Posted on

Negotiations-skills

احساسات شما در مذاکرات اهمیت زیادی داره، اونا به عنوان سوخت واسه رفتارای شما عمل میکنن و به شما انرژی میدن و شما رو در مذاکرات تون با افراد جور واجور قدرت می بخشه. ولی چیجوری باید این احساسات رو به عنوان یه فن گفتگو به کار ببریم؟

به گزارش آلامتو به نقل از ibazaryabi.com؛ بیشتر مردم از قبول کردن همه وسعت احساسات شون سر باز میزنن چون که می ترسن تا توانایی شون رو واسه تفکر منطقی و اقدامات هدف دار از دست بدن، از این رو متخصصین بخشای روانشناسی و کار و کاسبی همیشه تلاش می کنن پیشنهادهایی واسه مدیریت و غلبه و حتی ندیده گرفتن احساسات ارائه کنن.

درزمان تحقیقات زیادی که انجام شده به این نتیجه رسیدن که ً احساسات نباید مدیریت شن یا برآنها غلبه شه. احساسات منفی یا مثبت منبعی مهم واسه ایجاد مزیت واسه شمان. اما نکته کلیدی در اینجاس که باید در بین یه گفتگو بتونین احساسات خود رو خیلی سریعً شناسایی کنین و خیلی سریعً دست به آزمایش اونا بزنین تا بدونین به شما کمک می کنن یا نه؟ پس از اون باید بدون اتلاف وقت اون احساس رو افزایش یا کم کنین و بعضی وقتا اونو به یه احساس دیگه تبدیل کنین.

سخن گفتن از این چیزها به نظر آسون تر از عمل کردن به اونا هستش ولی نگران نباشین، ما ۵ روش واسه استفاده به درد بخور از احساسات در بین آماده کردیم .

قدم اول : حواس جمع باشین

حواس جمع موندن درزمان یه گفتگو اولین قدمه، حواس جمع بودن به معنی اینه که بتونین همه اتفاقاتی که در دور و بر تون اتفاق می افته رو فهمیده باشین، سخنان طرف مقابل رو خوب بشنوین و به حالتای چهره اون خوب توجه کنین و احساسات خودتون مثل غرور و یا گیج شدن رو زیر نظر داشته باشین.

تصور کنین که یه مدیر اجرایی هستین که ماهانه جلساتی واسه ارائه روش هدف دار بازاریابی یه محصول جدید دارین. بازم که ایده خود رو ارائه می کنین احساس غروری به وجود اومده از طریق ارائه خوب تون به شما دست میده اما همزمان یه حس نا امیدی هم بر شما پیروز میشه چون می فهمید که بعضی ادما از پیشنهادات شما خوششون نمیاد. تشخیص دادن و توجه کردن به این احساسات اولین گامه، پس از اون شما باید به آزمایش اونا بپردازید.

در اینجور موقعیتی باید از خود سوال کنین که این احساساتی که موجب ناامیدی شما شدن شما رو در رسیدن به هدف تون کمک می کنه یا اینکه مانع اون می شه. اگه کمک کننده هستن پس احساساتی به درد بخور ان در نتیجه با خیال راحت اون حس رو تجربه کنین اما اگه فکر می کنین که این احساس کمکی به شما نمی کنه باید راه اون احساس رو تغییر بدین.

اینجا نقطه ایه که قدم دوم شروع می شه. هدف شما در قدم ۲ تا ۴ اینه که یاد بگیرین اون احساسی رو که می خواین با خیال راحت تجربه کنین، چه حس نا امیدی باشه چه حس عصبانیت چه همدلی یا خوشحالی، چون که شما باور دارین که این احساس به شما کمک می کنه.

قدم دوم: محرکای احساسی خود رو شناسایی کنین و روی چیز دیگری تمرکز کنین

وقتی تونستید احساسی رو که می خواین تغییر بدین و شناسایی کنین، باید منبع اونو پیدا کنین. مثلا می تونین اتاقی که در اون هستین رو بررسی کنین، به افراد اون اتاق توجه کنین و عکس العملای اونا رو زیر نظر بگیرین و یا به بقیه عوامل محیطی دقت کنین. موقع این بررسی ممکنه فهمیده باشین که فرد بغل دستی شما با ترشرویی و ابروهای بالا انداخته همون فردیه که باعث نا امیدی شما شده.

در اینجاس که تونسته اید محرک ایجاد احساس تون رو تشخیص بدین و می تونین روی افراد یا چیزای دیگری تمرکز کنین. شاید شنیده باشین که روانشناسان می گن وقتی می خواین آرامش پیدا کنین چشمون تون رو ببندین و ساحل دریا رو تصور کنین، این همون نکته ایه که ما باید توجه داشته باشیم و اون تغییر نقطه تمرکزه. در این مثال شما می تونین به جای مرد ترشرو به مدیرعاملی که لبخند بر لب داره و با سر سخنان شما رو تائید می کنه، توجه کنین.

قدم سوم : محرکا رو بازتفسیر کنین

تفسیری که ما معمولا از محرکای محیطی داریم براساس چیزیه که از اون بیشترین ترس رو داریم. در همین مثال ممکنه شما مرد ترشرو رو در جایگاه یه منتقد بی رحمی ببینین که می خواد پیشنهادات شما رو رد کنه چون شاید هول و ترس دارین که ارائه تون به اندازه کافی خوب نبوده باشه.

اما شما می تونین این محرک رو به شکلی دیگه تفسیر کنین تا احساسی دیگه رو در خود بسازین، فرض کنین دلیل ترشرویی و ابروهای بالاانداخته فرد بغل دستی تون اینه که لنزهای چشمی اش رو فراموش کرده و مجبوره واسه خوندن نوشته ریز روی پرده چشمانش رو لوچ کنه.!

این یه تفسیر متفاوت از همون اطلاعات و محرک بود ولی این بار می تونه باعث برانگیخته شدن احساس همدلی یا آسودگی در شما شه.

قدم چهارم: با تغییر علایم فیزئولوژیکی خودتون احساس تون رو تغییر بدین

اگه قدم ۲ و ۳ به کارتون نمیاد شاید احساسات بر شما پیروز شدن و یا بقیه نا امیدی شما رو دیده ان، اما یه راه دیگه ای هم هست.

شما می تونین بعضی حالتای فیزیولوژیک خود مانند حالت چهره، ژست بدن یا سرعت تنفس رو تغییر بدین تا بتونین احساسات خود رو افزایش یا کم کنین یا جانشین کنین. اگه در حالت ناامیدی هستین می تونین چند نفس عمیق بکشین و یا سرعت سخنرانی خود رو پایین بیارین.

قدم پنجم: کارایی بکنین که بقیه ببینن

گامای قبلی بیشتر یه عکس العمل داخلی بودن که تو ذهن شما اتفاق می افتادن و واسه افراد مقابل شما قابل رویت نبودن اما تجربه یه حس به تنهایی کافی نیس رفتار واقدامات شما باید اون احساس رو مشخص کنه. شما می تونین این عکس العمل رو به طور کلامی بروز بدین مثلا از مرد ترشرو به خاطر فونت ریز اسلایدها معذرت خواهی کنین یا یه رفتار غیر کلامی اجرا کنین مثلا یه قیافه عجیب غریب تر از ترشرویی به خود بگیرین و یا هر دو کار رو انجام بدین وسپس با لبخند از مرد ترشرو دلیل اخم کردنش رو سوال کنین.

مهارت پیدا کردن در گامای ۲ تا ۴ می تونه در این قدم مهم کارساز باشه و گفتگو رو جلو ببره. احساسات چیزی هستن که درزمان یه گفتگو همیشه به سراغ شما میان اما این شمایید که می تونین به اونا اجازه ندین بر شما مسلط شن و با کنترل آگاهانه و با یه نقشه حساب شده بهترین ارزش رو از اونا استخراج کنین.

فنون گفتگو در بازاریابی و مدیریت

اصول مهارت گفتگو در زندگی

آی بازاریابی گفتگو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *