور سنسور، از راه دستا با محیط مجازی تعامل داشت.

همینطوری، دستگاه های پوشیدنی ممکنه با واقعیت اضافه هم ترکیب بشن تا بشه با یه ساعت هوشمند، به دستگاه های بهره مند از تکنولوژی تانگو، اجازه تشخیص بهتر حرکات کاربر در محیط نقشه برداری شده رو داد. به صورت خلاصه، هم Daydream و هم Tango می تونن با به کار گیری پوشیدنیا، تجربه ای درگیرکننده تر از واقعیت مجازی و اضافه ارائه بدن.

پردازش ابری مطمئنا یکی از مهم ترین عوامل در رشد هرچه بیشتری بازار پوشیدنیا هستش. با اینکه این اجناس از نظر اندازه بسیار محدود هستن اما می تونن از اهرم پردازش ابری واسه رسیدن به قابلیتا و قدرت بیشتر، و هم قیمت گذاری مقرون به صرفه استفاده کنن. علاوه بر این، گذر از اتصال مخابراتی ۴G به ۵G ً بهبود زیادی در کارکرد تکنولوژی پوشیدنیا به وجود میاره.

به عنوان جمع بندی، شک نداشته باشینً ما هنوز تکنولوژی غایی پوشیدنیا رو ندیده ایم ولی باید منتظر تغییراتی اساسی در بازار پوشیدنیا تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس بود. اما نظر شما درباره این تکنولوژی چیه؟ تا به امروز ساعتی هوشمند جفت و جور کردین؟ اگه خیر، چی شما رو از خرید اینجور کالاهایی باز داشته؟ نظرات خود رو با سایت ما به اشتراک بذارین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *